
به گزارش "ورزش سه"، درست در همان روزهایی که بنفیکا قهرمانی را به پورتو باخت، ژوزه مورینیو با پرسشهایی درباره تمایل رئال مادرید روبرو شد؛ اتفاقی متناقض. تیم «عقابها» در حالی با جام خداحافظی کرد که جایزه بهترین بازیکن زمین را (به کنایه) به داور مسابقه داد؛ حملهای به سلامت رقابتها که بخشی از افراطیترین شکل «مورینیسم» محسوب میشود.
او پیش از این در فنرباغچه نیز همین مسیر را میپیمود تا اینکه باشگاه ترکیهای تصمیم به اخراج این مربی پرتغالی گرفت؛ مردی که مانند یک مانکن عوامفریب، یک آتشنشان آتشافروز و مربیای است که با تکیه بر افسانههای قدیمی زنده مانده و ترجیح میدهد شلاقش را برای شکوه رسانهها به صدا درآورد تا به سود باشگاههایی که به او حقوق میدهند.

رئال مادرید که اکنون سردرگم و بدون هدف به نظر میرسد، ممکن است در نهایت به روایت فوتبالِ کهنه و اقتدار تلخ او پناه ببرد. باشگاه سفیدپوش در یک سال اخیر تمامی روشها را آزموده است: روش پدرسالارانه آنچلوتی، متد پیشرو و مدرن ژابی آلونسو و شیوه فرصتطلبی آربلوآ؛ اما هیچکدام نتیجه نداده است.
وسوسه گرفتار شدن در دام شعارهای سادهپسند مورینیو وجود دارد؛ انتخابی که شاید برای مسئولان باشگاه، بیشتر یک سپر دفاعی باشد تا یک راه حل واقعی. در هر صورت، دشوار است که باور کنیم چنین تصمیمی بر پایه مسائل فوتبالی باشد، بهویژه وقتی به سطح بازی، سبک مربیگری و نوع بازیکنان تیمهایی چون پاریسنژرمن، بایرن مونیخ و حتی بارسلونا نگاه میکنیم.

از سوی دیگر، احتمال اینکه تونی کروس هدایت امور را از پشت میز مدیریت بر عهده بگیرد، بسیار هیجانانگیزتر است، هرچند که در اصل، دیدگاه او با روشهای مورینیو در تضاد کامل قرار دارد. این مرد آلمانی نمیخواهد یک عروسک خیمهشببازی باشد، بلکه میخواهد در تصمیمات کلیدی نقش داشته باشد، رئال را به فوتبال واقعی نزدیک کند و از دانش خود در پروژه باشگاه بهره ببرد؛ در غیر این صورت، او زندگی بسیار راحتی در آکادمی تخصصی کودکانش در بوآدیا دارد.
علاوه بر این، کروس میتواند تمام آن فوتبالیستهای خوبی را که رئال به آنها نیاز دارد و او را الگوی خود میدانند، به مادرید بیاورد؛ دقیقاً برعکس مورینیو که باعث ایجاد حس دفع در بازیکنان و بازار نقل و انتقالات میشود. این فاکتوری است که باید وزن زیادی در تصمیمات فلورنتینو پرز داشته باشد.