
به گزارش "ورزش سه"، ورود باشگاه الهلال به دوره مالکیت رسمی شاهزاده الولید بن طلال را میتوان یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ این باشگاه دانست؛ تغییری که پس از امضای توافق میان صندوق سرمایهگذاری سعودی و شرکت المملكة القابضة رقم خورد و به موجب آن، شرکت متعلق به الولید بن طلال ۷۰ درصد سهام باشگاه الهلال را در اختیار گرفت. الولید بن طلال سالها پیش از این خرید نیز یکی از مهمترین حامیان مالی باشگاه بوده و به گفته مدیران الهلال، در هفت سال گذشته نزدیک به یک میلیارد و ۹۵۰ میلیون ریال سعودی (نزدیک به 80 هزار میلیارد تومان) به شکل مستقیم یا از طریق قراردادهای حمایتی به باشگاه کمک کرده است.
با این حال، نخستین و شاید مهمترین چالش پیش روی مالک جدید، بازگرداندن الهلال به مسیر فتح جامهای بزرگ است؛ موضوعی که در دو فصل اخیر به دغدغه اصلی هواداران تبدیل شده است. الهلال در دوره مالکیت صندوق سرمایهگذاری عمومی توانست در فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۳ همه جامهای داخلی مهم را فتح کند و سوپرجام را نیز در ابتدای فصل بعد به دست آورد، اما از آن پس روند افتخارآفرینی تیم متوقف شد. این تیم دو بار در نیمهنهایی آسیا حذف شد، یک بار برابر العین و بار دیگر مقابل الاهلی، و در فصل جاری نیز با حذف برابر السد در مرحله یکهشتم نهایی، فاصلهاش با قهرمانی آسیایی بیشتر شد؛ جامی که آخرین بار در سال ۲۰۲۱ به دست آمده بود. در لیگ داخلی نیز الهلال فصل گذشته عنوان قهرمانی را به الاتحاد واگذار کرد و در فصل جاری هم با فاصلهای قابل توجه از صدر جدول، در آستانه از دست دادن دوباره لیگ قرار گرفته است. هرچند تیم به فینال جام خادم الحرمین شریفین رسیده، اما مجموع این نتایج باعث شده از همین حالا روشن باشد که مهمترین پرونده روی میز الولید بن طلال، پرونده بازگرداندن الهلال به قله افتخار و شکستن این دوره رکود نسبی خواهد بود.

یکی دیگر از محورهای سرنوشتساز در دوره جدید، موضوع بازسازی ساختار ورزشی و مدیریتی باشگاه است؛ مسئلهای که رسانههای سعودی از آن بهعنوان نخستین گام جدی مالک جدید یاد کردهاند. گزارشها حاکی از آن است که الهلال در آستانه ایجاد یک ساختار حرفهای تازه قرار دارد و پستهایی مانند مدیر ورزشی قرار است بهصورت جدی و مؤثر به ساختار باشگاه اضافه شوند؛ سمتی که مسئول شکل کلی تیم، سیاست نقلوانتقالات، مدیریت بازیکنان ورودی و خروجی و حفظ تعادل مالی خواهد بود. در همین چارچوب حتی نام ریچارد هیوز، مدیر ورزشی لیورپول، بهعنوان گزینهای برای این نقش مطرح شد و گفته شد او خواستار همراهی یک تیم شش نفره بوده است، اما بعدتر برخی خبرنگاران مطرح اعلام کردند که او در لیورپول خواهد ماند.
در کنار ساختار مدیریتی، مسئله نیمکت الهلال نیز به یکی از پیچیدهترین معادلات دوره جدید تبدیل شده است؛ جایی که آینده سیمونه اینزاگی زیر ذرهبین قرار دارد. سرمربی ایتالیایی اگرچه الهلال را به نتایجی مهم در جام جهانی باشگاهها رساند و پیروزی تاریخی برابر منچسترسیتی را در کارنامه ثبت کرد، اما در مجموع هنوز نتوانسته رضایت کامل هواداران را جلب کند. دلیل اصلی این نارضایتی، فقط از دست رفتن جامها نیست، بلکه بیشتر به سبک بازی او بازمیگردد؛ سبکی که بهزعم بسیاری، با هویت سنتی الهلال همخوانی ندارد. الهلال در سالهای اخیر همواره با فوتبال تهاجمی، تسلط بر مسابقه، فشار مداوم بر حریف و شخصیت هجومیاش شناخته شده، اما با اینزاگی بیش از هر چیز به تیمی محتاطتر و دفاعمحور تبدیل شده است. همین رویکرد برابر تیمهای بزرگ شاید پاسخ داده باشد، اما در بسیاری از مسابقات داخلی و حتی در برخی بردها نیز الهلال چهرهای متزلزل و دور از اقتدار همیشگی خود نشان داده است. به همین دلیل، الولید بن طلال و هر مدیر ورزشی احتمالی او باید درباره این موضوع به تصمیمی حساس برسند: حفظ اینزاگی با امید به اصلاح و نتیجهگیری در فصل بعد، یا پایان همکاری با او برای بازگرداندن هویت هجومی و سنتی الهلال.

اگر تصمیم به تغییر کادر فنی گرفته شود، چالش بعدی انتخاب مربی جدید خواهد بود؛ چالشی که فقط به اسم مربی محدود نمیشود و به فلسفه انتخاب نیز مربوط است. تجربه سالهای اخیر الهلال نشان داده که تفاوت میان انتخاب مربی بر اساس «نام» و انتخاب مربی بر اساس «سبک» تا چه اندازه تعیینکننده است. ژرژ ژسوس با وجود آنکه شاید از نظر شهرت جهانی در سطح برخی مربیان دیگر نبود، دقیقاً بهدلیل سازگاری با DNA الهلال انتخابی موفق محسوب شد؛ مربیای که فوتبال هجومی، مالکانه و بیامان ارائه کرد و الهلال را به قهرمانی بدون شکست در لیگ، با آماری تاریخی رساند. در مقابل، اینزاگی بیشتر به اعتبار نام بزرگش و سابقه حضور در فینال لیگ قهرمانان اروپا انتخاب شد، در حالی که سبک دفاعی و مبتنی بر کنترل او، با فضای الهلال چندان سازگار نبود.
در نهایت، شاید پرسر و صداترین و حساسترین پرونده دوره جدید، پرونده نقلوانتقالات باشد؛ همان بخشی که هواداران بیش از هر چیز از مالک جدید انتظار درخشش در آن را دارند. الهلال در دوره صندوق سرمایهگذاری عمومی طی شش پنجره نقلوانتقالاتی، ۲۹ بازیکن جذب کرد و بیش از ۶۵۰ میلیون یورو هزینه پرداخت؛ رقمی بسیار سنگین که میانگین هر خرید را به بیش از ۲۲ میلیون یورو رساند. با این وجود، بازده ورزشی این هزینهها چندان متناسب با حجم سرمایهگذاری نبود. عجیبتر آنکه گرانترین خرید هر فصل، از نیمار گرفته تا مارکوس لئوناردو و داروین نونیز، نتوانست آن اثرگذاری مورد انتظار را داشته باشد. این مسئله یک هشدار مهم برای دوره جدید است: الهلال بیش از آنکه به نامهای پرزرقوبرق نیاز داشته باشد، به بازیکنانی نیاز دارد که با نیاز فنی تیم، سبک بازی، شخصیت باشگاه و فشار رقابت در عربستان و آسیا همخوان باشند. حالا الولید بن طلال و تیم مدیریتی تازه او در برابر یک دو راهی روشن قرار دارند؛ حرکت بهسمت جذب بازیکنان براساس کیفیت، تناسب و کارایی، یا ادامه روندی که در آن فشار هواداری و جذابیت رسانهایِ اسامی بزرگ، مسیر تصمیمگیری را تعیین میکند. آینده الهلال در این عهد تاریخی جدید، تا حد زیادی به پاسخ همین سؤال بستگی دارد.