
به گزارش "ورزش سه"، حدود ۱۷ دقیقه طول کشید، از لحظهای که پنالتی به سود مراکش در آخر وقتهای تلف شده اعلام شد تا وقتی دیاز بالاخره برای زدن ضربه به سمت توپ رفت. مهاجم رئال مادرید در مسیرش سرعت را کم کرد و توپ را نرم و چیپ، درست به وسط دروازه زد. اما ادوار مندی تکان نخورد، توپ را راحت گرفت و بازی به وقت اضافه کشیده شد و در نهایت سنگال قهرمان شد.
لحظهای کابوسوار برای دیاز که در پایان مسابقه، وقتی جایزه کفش طلای این تورنمنت را به عنوان آقای گل از دست جانی اینفانتینو، رییس فیفا، دریافت میکرد، کاملاً درهم شکسته به نظر میرسید.
این اولین بار هم نبود که در هفتههای اخیر یک پاننکا به فاجعه ختم میشد. اوایل ژانویه، انزو لوفه از ساندرلند هم در شکست لیگ برتری برابر برنتفورد، ضربهای مشابه زد که کلهر به سادگی مهارش کرد. اما با وجود زشت به نظر رسیدن این ضربهها وقتی گل نمیشوند، آیا واقعاً ضربه چیپ به وسط بدترین انتخاب ممکن برای پنالتیزن است؟
پاننکا از کجا آمد؟
نام «پاننکا» از آنتونین پاننکا میآید که در فینال یورو ۱۹۷۶ با یک ضربه چیپ به وسط، چکسلواکی را قهرمان اروپا کرد. آن مسابقه برابر آلمان غربی مدافع عنوان قهرمانی پس از وقت اضافه با تساوی ۲-۲ تمام شد و کار به ضربات پنالتی کشید. وقتی اولی هوینس پنالتیاش را به آسمان زد، پاننکا فرصت داشت قهرمانی را برای تیمی کمادعا رقم بزند. او با یک دویدن کوتاه، توپ را نرم به وسط دروازه فرستاد، سپ مایر را فریب داد و جام را به چکسلواکی هدیه کرد.

البته این اولین بار نبود که پاننکا چنین ضربهای میزد، یک ماه قبلتر هم همین کار را برای بوهیمیانس مقابل دوکلا پراگ انجام داده بود. اما آن پنالتی تاریخی در یورو، این تکنیک را به جهان معرفی کرد و «پاننکا» متولد شد.
«یک ضربه روانی»، اوجها و فرودها
در پنجاه سالی که از آن لحظه میگذرد، پنالتی چیپ به تدریج رایجتر شده است. ستارههایی مثل لیونل مسی، تیری آنری و فرانچسکو توتی بارها با موفقیت از آن استفاده کردهاند. زینالدین زیدان هم یکی از پرریسکترین پاننکاهای تاریخ را در فینال جام جهانی ۲۰۰۶ زد که به زیر تیرک خورد و بهسختی از خط گذشت. البته آن شب، چیز دیگری است که بیشتر در خاطر مانده است…
تیم ملی انگلیس هم چند بار در ضربات پنالتی قربانی پاننکا شده است، معروفترینش یورو ۲۰۱۲ بود که آندرهآ پیرلو با خونسردی تمام جو هارت را فریب داد و جریان ضربات را به سود ایتالیا برگرداند. پیرلو بعدها گفت: «به نظرم هارت خیلی به خودش مطمئن بود. باید کاری متفاوت میکردم. پنالتی یک موضوع کاملاً شخصی است اما وقتی دیدم حرکت میکند، تصمیم گرفتم این کار را بکنم. برای ما یک ضربه روانی بود.»

نمونه مشابه در فینال جام اتحادیه ۲۰۲۲ هم دیده شد که کپا آریسابالاگا با حرکاتش سعی داشت بازیکنان لیورپول را به هم بریزد و فابینیو در پاسخ، آرام توپ را به وسط زد. بعد از آن، همه بازیکنان لیورپول پنالتیهایشان را گل کردند و بازی ۱۰-۱۱ به سود آنها تمام شد.
با این حال، همه چیز همیشه شیرین نیست. گری لینهکر در سال ۱۹۹۲ میتوانست با گلزنی برابر برزیل به رکورد ۴۹ گل سر بابی چارلتون برسد اما پاننکایش خراب شد و یک گل کم آورد. سرخیو آگوئرو هم که معمولاً از روی نقطه پنالتی مطمئن بود، در می ۲۰۲۱ با یک پاننکای ناموفق مقابل چلسی مضحکه شد. پنالتیای که باز هم مندی مهارش کرد.
به گوشه بزن؟ آمار میگوید وسط بهتر است
تردیدی نیست که اگر پاننکا خراب شود، انتقادها شدیدتر از وقتی است که ضربهای بیجان به سمت گوشهها مهار شود. لی تراندل، مهاجم سابق بریستولسیتی و سوانسی، به بیبیسی اسپورت گفت: «چون این ضربه متفاوت است، مردم غر میزنند.»
تراندل که خودش به حرکات نمایشی معروف بود، میگوید هرچند در فوتبال حرفهای پاننکا نزده اما در سطح نیمهحرفهای این کار را با موفقیت انجام داده است: «از نظر من، فقط یک راه دیگر برای گل زدن است. اگر چپ یا راست بزنی و دروازهبان همان سمت را حدس بزند و بگیرد، چه فرقی دارد با پاننکا که دروازهبان وسط بماند و بگیرد؟ اگر گل شود، همه میگویند چقدر فوقالعاده بود.»

آمار هم حرف جالبی میزند: در جامهای جهانی (از ۱۹۶۶) و یوروها (از ۱۹۸۰)، ۸۴ درصد پنالتیهایی که به وسط زده شدهاند (چه چیپ، چه محکم) گل شدهاند. این عدد برای ضربات به چپ ۷۸ درصد و به راست فقط ۷۴ درصد است. این روند در جام ملتهای آفریقا هم ادامه داشت: شش پنالتی از هشت ضربه به وسط گل شد (۷۵ درصد)، در حالی که ضربات به چپ ۶۷ درصد و به راست ۶۹ درصد موفقیت داشتند.
«پاننکا در دقایق پایانی بهتر جواب میدهد»
اما چرا بازیکنی سراغ پاننکا میرود؟ تصمیمی لحظهای است یا از پیش برنامهریزیشده؟ تراندل میگوید: «وقتی من این کار را کردهام، به جریان بازی ربط داشته است. اگر خوب بازی کنی، اعتماد به نفسش را داری. به نظرم هرچه به آخر بازی نزدیکتر میشوی، بهتر جواب میدهد چون دروازهبان معمولاً شیرجه میزند. اگر بازی ۱-۱ باشد و پنج دقیقه مانده، احتمال این که دروازهبان وسط بایستد خیلی کم است.»
شاید همین منطق پشت تصمیم دیاز بوده است، این که مندی مجبور به شیرجه شود. اما این بار، مندی در حرکت او چیزی دید و همانجا ایستاد. شاید به همین دلیل است که ناکامی یک پاننکا اینقدر اعصاب خردکن میشود. اگر بازیکن ناخواسته جهت ضربهاش را لو بدهد اما توپ را به گوشه بزند، باز هم ممکن است دروازهبان نرسد. اما اگر معلوم شود قصدت وسط است، دیگر جایی برای خطا باقی نمیماند.

تراندل درباره مکث طولانی قبل از ضربه دیاز میگوید: «احتمالاً چند بار نظرش را عوض کرده است. وقتی وسط بازی پنالتی میگیری، حتی اگر فقط چند دقیقه طول بکشد، وارد ذهنت میشود. مدافعان میآیند حرف میزنند، دروازهبان جلو میآید. هرچه زمان بیشتر شود، به نفع دروازهبان است.»
به گفته او، بزرگترین اشتباه پنالتیزن تغییر تصمیم در حین دویدن است. با این حال، داشتن پاننکا به عنوان یک گزینه، در نهایت باید به سود مهاجم باشد: «اگر از زاویه دیگر نگاه کنی، فشار بیشتری روی دروازهبان میگذارد چون به جای فقط چپ یا راست، حالا باید حواسش به چپ، راست و وسط هم باشد. در تئوری، باز هم کفه به نفع زننده است.»
البته این حرفها احتمالاً الان ذرهای هم به درد براهیم دیاز نمیخورد.