کد: 235610401 اردیبهشت 1405 ساعت 20:3950.3K بازدید

رکورد بوفون در لیگ ایران می‌شکند؟

یاسین عاشق تیمی شد که از آن متنفر بود!

داستان یک فراز و فرود سریع از بازیکنی که قرار بود امید هواداران پرسپولیس برای بالا بردن جام‌های متوالی باشد؛ همانکه قلعه‌نویی برای درخشش در جام جهانی روی آن حساب ویژه باز کرده بود: یاسین سلمانی.
یاسین عاشق تیمی شد که از آن متنفر بود!

به گزارش ''ورزش سه''، تصور کن که در یکی از بالاترین قسمت‌های یک ترن هوایی ایستاده‌ای، در بالاترین نقطه اوج گرفته‌ای و از این لحظه به بعد تمام تلاش‌هایت برای بالاتر رفتن بی‌فایده به نظر می‌رسد. حالا خودت هم می‌دانی فقط سقوط در انتظار توست، نهایتا بتوانی سرعت این سقوط را کنترل کنی، اینکه آرام و با شیب ملایم فرود بیایی یا مثل یاسین قصه‌ی ما ترمز بریده و این سرازیری را در کسری از ثانیه طی کنی. پنج سال قبل در ۱۹ سالگی وقتی با پیراهن سپاهان، یکی یکی مدافعان تراکتور را از پیش برداشت و بعد با یک شوت مهار نشدنی دروازه‌ي محمدرضا اخباری را باز کرد، یا وقتی مقابل پدیده از یک سوم دفاعی خودشان پا به توپ شد و بعد از دور زدن تمام مدافعان با یک بغل پای ساده، استارت پنجاه‌متری‌اش را تبدیل به گل کرد، دقیقا در اوج این ترن هوایی ایستاده بود. در اوج لذت و جوانی، روزهای شیرینش را مزه مزه می‌کرد و آینده‌ای جذاب‌تر از آن روزها را در سر می‌پروراند. همان آینده‌ای که امیر قلعه‌نویی، کاشف یاسین در برنامه‌ی زنده درمورد آن سخن گفت. اینکه بازیکن جوان و نوظهور سپاهان ستاره‌ی ایران در جام جهانی آتی خواهد بود؛ اما حالا در اردوی ۳۰ نفره و بدون لژیونر تیم ملی هم کسی حتی از نام او با حسرت یاد نمی‌کند. این همان سقوط است، همان روزهای تلخ که نه با شیب ملایم بلکه با سرعت سر رسید. همان بهانه‌ای که باعث شد پسر جوان پرسپولیس، با کوله‌باری از تجربه همراه با خنده‌های تلخ‌، برای مرور خاطرات بسیار شیرین و بسیار تلخ‌اش مقابل ما بنشیند.

1901783

قبل از این معاشرت‌مان با هم در حد چند تماس تلفنی بود، اما از همان مکالمه‌های کوتاه هم عیان بود که خوش اخلاق و پر انرژی است، پس وقتی درب آسانسور باز شد، با چهره‌ی خندان او مواجه شدیم، سر تا پا مشکی پوشیده و کاپشنی شیری رنگ به تن دارد، شوخی‌های ما از همینجا شروع می‌شود، جاییکه او اصرار دارد کاپشن را درنیاورد و مشخص می‌شود که نمی‌خواهد تتوهایش را مقابل دوربین نمایش دهد. پس در هوای نه چندان سرد ماه آذر همانطور که باب میل خودش هست در استودیوی آنتن می‌نشیند و همان ابتدای مصاحبه از مزایای ماه تولدش می‌گوید که اتفاقا نماد آن را هم روی دستش تتو کرده: ما اسفندی‌ها مهربان و خوش‌بینیم، اخلاق بد؟ حساسیم!

*هرچند تلخ اما همین ابتدای مصاحبه سراغ اصل مطلب رفتیم، اینکه او فقط بیست و چهار سال دارد اما سال‌هاست نامش شنیده می‌شود، حالا در نقطه ای هستیم که حتی می‌گویند یاسین فوتبالش تمام شده، اینطور پاسخ می‌دهد: فقط پانزده سال داشتم که مورد توجه امیر قلعه‌نویی قرار گرفتم و به بزرگسالان سپاهان اضافه شدم، پنج سال برای سپاهان بازی کردم و سه سال هم هست که پیراهن پرسپولیس را می‌پوشم. برای همین اسمم زیاد شنیده شده وگرنه سنی ندارم و معلوم است که می‌خواهم با قدرت ادامه دهم. می‌خواهم ۱۵ سال دیگر در لیگ برتر بازی کنم و رکورد بوفون را در ایران بزنم، یعنی ۲۳ سال حضور!

* هشت سال حضور در اصفهان و ناراحتی بیش از حد هواداران این تیم بعد از جدایی او و پیوستن به پرسپولیس، این سوژه‌ی بعدی گفتگوی صمیمی ماست که دلیلش را واکاوی می‌کند: در سپاهان بزرگ شدم اما از ته قلبم همیشه پرسپولیسی بودم. مثلا شما اینجا زندگی می‌کنی اما دوست داری بروی یک جای دیگر. در اصفهان نمی‌دانم چرا اما به طور خاصی با پرسپولیسی‌ها رقابت دارند، یعنی اصلا چنین فضایی نسبت به استقلال نیست و در مقابل در پرسپولیس هم تا حدی این فضا وجود دارد. این دلیلی است که باعث ناراحتی هواداران سپاهان شد و من این موضوعات را درک می‌کنم.

در پرسپولیس زیر نظر یحیی، کارتال، گاریدو، هاشمیان و اوسمار کار کرده و به جز یحیی گل‌محمدی و اوسمار، بعد از رهایی از بند مصدومیت مورد اعتماد بقیه‌ی مربیان نبوده است. نکته‌ای که باید یاسین را به فکر فرو ببرد و حالا اینطور از کار کردن با مربیان بزرگ می‌گوید: اصل کار را محرم نویدکیا کرد که به یک جوان ۱۷ ساله میدان داد. از آقا یحیی هم نمی‌توانم بگذرم، با او خیلی راحت بودم و به نظرم کارهایی که او برای پرسپولیس انجام داد از برانکو بزرگ‌تر بود. برانکو پرسپولیس را قهرمان کرد اما آقا یحیی تمام آن موفقیت‌ها را ادامه داد، دومی سخت‌تر از اولی است.

تاکید دوباره‌ی او روی پرسپولیسی بودن، یک چرای بزرگ مطرح می‌کند، چرا پرسپولیسی شده و پاسخ قاطع او: از وقتی یادم می‌آید این تیم درحال قهرمان شدن است. وقتی بیرون از گود بودم، می‌شنیدم که همه می‌گویند به این تیم کمک می‌شود و انقدر موفق است اما وقتی آمدم متوجه شدم که از این خبرها نیست.

به تلخ‌ترین قسمت قصه‌ی یاسین می‌رسیم، پاره شدن رباط بعد از چندین بازی پی‌در‌پی برای پرسپولیس و تیم ملی در اوج شکوفایی و روزهایی که هواداران تصور می‌کردند، ستاره‌ی سال‌های آتی پرسپولیس ظهور کرده است، از لحظاتی می گوید که از شدت درد به فوتبال بازی نکردن فکر می‌کرده: وقتی دکتر می‌گفت پایت را ببند و باز کن، تنها لحظه‌هایی در زندگی‌ام بود که می‌گفتم فوتبال را نمی‌خواهم، اما الان بیشتر از هرچیزی می‌خواهم که دوباره به روزهای اوجم برگردم. در یک سال اخیر اگر بیشتر و بهتر کمکم می کردند، می توانستم بازی کنم اما خب مربیان زیادی عوض کردیم و فرصت بازی به من داده نشد.

یاسین سلمانی فقط ۲۴ سال دارد، فوتبالیستی که می‌توانست همین امروز نامش به سر زبان‌ها بیافتد و حالا حالاها برای خودنمایی فرصت داشته باشد؛ اما این یک حقیقت تلخ در فوتبال با مثال‌های پرشمار است که وقتی در سن بسیار کم به اوج می‌رسی، احتمال از دست دادن آن در همان سن کم بیشتر است. یاسین در کمتر از بیست سالگی به ثروت و شهرت رسید، بمب نقل و انتقالات شد، به تیمی که رویای کودکی‌اش بود آمد و خیلی زود در دل هواداران پرشمار این تیم جا باز کرد. این‌ها بخش زیادی از چیزهایی هستند که فوتبالیست‌ها در ایران آرزو می‌کنند و او خیلی زود به تمام آن‌ها رسید، دلیلی خطرناک برای اشباع شدن و شاید حتی کمتر تلاش کردن. اما آنچه می تواند برای او وجه تمایز بشود، دوباره برخاستن است. سختی کشیدن و دوباره تلاش کردن، پیمودن مسیری که هرگز طی نکرده، همان ریل‌های پایین ترن هوایی برای دوباره به اوج رسیدن. شاید با شیب ملایم اما با مرارت و فراموش کردن تمام لذت‌های قبلی، با زیر پا گذاشتن غرور برای تصویر بخشیدن به تصورات چند میلیون هوادار که عملی شدن رویاهای‌شان را در ساق پای او جستجو می‌کنند. قصه‌ی یاسین، درباره‌ی سقوط نیست، داستان بازیکنی است که کمی دیر فهمیده برای رسیدن به اوج واقعی باید یک بار از پایین شروع کرد...

 

فاطمه ابراهیمی

تازه‌ترین اخبار ورزشی ایران و جهان دراپلیکیشن ورزش سه
دانلود
56اشتراک گذاریگزارش خطا

زنده پیشنهادی

آخرین اخبار