
به گزارش ورزش سه، گاهی فوتبال آن روی دوستداشتنی و زیبای خود را به شکلی خاص به ما عاشقانش نشان میدهد. گاهی یک لحظه، یک ضربه، یک پرواز کوتاه در هوا کافی است تا یک شب معمولی تبدیل شود به خاطرهای که سالها بعد هم از آن حرف خواهیم زد. دیدار امشب بارسلونا مقابل اویدو دقیقاً از همان شبها بود؛ شبی که لامین یامال با یک گل، خودش را بیشتر از پیش عزیز کرد، نه فقط برای هواداران بارسا بلکه برای اکثر فوتبالیها.
بارسا بازی را بد شروع کرده بود. نیمه اول، سنگین، خستهکننده و بیرمق. اویدو، تیم قعرنشین، با دفاع فشرده و بازی فیزیکی، جریان مسابقه را خفه کرده بود. پاسها قطع میشد، ریتم شکل نمیگرفت و بارسلونا بیشتر شبیه تیمی سردرگم بود تا مدعی. نه سرعتی بود، نه خلاقیتی، نه راهی برای باز کردن قفل بازی.
در این میان، یامال هم مثل بقیه در حصار دفاع حریف گم شده بود. توپ کم به او میرسید، فضا نداشت، و وقتی هم صاحب توپ میشد، سریع محاصره میشد. اما ستارهها همیشه یک فرق دارند؛ حتی وقتی خاموشاند، در حال آماده شدن برای انفجارند.
نیمه دوم با بیدار شدن بارسا آغاز شد. گل اول، گل دوم، و ناگهان بازی از مشت اویدو خارج شد. اما بازی هنوز چیزی کم داشت. یک امضا. یک تصویر ماندگار. یک لحظه که ارزش خرید بلیت را توجیه کند.
و آن لحظه از راه رسید.
دنی اولمو از سمت چپ نفوذ کرد. پاس عمقی از کاسادو، توپ را به فضای خطرناک رساند. سانتر بلند و کاتدار به قلب محوطه جریمه. جایی که لامین یامال منتظر ایستاده بود. توپ کمی پشت سرش قرار داشت. شرایط ایدهآل نبود. اما شاهکارها معمولاً در شرایط ایدهآل خلق نمیشوند. یامال بدنش را چرخاند، خودش را در هوا معلق کرد، پای چپش را بالا آورد و با یک ضربه آکروباتیک، یک والی خالص و شاعرانه، توپ را به گوشه دروازه دوخت.

ضربهای تر و تمیز. حرکتی که هم زیبا بود، هم بینقص، هم غیرقابل مهار. برای چند ثانیه، زمان در نوکمپ ایستاد.اعلام حضور دوباره یک نابغه جوان در بالاترین سطح فوتبال.
یامال قبل از آن گل، در دو گل دیگر نقش داشت. در پرس، در ساختن، در حرکت دادن بازی. اما این ضربه قیچیگونه، همه چیز را به حاشیه برد. این تصویری است که تیترها با آن ساخته میشود، ویدئوها با آن شروع میشود. یک سوپرگل.
