
به گزارش "ورزش سه"، لیلیانا پیتاشو، روانشناس و استاد دانشگاه، در یادداشت تحلیلی خود به بررسی پدیده «شبح آموریم» میپردازد؛ حضوری نامرئی که بر صندلی مربیگری دو غول پایتخت، اسپورتینگ و بنفیکا، سنگینی میکند.
اسپورتینگ؛ سایه آموریم بر سر روی بورژس
در باشگاه اسپورتینگ، روی بورژس اگرچه با کسب دو قهرمانی پیاپی پذیرفته شده است، اما هرگز به محبوبیت و پیوند عاطفی آموریم دست نیافت. هواداران معتقدند موفقیتهای فعلی میراثی است که آموریم بهجا گذاشته و بورژس تنها مهرهای است که این مسیر را قطع نکرده است. شکست اخیر مقابل ویتوریا گیمارش در ۶ ژانویه و حذف از جام اتحادیه، دقیقاً همزمان با آزادی آموریم در بازار، «حافظه عاطفی» هواداران را بیدار کرده است. آموریم برای آنها مربیای است که با وجود جدایی در میانه فصل، هنوز میتواند رویای سومین قهرمانی متوالی را محقق کند.

بنفیکا؛ نوستالژی بازگشت به خانه
در سمت دیگر، بنفیکا با حضور ژوزه مورینیو در جایگاه سوم جدول قرار دارد. اگرچه نام بزرگ مورینیو و روایتهای او علیه داوری تا حدودی فشارها را مهار کرده، اما سایه آموریم در لوز هم حس میشود. برای هواداران بنفیکا، آموریم فراتر از یک گزینه فنی، یک «هویت گمشده» است؛ بازیکنی که در بنفیکا رشد کرد اما افتخارات مربیگریاش را با رقیب دیرینه به دست آورد. هر ناکامی مورینیو، تمایل عاطفی هواداران برای «بازگرداندن پسر به خانه» و تکمیل داستان ناتمام آموریم در بنفیکا را تشدید میکند.
فشار روانی و ریسک بزرگ
آزاد بودن آموریم در بازار، فشار نتایج را بر مربیان فعلی دو برابر کرده است. سوالاتی نظیر «اگر رقیب زودتر او را جذب کند چه؟» یا «آیا بازگشت او یک اشتباه استراتژیک است؟» ذهن مدیران را درگیر کرده است. با این حال، نویسنده یادآوری میکند که «اراده خود آموریم» تعیینکننده است. بازگشت به لیسبون میتواند برای دوران حرفهای او هم یک شکوه دوباره باشد و هم یک تله مرگبار؛ چرا که او اکنون باید با استانداردهای بسیار بالایی که خودش بنا نهاده رقابت کند.
در نهایت، آموریم تا زمانی که تیم جدیدی انتخاب نکند، مانند یک شبح در ورزشگاههای آلوالاده و دالوژ حضور خواهد داشت. او نیازی به نشستن روی نیمکت ندارد؛ حضور فرضی او فضای روانی باشگاهها را اشغال کرده و انتظارات را بازتعریف میکند.