
به گزارش ورزش سه، ادموند بزیک مهاجمی خوشنام و تاثیرگذار و متعلق به نسل طلایی پرسپولیس در دهه ۱۳۷۰ است که پس از درخشش در آرارات در جوانی توسط مدیریت وقت سرخپوشان (امیر عابدینی) جذب قرمزها شد و به سرعت توانست در میان ستارههای بزرگ آن دوران پرسپولیس برای خود جای دست و پا کند. دوران حضور بزیک در پرسپولیس از سال ۱۳۷۵ آغاز شده و تا سال ۱۳۸۰ به طول انجامیده است و او پس از فرشاد پیوس و علی دایی کاری کرد که سرخپوشان چندان جای خالی این دو ستاره تاریخی را احساس نکردند.
اهمیت بزیک برای پرسپولیسیها در آنجاست که او بازیکنی خوشاخلاق، اهل کار تیمی، فاقد خودنمایی و البته جوان بود و با سختکوشی به همراه رضا ترابیان و مهدی مهدویکیا مثلثی را در خط آتش تیم استانکو سامان دادند که هیچ حریفی نمیتوانست از دست آنها جان سالم به در ببرد، به خصوص استقلال؛ حریف ویژه ادموند که او بارها در دیدارهای رو در در مقابل آنها موفق به گلزنی شد تا برخلاف دایی و پیوس، کارنامهای بسیار پربار در این بازی خاص از خود به جای بگذارد
ادموند که سکوها او را ادو میخواندند، بازیکن مورد علاقه غولهای تیم مثل احمدرضا عابدزاده بود و پس از موفقیتهای طولانی با پرسپولیس در نهایت در سال ۱۳۸۰ و در پی چند نمایش ضعیف توسط علی پروین با بیرحمی و بیمهری از جمع بازیکنان کنار گذاشته شد.
او در دوران حضورش در سپاهان توانست بدل به آقای گل لیگ ایران بشود. او در دیدار رو در رو مقابل پرسپولیس گلی به یاد ماندنی و به اصطلاح انگلیسی زبانها آیکونیک را بالای سر بهروز رهبریفرد وارد دروازه تیمی کرد که عاشقش بود اما از آنجا بیرون گذاشته شده بود. ادوموند که روی فرم و فوقالعاده بازی میکرد، با وجود حضور ستارگان بزرگ در آن دوران فوتبال ایران، راه خود را به تیم ملیِ برانکو نیز باز کرد اما در شرایطی که به نظر یکی از مسافران ایران برای جام جهانی ۲۰۰۶ بود از ناحیه رباط صلیبی دچار مصدومیتی سنگین در دیدار مقابل کره شمالی شد و نتوانست به افتخاری که انتظارش را میکشید دست پیدا کند.

بزیک با پایان دوران بازیگری در سپاهان، مربیگری را آغاز کرده و در تیمهای پرسپولیس و آکادمی کیا به فعالیت مشغول شد. او در دوره مدیریت علی اکبر طاهری به همراه بهروز رهبریفرد مدت کوتاهی هدایت تیمهای پایه پرسپولیس را بر عهده داشت اما بازیکنان قدیمیتر و شاگردان علی پروین در دهه ۶۰ زیر پای او را خالی کردند. ادموند اما با گذشت نزدیک به یک دهه دوباره به پرسپولیس بازگشته تا در آکادمی کاری را پی بگیرد که محسن خلیلی، معاون ورزشی امروز پرسپولیس، سنگ بنایش را گذاشته بود؛ اینکه پرسپولیس در رده پایه بدل به یک تیم سازنده شده و جوانهای مستعدی را به فوتبال باشگاهی معرفی کند.
اگر او در ماموریت خود به موفقیت برسد، آن وقت است که پیمان حدادی، مدیرعامل باشگاه، از این انتخاب خوشحال و خرسند خواهد بود، حداقل به این دلیل که میتواند با میلیاردها صرفهجویی این باشگاه پرطرفدار را طلایهدار سازندگی در فوتبال ایران هم بداند؛ ماموریتی که پرسپولیس گهگاهی به سمت آن خیز برداشته اما هرگز نتوانسته شبیه به آنچه بزرگانی مثل بارسلونا یا بایرن انجام میدهد، در این عرصه برای خود هویتی بسازد و لاماسیای خود را داشته باشد. انتظار داریم بزیک که خود برخاسته از زمینهای خاکی و فوتبال پررونق پایههای تهران در دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ است، چنین میراثی را در پرسپولیس از خود به جای بگذارد و به سکوت و حاشیهنشینیاش در فوتبال ایران با فریاد بلند پایان بدهد.