
به گزارش "ورزش سه"، کیلیان امباپه در حالی قدم به رئال مادرید گذاشت که این تیم تازه قهرمان لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا شده بود. او اما به دنبال باشگاهی بود تا به موفقیتهای تیمی دست یابد که با آمار فردی استثناییاش همخوانی داشته باشد.
دو سال بعد، با قاطعیت میتوان گفت که این هدف محقق نشده است؛ یا بهتر بگوییم، کاملاً برعکس شده است: امباپه همچنان یک ماشین گلزنی است، اما این گلها به جام برای رئال مادرید ختم نمیشوند. همین مسأله باعث ایجاد یک شکاف غیرقابلانکار میان این بازیکن فرانسوی و مادریدیستاها شده است.
این موضوع در دیدار مقابل اوویدو، در همان چند دقیقهای که امباپه در زمین حضور داشت، به وضوح خود را نشان داد. او در هر حرکت با سوتهای اعتراضی مواجه شد. در برابر اتلتیک بیلبائو و در بازی پایانی فصل نیز شرایط به همین منوال بود؛ نه در شروع مسابقه، اما بعد از هر تصمیم اشتباه در زمین (که تمام نیمه اول را شامل میشد) صدای اعتراضها بلند شد. این یک فصل پرفرازونشیب برای این مهاجم بود و برنابئو تمام جزئیات را به خاطر سپرده است.

ابتدا، او از برکناری ژابی آلونسو به شدت ناراحت شد؛ چرا که او را مربی کاربلدی با ایدههای روشن میدانست و معتقد بود رختکن تیم با او منصفانه رفتار نکرده است. سپس، ماجرای جنجالی ریکاوری مصدومیت زانوی او پیش آمد که با تکذیبیههای پزشکی و این حس همراه شد که او به کادر پزشکی باشگاه اعتماد ندارد.
در نهایت، تیر آخر شلیک شد: سفر تفریحی او در دوران مصدومیتش به همراه نامزدش و فرود آمدن هواپیمای او در مادرید، درست ۱۲ دقیقه پیش از آغاز بازی کهکشانیها مقابل اسپانیول در بارسلونا.
تمام این مسائل دست به دست هم داد تا جو ناخوشایندی در این بازیهای اخیر شکل بگیرد. خود او نیز پس از دیدار مقابل اوویدو با صحبتهایش به این فضا دامن زد؛ جایی که به طور علنی آربلوآ را متهم کرد و گفت تیم یک ایده مشخص داشت و آن را از دست داد (اشارهای واضح به برکناری ژابی). او در دیدار مقابل اتلتیک بیلبائو، با زدن گل سوم تیم (۳-۱) و در آغوش کشیدن آربلوآ، به این سوتها پاسخ داد؛ آغوشی که شبیه به یک خداحافظی در رابطهای بود که هدایت مجدد آن غیرممکن به نظر میرسید.
امباپه پس از بازی با اوویدو، در میان اظهارات تندش علیه آربلوآ گفت: «واقعیت این است که من از باشگاه مجوز داشتم که در مادرید نباشم. من تنها بازیکن تیم نبودم که در مادرید حضور نداشت. حرفهای مردم را درک نمیکنم، اما باید آن را پذیرفت. یک فوتبالیست نباید همیشه مسائل را درک کند، بلکه باید آنها را بپذیرد. باید به مسیر ادامه داد و شرایط را تغییر داد، چون من فکر میکنم میتوانم این وضعیت را به راحتی تغییر دهم.»
اما تمام این اختلافات ذکر شده، تنها بخشی از دلایل سوتهای اعتراضی است که او میشنود. دلایل بیشتری وجود دارد؛ جوی که بر این اساس شکل گرفته که رئال مادرید بدون او میبرد و چشمنواز بازی میکرد، اما با حضور او جامها از راه نمیرسند. آمار او شبیه به یک ستاره بزرگ است و در آن شکی نیست: او برای دومین سال متوالی آقای گل لالیگا شده است و اگر شش فصل حضورش در لیگ ۱ فرانسه با پیراهن پیاسجی را هم اضافه کنیم، این هشتمین آقای گلی متوالی او به شمار میرود.

مورینیو یا گزینهای دیگر
اما مادریدیستاها نیاز دارند که این گلها با موفقیتهای تیمی همراه شوند؛ به ویژه وقتی میبینند بارسلونا میبرد و این کار را با نسل جوانی انجام میدهد که آینده سالهای پیشرو را تهدید میکند. علاوه بر این، پیاسجی یعنی همان تیمی که او از آن جدا شد، فصل گذشته قهرمان چمپیونزلیگ شد و در موقعیتی قرار دارد که میتواند آن را تکرار کند. اتفاقات این دو سال، زوج ناموفق او با وینی، عدم مشارکت دفاعی او در برخی لحظات و فاصله فعلی او با سکوها... همه اینها اکنون به پروژه جدید رئال مادرید اضافه میشود که شبیه به یک برگه سفید و نانوشته است.
چرا که انتخابات رئال مادرید در راه است و در حال حاضر حتی مشخص نیست دو هفته دیگر چه کسی رئیس باشگاه خواهد بود. امروز (فلورنتینو پرز) ریاست را بر عهده دارد، اما اگر اعضای باشگاه بخواهند، صندوقهای رای میتوانند این قدرت را به انریکه ریکلمه واگذار کنند. اگر (پرز) بماند، گزینه انتخابی او مورینیو است. ریکلمه هنوز گزینه خود را فاش نکرده، اما مطمئناً به زودی این کار را انجام خواهد داد. آنچه مشخص است این است که هر کسی رهبری این پروژه را بر عهده بگیرد، باید کاری کند تا رئال مادریدِ امباپه، وینیسیوس، بلینگام و شرکا، همان بازدهی را نشان دهد که در سال ۲۰۲۴ و در شروع این مسیر، از آنها انتظار میرفت.