
به گزارش ورزش سه، ۸ آذر هرگز برای ایرانیها به خصوص علاقمندان به فوتبال تکراری نمیشود و هر سال ممکن است جلوههای جدیدی از آن اتفاق تاریخی بیرون بیاید که بازتابدهنده روزگاری است که ایرانیان در آن زندگی میکردند؛ سال ۷۶ یک سال عجیب در تاریخ ایران و نقطه اوج هیجانات و دوران خاصی است که خاطرات فراوانی از آن بر جای مانده است.
در روز گذشته تصویری در فضای مجازی وایرال شد که محمود معصومی، مجری شناخته شده اخبار ورزشی را در حین اعلام خبر صعود تیم ملی به جام جهانی نشان میداد. معصومی که نزدیک به سه دهه در بخشهای مختلف خبری گوینده خبرهای ورزشی بود، این خبر را با لحن خاص خود و با آرامش و کلماتی که از سوی سردبیر خبر به او دیکته شده، بازگو میکند.
با او تماس گرفتیم تا سوال کنیم با وجود هیجان و جشنی که همچنان در لحظه اعلام این خبر در سراسر ایران در جریان بود، او چگونه این کلمات را برای اعلام خبر انتخاب کرده و چرا از لحن اتوکشیده و سنگینش فاصله نگرفته است. این گفتگو داستان جالب دیگری را بر ما آشکار میکند که خواندنش برای شما هم جالب خواهد بود. البته که باید ویدیوی مربوط به خبر اعلام این خبر را هم تماشا کنید:
* به شما گفته میشد که خبر را پرهیجان اعلام نکنید یا تصمیمی بود که خودتان این تصمیم را گرفته بودید؟
ما یک سردبیری داشتیم که ایشان خیلی محتاط بود و اعتقاد داشت خبرهای خوب ورزشی، برای سیاسی است. این اتفاق که افتاد، من باید به صورت کامل میخواندم؛ از صعود و نحوه صعود و بازتابها و ... . اما ایشان گفت باید گوینده سیاسی، آقای بابان، بخواند که همین موضوع خیلی روی من تاثیر منفی گذاشت. من گفتم یک خبر تاپ ورزشی است که ما باید بخوانیم اما گفتند نه، این خبر بازتاب سیاسی هم دارد. به این خاطر من با شور و حال خاصی نخواندم.
* این ویدئویی که از روز گذشته وایرال شده، برای بخش خبری بود؟
برای بخش خبری ساعت ۱۹:۴۵ شبکه سه بود که خودمان برایش تصمیم میگرفتیم. منظور من شبکه یک بود.
* با توجه به اینکه بازی ظهر برگزار شود، اولین بخش خبری بعد از پایان بازی همان ۱۹:۴۵ بود؟
قبل از آن، ۱۲:۴۵ بود که بازی تمام نشده بود. پس از آن من خودم را برای ۱۹:۴۵ رساندم. قبل از آن در سازمان نبودم و خانه بودم. عصر که آمدم، با ازدحام جمعیت و آن اتفاقات مواجه شدم و به سختی خودم را به سازمان رساندم. حتی من ماشینم را روی پل پارک وی پارک کردم و باقی مسیر را پیاده آمدم.
* پس بخش اصلی کار شما برای ساعت ۲۱ شب بود و میخواستید در این بخش، خبر را به شکل متفاوتی پوشش بدهید؟
بله، حتی پیامهای تبریک از جمله پیام تبریک رهبری هم بلافاصله پس از بازی نمیآمد. دو بخش خبری میگذشت و پس از آن میآمد. به خصوص که وقتی خبر ورزشی تاپی میآمد، بخش خبری با خبر ورزشی شروع میشد. ما این توقع را داشتیم که البته بعدا این اتفاق افتاد. اما آن زمان هم دوست داشتم با خبر ورزشی و صعود ایران به جام جهانی و بازتاب آن و اتفاقات سیاسی که رخ میدهد، شروع شود اما این کار را نکردند. در واقع با ورزشی شروع کردند اما گوینده سیاسی خواهد.
* و در ادامه به شما پاس دادند.
به من پاس دادند که من بلافاصله به آقای بابان گفتم شما اصل خبر را خواندید و هر چه اتفاق بود، گفتید و حالا اگر اجازه بدهید، من چند بازتابش را بخوانم. انتهای اخبار که بیرون آمدیم به من گفتند چرا این را گفتی که من گفتم در حوزه ما بود و من دوست داشتم آن خبر را برای مردم ایران بخوانم. به هر حال اینطور شد و آن اتفاق افتاد.
* آن زمان تعداد خبرها محدود بود و حتی یکی از کاربران در فضای مجازی نوشته بود که ما آقای معصومی را با خبر اسکواش و جهانگیر خان به خاطر داریم. حتی پوشش دقیقی در فوتبال و گلزنان مسابقات وجود نداشت.
در آن زمان اصلا ورزشی در اولویت خبر نبود. بچههایی هم که آن زمان کار میکردند، ورزشی هم بودند. شاید یک طرفداری و اطلاعات مختصری از تیمی داشتند و میآمدند و کمک میکردند. بعدا شبکه خبر راه افتاد و بچههایی مثل پیمان اسدیان و آقای دکتر قاسمی و بابک بابان و این بچهها آمدند و شروع به کار روی این حوزه کردند تا اتفاقات بهتری بیفتد و فضای بیشتری داشته باشد و اطلاعات بچهها بهروزتر باشد؛ حتی برای اسامی تیمها، باشگاهها، نوع خواندن و ... یک بولتن درست کردند. این به مرور جا افتاد و بعدها هم دبیر گوینده باب شد و اجازه دادند گویندهها خودشان دبیری کنند و همین باعث شد تسلط گویندهها بیشتر شود.
* رویداد هشت آذر تاثیری روی جدیتر گرفته شدن اخبار ورزشی داشت؟
نگاهها تغییر کرد و درواقع نگاه سیاسی به ورزش تغییر کرد. دیدند آنقدر که ورزش تاثیر و بازتاب دارد، ممکن است نگاه سیاسی بازتاب نداشته باشد. انقدر که میشود از ورزش به دنیا نفوذ کرد، با دنیا حرف زد و با دنیا ارتباط گرفت و روی آنها تاثیر گذاشت، در سیاست نمیشود. بنابراین به موضوع شکل عملی دادند و روی آن تبلیغات کردند و مانور دادند.
* آیا خبر بازی ایران و آمریکا در جام جهانی را هم شما گفتید؟
خاطرم نیست. نمیدانم شیفت من بود یا نبود. دیگر پیر شدهام.
* اما صدای و چهرهتان هیچ تغییر نکرده است.
دیگر موهایم سفید شده است.
* سبیلهایتان را هم زدهاید؟
نه، اینها برند من است! (با خنده)
* الان مدتها است که از شما خبری نیست. بازنشسته شدید؟
بازنشسته نشدم چابکسازی شدم. آقای سرافزار که رئیس سازمان شد، گفتند که به برخی از همکاران خاتمه خدمت بدهید. ما پروژهای با سازمان کار میکردیم و رسمی نبودم. در بین گویندهها هم گفتند که چه کسی از همه بیپناهتر است و کسب پشتش نیست که گفتند محمود معصومی. گفتند ایشان هم جزو این افراد بفرستید بروند.
* الان مشغول چه کاری هستید؟
در یک سایت خبری مشغول فعالیت هستم و پادکست و نریشن میخوانم.