
به گزارش ورزش سه، امشب بایرن مونیخ بارها به دیوارِ سرسخت سنپائولی کوبید، ولی صدای فلز شاید بلندتر از هر فریادی در آلیانتس آرنا شنیده شد. سه بار توپ به تیرک خورد؛ سه لحظهای که استادیوم مملو از تماشاچی در باواریا بین اضطراب و شادی معلق ماند. اگر قرار بود این بازی را با یک تصویر خلاصه کنیم، شاید همان برخورد توپ با آهن سردِ دروازه بهترین روایت تصویری باشد: فشار بیامان، ضربههای پشتسرهم، اما ممانعت یک مانع فیزیکی به نام تیر دروازه.
اولین ضربه متعلق به لنارت کارل بود. نوجوان درخشان بایرن با آرامش و اعتمادبهنفس، پاولویچ را در نیمفضای راست همراهی کرد و توپ را با یک چرخش نرم با پای چپ به سمت تیر دوم فرستاد. ضربهی او از همان لحظهای که از پایش جدا شد بوی گل میداد؛ اما توپ به شکلی بیرحمانه به تیر کوبید و برگشت. حتی دیاز هم که برای ریباند کمین کرده بود، در آفساید قرار داشت؛ انگار دروازه قصد نداشت تسلیم شود.
دومین نالهی آهن بعد از اصابت شوت تام بیشوف بلند شد؛ هافبک جوانی که تصمیم گرفت پیچیدگی را کنار بگذارد و با شوتی محکم و ناگهانی شانسش را امتحان کند. توپ در میانه راه برخوردی خفیف با بازیکنها داشت و مسیرش کمی تغییر کرد؛ این تغییر کوچک کافی بود تا توپ به تیر بالایی برخورد کرده و گل نشود. واسیلیج فقط با نگاه توپ را بدرقه کرد؛ دروازهبان سنپائولی در آن لحظه کاملاً مغلوب بود، اما باز هم فلز تیر دروازه مانع شد.

سومین تیر اما سنگینترین ضربه را به روان بایرن وارد کرد. دقیقه ۸۱، بازی هنوز یک-یک دنبال میشد و هری کین در شش قدم، از زاویهای بسته توپ را با غریزهای که سالها در لیگ برتر صیقل خورده، به سمت دروازه شلیک کرد. توپ بعد از برخورد با دست واسیلیج مسیرش را تغییر نداد ولی مستقیماً به تیر عمودی سمت چپ کوبید و بیرون آمد. سه تیر در یک بازی، نشانهای از فشار، کیفیت، اما در عین حال مقاومت و البته شانس حریف.

درست وقتی که همه فکر کردند تیرکها امشب حکم بازی را امضا کردهاند، کیمیش با یک ارسال دقیق و دیاز با پرشی کوتاه، سرنوشت را رقم زدند. چند دقیقه بعد هم نیکلاس جکسون گل سوم را زد تا شب عجیب بایرن با بردی شیرین تمام شود.