
به گزارش ورزش سه، اگرچه از زمانی که در بازی رفت نیمهنهایی لیگ قهرمانان مصدومیت به سراغ خولین آلوارز آمد، کادر پزشکی و فیزیوتراپهای اتلتیکو تمام میانبرهای ممکن را امتحان کردند تا او را به بازی برگشت برسانند، اما حقیقت این است که مهمترین عامل برای رسیدن او به این مسابقه، ذهنش بود. هیچ چیز در دنیا وجود ندناشت که بتواند آلوارز را از مسابقهای که سالها در ذهنش تجسم کرده بود و رویایش را دیده بود دور کند. او از سال ۲۰۱۶، یعنی تنها یک سال پس از ورود به پانسیون شبانهروزی باشگاه ریورپلاته در ورزشگاه مونیومنتال، برای چنین روزی رویاپردازی میکرد.
در آن زمان، خولین جوانی بود که از شهر کوچک کالچین آمده بود و به تواضع و رفاقت با همه شهرت داشت، اما ساعت برگزاری لیگ قهرمانان (ساعت ۱۶ به وقت بوئنوسآیرس) گاهی برنامههای درسی او را به هم میریخت. یکی از آن روزهای خاص، بازی برگشت نیمهنهایی ۲۰۱۶ بود؛ شبی که اتلتیکویِ سیمئونه در مونیخ مقابل بایرنِ گواردیولا برای رسیدن به فینال میلان میجنگید.

خولین که آن زمان ۱۶ ساله بود، چون نمیتوانست از کلاس درس فرار کند، گوشی موبایلش را به شکلی خاص روی نیمکت جاسازی کرد تا حتی یک لحظه از آن نبرد بزرگ را از دست ندهد. او شاهد بزرگترین نمایش مقاومت ارتش الچولو بود. در آن شب گل گریزمن کافی بود تا یکی از آن حماسههای عاشقانه فوتبال رقم بخورد.
او در حالی که هنوز در ابتدای راهِ صعود از ردههای پایه فوتبال آرژانتین بود و هنوز هفت خوان دیگر مانده بود تا اینکه مارسلو گایاردو او را به تیم اصلی ریور بیاورد، با اطمینان به مرباینش گفته بود: «ببینید یک روز وقتی من آنجا باشم چه میشود.»

از شوخیهای جالب زندگی است که شش سال بعد، همان پپی که خولین بازیاش را از روی صفحه کوچک موبایل تماشا میکرد، تبدیل به سرمربی او شد تا آلوارز به عنوان ذخیره هالند، جام قهرمانی اروپا را بالای سر ببرد. حالا دقیقا یک دهه بعد از آن روزها، او دوباره در نیمهنهایی، این بار برای اتلتیکو به میدان میرود؛ اما به عنوان ستاره و بازیکن محوری سیمئونه و نه مثل منچسترسیتی به عنوان بازیکنی حاشیهای.
سیمئونه لازم نبود برای ترسیم آینده در متروپولیتانو وقت زیادی برای خولین بگذارد؛ چرا که آن پسر، همان روزی که مخفیانه سر کلاس درس فوتبال تماشا میکرد، فهمیده بود پوشیدن پیراهن راه راه قرمز و سفید یعنی چه.