
به گزارش "ورزش سه"، و متأسفانه بیرون از آنجا کمتر چنین چیزی دیده میشود؛ همان فوتبالی که از کودکی عاشقش شدیم و از ناچو، پابلو و الاِمآی یک مرجع، یک قبیله و یک جامعه ساخت (درود به همه).
هر کدام از ما دلبستگی خاص خودمان را به فوتبال انگلیس داریم. نویسنده این سطور شیفته پای چپ کریس وادل شد؛ موهای بلند دهه هشتادیاش، آن پیراهن فراموشنشدنی سهشیرها با نشان چندلایه آمبرو، لباس جام جهانی ۱۹۹۰. این تصویر، بازتابی از خود زندگی بود: حتی داشتن استعداد هم تضمینکننده موفقیت در کارت نیست. بهترین مربیان اسپانیایی در لیگ برتر آقایی میکنند اما در لالیگا خبری از این همه شکوه نیست.

همزمانی روایتهای حماسی و دلاوریهای لیگ برتر که ما را میخکوب تلویزیون میکند، با سقوط هرچه آشکارتر فوتبال اسپانیا همراه شده است. مقایسه این دو لیگ دردناک است.
یک هفته کافی است تا تفاوتها فریاد بزنند. این اختلاف در بُعد ورزشی دیده میشود، جایی که پنج تیم از لیگ برتر در جمع هشت تیم برتر لیگ قهرمانان حضور دارند و تنها یک تیم از لالیگا؛ در بُعد اقتصادی هم مشهود است، با مدلی از کنترل مالی در اسپانیا که همزمان باشگاهها را سالم نگه میدارد اما محصولی را که باید رشد کند، کمارزش میسازد؛ و در نهایت در بُعد مدیریتی، که شاید دردناکترین بخش باشد، چون مستقیماً بر هوادار و برنامهریزی زندگیاش اثر میگذارد.

تصادفی نیست که سویا و والنسیا بهتدریج سقوط میکنند. همانطور که فرسایش باشگاههای ریشهداری مثل رئال ساراگوسا یا رئال وایادولید اتفاقی نیست. هر آنچه به مدیریت رایو مربوط میشود، مایه شرمساری است. اخراجها و محرومیتهایی مثل مورد برایس مندس در دربی باسک بوی فساد میدهد.
حتی رئال مادرید و بارسلونا هم با حمایتشان از پروژه سوپرلیگ، پروژهای که انگلیسیها ۲۴ ساعت بعد از آن خارج شدند، نه پنج سال بعد مثل لاپورتا، در این بیاعتباری سهیم بودهاند. این است زندگی روزمره فوتبال ما: یک نمایش مضحک. از آنچه بیرون از خانه است لذت میبریم و از آنچه در خانه داریم رنج میکشیم. آیا نباید برعکس باشد؟

منبع: آاس