
به گزارش "ورزش سه"، در حالی که آلوارو آربلوا نقشهای هماهنگ، خفهکننده و دقیق را اجرا میکرد، شاگردان گواردیولا در زمین سرگردان بودند؛ گویی تخته تاکتیکی به معمایی غیرقابلحل تبدیل شده بود.
بدون نظم، بدون روحیه و مهمتر از همه بدون همان برنامهای که پپ با وسواس طراحی میکند، اما بازیکنانش آن را در رختکن جا گذاشته بودند.

آنچه در برنابئو دیده شد، فروپاشی کامل تاکتیکی بود که گواردیولا را بدون پاسخ گذاشت. آربلوا با عملگرایی بیرحمانهای به پپ درس داد: آربلوا بدون مهاجم نوک کلاسیک وارد میدان شد و همین تصمیم در ده دقیقه نخست نقشه سیتی را به هم ریخت.
رئال مادرید سیستمی با بازیکنان آزاد شکل داد که هر نشانهای از نظم در سیتی را از بین برد؛ بهطوری که مالکیت توپ سیتی به در اختیار داشتن بیفایده توپ تبدیل شد و هر از دست رفتن توپ با ضربات سنگین فده والورده مجازات شد. هافبک اروگوئهای با هتتریک خود، آخرین ردهای گچ روی تخته تاکتیکی تیمی را پاک کرد که هرگز نفهمید باید چه کسی را مهار کند یا ضربهها از کجا میرسند.
اما این فراموشی فقط تاکتیکی نبود؛ به نامهای بزرگ هم مربوط میشد. ارلینگ هالند بار دیگر به تماشاگر ویژهای تبدیل شد که گرانترین بلیت برنابئو را خریده است: نه یک شوت، نه یک پاس تعیینکننده و نه حتی نشانی از اعتراض.

جزیرهای نروژی در میان اقیانوسی سفید که ساختار آربلوا آن را بهخوبی محاصره کرد تا عملاً ناپدید شود. مشکل اصلی این نبود که هالند گل نزد؛ بلکه این بود که در برنابئو اصلاً وجود نداشت و گواردیولا را از مهمترین سلاح هجومیاش محروم کرد.
و اگر در خط حمله نوری نبود، در دروازه نیز اختلالی مداوم دیده میشد. دوناروما بدترین نگرانیهای منتقدان را تأیید کرد: او زیر تیرکها میتواند غولی بزرگ باشد، اما با توپ زیر پا و هنگام تصمیمگیری برای شروع حمله، بسیار شکننده است. هر پاس دروازهبان ایتالیایی دعوتی به فاجعه بود؛ قطعهای که در پازل پیچیده گواردیولا جا نمیگرفت و اعتماد باقیمانده تیم را هم از بین برد. اشتباه اورایلی در گل نخست تنها آغاز شبی بود که در آن دروازهبان هرگز نتوانست بازی را درست بخواند.
گواردیولا میتواند برای بازی برگشت هزار بار تاکتیکش را تغییر دهد، اما اگر ستونهای تیمش به برنامه خیانت کنند و تحت فشار نظم آربلوا قرار بگیرند، سیتی همچنان غولی با پاهای گِلی خواهد بود. در بازی رفت در مادرید، تخته تاکتیکی کاملاً خالی ماند.
