
به گزارش ورزش سه، جام جهانی ۲۰۲۶، بیستوسومین دوره بزرگترین تورنمنت فوتبالی جهان، ۱۴۱ روز دیگر به میزبانی مشترک ایالات متحده، مکزیک و کانادا آغاز میشود؛ جامی که برای نخستینبار با حضور ۴۸ تیم برگزار خواهد شد. با این حال، در شرایطی که جهان فوتبال باید خود را برای یک جشن بزرگ آماده کند، سایه سیاست و تنشهای بینالمللی از همین حالا روی این تورنمنت افتاده؛ تا جایی که برخی آن را بالقوه جنجالیترین جام جهانی تاریخ میدانند.
روزنامه انگلیسی ایندیپندنت در گزارشی مفصل به بررسی ابعاد سیاسی جام جهانی ۲۰۲۶ پرداخته و احتمال بایکوت این رقابتها از سوی برخی کشورهای اروپایی را مطرح کرده است. بر اساس این گزارش، نگرانی جدیای در میان مدیران ارشد فیفا و یوفا شکل گرفته؛ نگرانی از پیامدهای علاقه آشکار دولت ایالات متحده به تصرف گرینلند و تأثیری که چنین تنش ژئوپلیتیکیای میتواند روی فوتبال و بهطور مشخص جام جهانی بگذارد.
منابع نزدیک به نهادهای فوتبالی میگویند فدراسیونها در تلاشاند از دل این بحران دیپلماتیک عبور کنند؛ بحرانی که میتواند مستقیماً بزرگترین رویداد فوتبالی جهان را هدف بگیرد. با وجود این نگرانیها، تا این لحظه هیچ جلسه رسمی یا بیانیه عمومیای منتشر نشده و همه نگاهها به جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، دوخته شده است؛ شخصیتی که ساختار فعلی فیفا بهشدت حول محور او میچرخد.
در گزارش ایندیپندنت تأکید شده که همین تمرکز قدرت، حالا به یک نقطه ضعف تبدیل شده است. سیستمی که بیش از حد به تصمیم و نگاه یک نفر وابسته است، ممکن است در مواجهه با تحولات پیچیده ژئوپلیتیکی، ابزار لازم برای مدیریت بحران را نداشته باشد. فیفا، برخلاف تصور عمومی، محلی برای بحث آزاد و چندصدایی نیست و همین موضوع حالا میتواند دردسرساز شود.
این بحثها تنها به حواشی نمادینی مثل انتقادها به جایزه صلح فیفا، محدود نمیشود. مسئله اصلی این است که نام اینفانتینو به عنوان نقطه کانونی یک داستان جنجالی قرار گرفته که توان بالقوه فروپاشی جام جهانی را دارد. شاید این سناریو اغراقآمیز به نظر برسد، اما کافی است تیترها و تحلیلهای اخیر رسانههای اروپایی را مرور کنیم.

در شرایط عادی، یک فدراسیون کمتر سیاسی میتوانست خود را قربانی تحولاتی خارج از کنترلش معرفی کند. اما نزدیکی آشکار اینفانتینو به دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، او را به بازیگری محوری در این پرونده تبدیل کرده است.
برخی دیگر از مدیران ارشد معتقدند اینفانتینو امیدوار است که این بحران هم، مثل بسیاری از جنجالهای ترامپ، با گذر زمان فروکش کند. با این حال، حتی اگر در نهایت هیچ اقدام عملیای رخ ندهد، شرایط بحرانی برای فیفا بیسابقه است و نزدیکی رئیس آن به دولت میزبان جام جهانی، شرایط را پیچیدهتر کرده است.
اگر اوضاع به مرحلهای جدی برسد، اینفانتینو با بزرگترین بحران تاریخ فیفا روبهرو خواهد شد. جام جهانی ۲۰۲۶ که قرار بود پرسودترین دوره تاریخ باشد، ممکن است به ویرانگرترین نسخه خود تبدیل شود.
در چنین شرایطی، تجربههای اخیر فوتبال جهان هم بیتأثیر نیست. همانطور که در پرونده درخواستها برای تعلیق فوتبال رژیم صهیونیستی دیده شد، معمولاً فدراسیونهای ملی تحت تأثیر مستقیم سیاستهای دولتهای خود حرکت میکنند. نیک مکگیهان از سازمان فیر اسکویر معتقد است جام جهانی حالا به یک اهرم فشار آشکار در دست فدراسیونهای اروپایی تبدیل شده است.
پیشتر گزارشهایی منتشر شده بود که ایده تهدید به بایکوت جام جهانی ۲۰۲۶ در محافل سیاسی آلمان مطرح شده و در هلند هم طومارهایی در این زمینه به امضا رسیده است. مکگیهان تأکید میکند حتی اگر رهبران اروپایی بهطور جدی گزینه بایکوت را بررسی نکنند، حتی فکر کردن به این مساله یک اتفاق قابل توجه خواهد بود.
در عین حال، هیچ فدراسیونی بهصورت علنی از خطوط قرمز صحبت نمیکند و اغلب به فرضیات بسنده میشود. با این وجود، تقریباً بدیهی است که هرگونه اقدام نظامی ایالات متحده علیه گرینلند، واکنشی شدید در پی خواهد داشت.

نگرانی دیگر مقامات فوتبالی به تجربه محرومیت روسیه بازمیگردد؛ تجربهای که نشان داد چنین تصمیمهایی فضای مانور زیادی برای مدیران باقی نمیگذارد. این بار اما بحث درست پیش از میزبانی جام جهانی مطرح شده، نه چند سال بعد از آن؛ تفاوتی که فشار را چند برابر میکند.
برخی چهرههای ارشد حتی بر این باورند که ممکن است یک بلوک اروپایی، یا حتی کل یوفا، پیش از وقوع هر اتفاقی موضعی مشترک اتخاذ کند؛ بهویژه با هدف اعلام همبستگی با دانمارک. گفته میشود بخشی از این بحثها بین حدود ۲۰ فدراسیون اروپایی، در حاشیه مراسم ۱۵۰ سالگی فدراسیون فوتبال مجارستان مطرح شده است.
باز هم همه نگاهها به اینفانتینو برمیگردد. فیفا در این نقطه به رهبری قوی نیاز دارد، اما روابط خاص رئیس آن با ترامپ، فشارها را بیشتر کرده است. در درون فیفا این استدلال مطرح میشود که اینفانتینو ناچار است با رهبران قدرتمند سیاسی تعامل کند، حتی اگر این تعاملها بحثبرانگیز باشند؛ ایدهای که برخی آن را «دیپلماسی ورزشی مدرن» مینامند.
با این حال، تاریخ فیفا نشان میدهد این نهاد همواره از ورود مستقیم به سیاست پرهیز کرده، چون میداند رویدادهای ژئوپلیتیکی میتوانند پیچیدگیهایی ایجاد کنند که از کنترل فوتبال خارج است.
اینفانتینو اما مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. او بارها از نقش فوتبال و جام جهانی در متحد کردن جهان سخن گفته و حتی اطرافیانش ادعا کردهاند افراد کمی در دنیا به اندازه او برای میانجیگری در مناقشات جهانی آمادهاند. خود او هم جام جهانی ۲۰۲۶ را «بزرگترین لحظه تاریخ، لحظهای که تمام جهان را گرد هم میآورد» توصیف کرده و در سال ۲۰۲۳ نوشته بود: «جهان خواهد ایستاد و تماشا خواهد کرد که در سه کشور میزبان چه اتفاقی میافتد.» حالا اما جهان واقعاً در حال تماشاست. اگر زمانی قرار باشد رابطه بحثبرانگیز اینفانتینو با ترامپ توجیهپذیر یا حتی مفید باشد، لحظهای بهترین از همین حالا نیست. آیا او مهارت گفتوگو با ترامپ را برای عبور از این بحران دارد؟ برخی حتی معتقدند اعطای جایزه صلح فیفا، از ابتدا با چنین نگاهی انجام شده است.
مکگیهان در بخش دیگری از تحلیلش میگوید: «ترامپ ذاتاً به رتبهبندیها اهمیت میدهد و بایکوت جام جهانی توسط اروپا، این تورنمنت را نابود میکند و او را از نقشش در بزرگترین نمایش روی زمین محروم خواهد کرد.» افزون بر آن، چنین بایکوتی خشم شهرهای میزبان، اسپانسرها و شبکههای تلویزیونی را هم به دنبال دارد.
در نهایت، فوتبال در وضعیتی معلق قرار گرفته؛ منتظر و امیدوار. هیچکس بیش از رئیسجمهوری که این جام جهانی را به خاک آمریکا آورد، در انتظار نیست. و شاید همانطور که ایندیپندنت مینویسد، «زمان سیاستورزی، دقیقاً همین حالاست».