
به گزارش "ورزش سه"، برای بخش بزرگی از هواداران پرسپولیس، آنچه این روزها میبینند، ناآشناست؛ نه از آن جنس بحرانهایی که از هفتههای اول فصل تکلیف را روشن میکرد، و نه از آن اقتدار همیشگی که تیم را از همان ابتدا در مسیر جام قرار میداد. پرسپولیسِ این فصل نه آن تیم مقتدرِ دهه اخیر است و نه آن نسخه از پیشباختهای که خیال رقبا را راحت میکرد. این تیم در کورس است، مدعی است، فرصت صدرنشینی دارد، اما در نیمفصل دوم سه بازی خارج از خانه را میبازد؛ پدیدهای تازه، عجیب و تا حد زیادی بیتوضیح.
اگر ورزشگاهها پر از تماشاگر بود، میشد فشار سکوها را عامل دانست. اگر تفاوت جدی در کیفیت زمینها وجود داشت، میشد چمن را مقصر معرفی کرد، اما بازیها بدون تماشاگر برگزار میشود؛ اصفهان و انزلی از نظر جو هیچ تفاوتی ندارند و کیفیت زمینها هم آنقدر متفاوت نیست که بشود سه شکست را به آن آویزان کرد؛ پس مسئله جای دیگری است؛ جایی عمیقتر و نگرانکنندهتر.
نیمه نخست انزلی، تصویری گویا از سقوط روانی بود. یک دریبل در محوطه جریمه پرسپولیس و یک پنالتی که ملوان را پیش انداخت، اما مسئله فقط اشتباه فردی نبود؛ بازیکنان بعد از آن صحنه کیفیت همیشگی را نداشتند؛ افت تمرکز، لو دادن توپهای ساده و تصمیمهای اشتباه، همه نشانههای یک سقوط ذهنی بود، اما چه کسی روی نیمکت بود که بتواند حملات را مهندسی کند؟ اوسمار جواب را میدانست، اما باز اشتباه کرد!
ضربه اصلی از نیمکت وارد شد. اوسمار دقیقا همانجایی لغزید که پیشتر هم لغزیده بود: تعویض. تعویضهای ناگهانی و بیپشتوانه فنی. زمانی پرسپولیس بهتر میشود که جانشینها حداقل همسطح نفرات اصلی باشند، اما واقعیت این است که هر تعویض، یک پله تیم را پایینتر آورد. هر بازیکنی که بیرون رفت- حتی اگر ضعیفترین نفر زمین بود- جانشینش نمایشی ضعیفتر ارائه داد. هر تعویض اوسمار، یک نمره از پرسپولیس کم کرد. اوسمار با تغییرهای خود خلاقیت را از میانه میدان گرفت و دل خوش کرد به تاکتیک هرچه پیش آید!
تعویضها در کنار وسط و جلوی زمین تغییر خاصی ایجاد نکردند؛ تنها نکته ثابت در پرسپولیسِ این هفتهها، توپهایی است که به علی علیپور میرسد ولی گل به دست نمیآید و این تنها وجه اشتراک بازیهای اخیر است.

علی علیپور و ایگور سرگیف هر دو رویای جام جهانی را در سر دارند؛ هر دو میخواهند گل بزنند، دیده شوند و انتخاب شوند که نتیجه آن میل بالای هر دو بازیکن به گلزنی و شاید عدم پاس بههم در برخی مواقع باشد. شاید ذات فوتبالشان همین باشد، اما اصرار اوسمار بر استفاده همزمان از این دو یکی از بزرگترین علامت سوالهاست. علیپور امروز فرصتهای خوبی داشت و سرگیف کاملا محو بود که شاید بهخاطر دیر اضافه شدن به جمع قرمزها باشد، اما هر دو بدون گل زده زمین را ترک کردند.
شاید مسئله از فرد و تعویضها هم فراتر برود. شاید مشکل اصلی پرسپولیس در تمرینات است. افت بدنی و ذهنی گسترده. بازیکنانی که خوب بودند، افت کردهاند و ذخیرههایی که باید انرژی بیاورند، عملکرد مورد انتظار را ندارند. قصه تعویضهای این تیم حکایت همین جا به جایی است؛ صفر میرود، منفی میآید!
و حالا پرسش نهایی: آیا اوسمار درمانی برای این مسئله راه چاره دارد یا نه؟ تنها خوششانسی پرسپولیس این است که فعلا هیچ تیمی برای قهرمانی استارت جدی نزده. هر تیمی که زودتر این جسارت را پیدا کند، قهرمان خواهد شد چون آنچه امروز در بالای جدول میبینیم، هیچکدام نشانی از اقتدار یک صدرنشین واقعی ندارند.
مهدی طاهرخانی