
به گزارش "ورزش سه"، روزنامه چاینا دیلی در گزارشی به انتقاد شدید از ایده نماینده ترامپ برای جایگزینی ایتالیا با ایران در جام جهانی پرداخته و نوشته است: "حضور در جام جهانی باید بهدست آید، نه اینکه هدیه میزبان باشد". در این گزارش آمده است:
ایدههای بد وجود دارند، ایدههایی که جدی نیستند هم وجود دارند، و بعد ایدههایی هستند که آنقدر خودویرانگرند که حتی پیش از رسیدن به اتاق جلسه، زیر وزن پوچی خود فرو میریزند. پیشنهاد یک مقام آمریکایی مبنی بر جایگزینی ایران با ایتالیا در جام جهانی ۲۰۲۶، به نظر میرسد در دسته سوم قرار میگیرد.
این پیشنهاد از سوی ایران رد شد، از سوی ایتالیا رد شد، و از سوی فیفا هم رد شد. وقتی حتی فیفا هم بهطور غیررسمی آن را کنار میگذارد، شاید وقت آن رسیده که در اصل ایده تجدیدنظر شود.

مقامات ایتالیایی نیز صریح، هرچند با کمی شرمندگی، واکنش نشان دادند. یکی گفت: «صعود در زمین مسابقه بهدست میآید.» دیگری این ایده را «شرمآور» توصیف کرد. کاملاً هم درست است. فوتبال چیزهای زیادی هست (احساسی، غیرمنطقی و گاهی باشکوه) اما در هسته خود هنوز به یک اصل پایبند است: سهمیهها بهدست میآیند، نه اینکه بر اساس خواستههای سیاسی هدیه داده شوند.
مشکل عمیقتر، تلاش برای پوشاندن سیاست در قالب «امنیت» است. گفته شد که هیئت ایرانی ممکن است شامل افراد سیاسی باشند. شاید در ادامه بشنویم که مدافعان کناری تیم ملی ایران هم «تهدید امنیتی» محسوب میشوند یا مربیان ضربات ایستگاهی نیاز به بررسیهای ویژه دارند! استفاده از «نگرانیهای امنیتی» بهعنوان بهانهای برای حذف یک تیم صعود کرده، چیزی جز سیاست با کفش فوتبال نیست.
فوتبال، در بهترین حالت، نقطهای برای گردهمایی و زبانی مشترک است. کشورهایی که در عرصه دیپلماسی با هم سخنی ندارند، پس از بازی پیراهن عوض میکنند. مردمی که در سیاست مقابل هماند، در ورزشگاهها یک صدا شعار میدهند. جام جهانی میتواند فضایی ایجاد کند که در آن، حتی دیپلماسی هم ممکن به نظر برسد. تبدیل آن به ادامهای از خصومت، سوءبرداشت از ماهیت این تورنمنت است.
در واقع، جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود چیزی فراتر ارائه دهد. میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک نوید جشن بزرگی از ورزش و شادی در سطح فراملی را میداد. اما اکنون این رقابت زیر سایه فشارهای تجاری، تهدیدهای تعرفهای و نمایشهای مرزی قرار گرفته است. مکزیک بهعنوان مشکلی دیده میشود که باید با دیوار از آن جدا شد، و کانادا نیز با لحن تهدیدآمیز به تبدیل شدن به یک ایالت آمریکا ترغیب میشود.
تاریخ هم حرفهایی برای گفتن دارد. آخرین بار که آمریکا در سال ۱۹۹۴ میزبان جام جهانی بود، در حال اعمال منطقه پرواز ممنوع بر فراز عراق بود. اکنون در سال ۲۰۲۶، بار دیگر میزبان است، در حالی که بهنظر میرسد در تنگه هرمز نوعی محاصره را اعمال میکند. این نشانه کشوری است که همواره میکوشد «عادی بودن» و «اعمال قدرت» را در یک بسته صادر کند.
البته هیچکدام از اینها به این معنا نیست که آمریکا نمیتواند همراه با همسایگانش میزبان تورنمنتی بزرگ باشد. به احتمال زیاد، رقابتی جذاب و دیدنی برگزار خواهد شد. کودکان همچنان عاشق فوتبال خواهند شد، بازیکنانی که پیشتر ناشناخته بودند به ستارههای جهانی تبدیل میشوند، و خیابانها با شعارهایی به زبانهای مختلف طنینانداز خواهد شد. فوتبال از این نظر مقاوم است.
اما این مقاومت نباید بهعنوان مجوز برداشت شود. جام جهانی نباید به صحنه تسویهحسابهای سیاسی، یا بازاری برای فروش پیراهنهای تقلیدی، یا ابزاری برای سیاستهای مرزی تبدیل شود.
اگر آمریکا میخواهد میزبان اصلی تورنمنتی باشد که به دلایل درست در یادها بماند، باید از اولین قانون این جام شروع کند: تیمی که صعود کرده را فقط به این دلیل که باب میل شما نیست، حذف نمیکنید.