کد: 236410808 خرداد 1405 ساعت 16:3714.9K بازدید

به خاطر بزرگ‌مرد فوتبال ایران بس می‌کنم

آخرین حرف‌های وحید قلیچ درباره پرسپولیس

پیشکسوت پرحاشیه پرسپولیس در گفت‌وگویی مفصل درباره حمایت‌های جنجالی‌اش از استقلال و تغییر موضع اخیر خود صحبت کرد.
آخرین حرف‌های وحید قلیچ درباره پرسپولیس

به گزارش ورزش سه، وحید قلیچ که در سال‌های اخیر بارها با ویدیوها و اظهارنظرهای تندش علیه مدیران پرسپولیس و همچنین حمایت‌هایش از استقلال با واکنش منفی هواداران این تیم روبه‌رو شده بود، اخیراً در صفحه شخصی‌اش ویدیویی متفاوت منتشر کرده است؛ ویدیویی که در آن با ظاهری جدید و بدون سبیل معروفش مقابل دوربین حاضر شد و از دیدار خود با علی پروین صحبت کرد. قلیچ در این ویدیو تاکید داشت همچنان خودش را یک پرسپولیسی اصیل می‌داند و همچنین برای مدیرعامل این باشگاه آرزوی موفقیت کرد.

این تغییر ناگهانی در رفتار و موضع دروازه‌بان سابق پرسپولیس باعث شد تا امروز با او تماس بگیریم و در گفتگویی مفصل درباره دلخوری‌های چند سال اخیرش از باشگاه، حمایت‌هایش از استقلال، رابطه‌اش با مدیران پرسپولیس و همچنین دیدارش با علی پروین سوال کنیم. قلیچ در این گفت‌وگو با صراحت همیشگی‌اش از ناراحتی‌های قدیمی، بی‌توجهی به پیشکسوتان و ماجرای آشتی دوباره‌اش با پرسپولیس صحبت کرده است.

این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

* به نظر می‌رسد با پرسپولیس آشتی کردید. چه اتفاقی افتاد؟ 
آقای پروین بیمارستان بودند. من به عیادتش رفتم و ایشان را در آن حال دیدم، حالم خیلی بد شد. ایشان تنها اسطوره‌ای است که برایمان باقی مانده و اگر قرار باشد اذیتش کنیم، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. آنجا که بودیم آقای پروین به من گفت می‌روی سبیل‌هایت را بزنی و فردا بیایی کارت دارم؟ من رفتم و سبیل‌هایم را کوتاه کردم. بالاخره ایشان اسطوره است و زمانی که دستور می‌دهد، همان حسی به ما دست می‌دهد که سال ۶۰ و زمانی فوتبال بازی می‌کردیم و ایشان مربی بود داشتیم. ممکن است خیلی‌ها این حس را نداشته باشند اما من هنوز این حس را دارم که هر چه در این فوتبال داریم، صدقه سر علی پروین است. روز بعد پیش آقای پروین رفتم و تا من را دید، خیلی خوشحال شد. منتها درویش را هم آنجا دیدم و حالم بد شد اما چاره‌ای نداشتیم.

* آقای پروین چه صحبتی به شما داشتند؟
آقای پروین گفت من خواهش می‌کنم اگر پرسپولیس را دوست داری، درباره‌اش اظهارنظر نکن. ما هم پرسپولیس را دوست داریم و پرسپولیسی هستیم و فقط دل‌مان از نامهربانی‌ها و ناملایمات دل‌مان شکسته بود و اینطور نبود که از پرسپولیس بِبُریم ولی من دیگر درباره پرسپولیس صحبتی نمی‌کنیم.

* صحبت منفی نمی‌کنید یا کلا حرفی درباره این تیم نمی‌زنید؟
منفی صحبت نمی‌کنم، مثبت هم صحبت نمی‌کنم. کاری نداریم. پرسپولیس سوی خودش می‌رود و ما هم سوی خودمان. همیشه اینطور بوده و حالا هم اینطور است.

* پس آشتی هم نکرده‌اید.
آشتی کرده‌ام، وقتی کاری نداشته باشید یعنی آشتی کرده‌اید. دیگر کاری نداریم، نه نکات خوبش را می‌گوییم و نه نکات منفی را. البته هواداران پرسپولیس خیلی با من نامهربانی کردند.

* این موضوع قطعا به صحبت‌ها و حمایت‌های شما از استقلال برمی‌گردد؛ وقتی شما از استقلال حمایت کنید و علیه پرسپولیس حرف بزنید، طبیعتا هواداران پرسپولیس هم از شما ناراحت می‌شوند و واکنش نشان می‌دهند.
من هر صحبتی هم می‌کردم تاکید داشتم که با هوادار پرسپولیس مشکلی ندارم. ضمن اینکه من از استقلال چه حمایتی کردم؟ مگر از استقلال چیزی به من رسیده یا می‌رسد که حمایتش کنم؟ اصلا چنین مسائلی نیست. اگر همچین چیزی باشد، سر من انقدر بالا نیست. سر من بالاست؛ الحمدالله نه قرار است اینطرف چیزی برای ما داشته باشد و نه آنطرف. هر دو تیم مربی‌ها و پیشکسوتان خودشان را دارند و نه کسی از آنها از من حمایت می‌کند و نه کسی از پرسپولیس. من کار خودم را می‌کنم. منتها به آقای پروین که بزرگتر من است قول دادم کاری نداشته باشم و دیگر هم کاری ندارم.

* آقای پروین درباره حضورتان در تمرین استقلال یا صحبت‌هایی که درباره این تیم داشتید، چیزی نگفتند؟
گفتند من خودم با استقلال مشکلی ندارم و این دو تیم باید باشند که فوتبال خوب باشد اما تو به عنوان یک پرسپولیسی باید از تیم خودت حمایت کنی. اما صحبت من این که پرسپولیس اینهمه پیشکسوت دارد و افرادی با دو سال بازی در تیم آنجا سمت دارند اما که سالیان سال آنجا بودیم، باید کنار باشیم و آقایان را تماشا کنیم. ما آدمی نیستیم که دستمال دست‌مان باشد و دنبال کسی بدویم؛ یک نفر دو سال آنجا بوده و پدرش زمانی در پرسپولیس بازی می‌کرده و الان مربی پایه پرسپولیس است. مشخص نیست چه خبر است؟ مگر می‌شود؟ ما جزو تاریخ پرسپولیس هستیم اما به خانه‌مان راه‌مان نمی‌دهند. ما هم کاری به کارشان نداریم و کار خودمان را می‌کنیم و چیزی نمی‌گوییم، انگار که چنین تاریخی نبوده و ما در این تاریخ نبودیم. من ۱۲ سال در چارچوب آن تیم ایستادم و ۱۹۰ بازی کردم، آن هم در زمانی که یک بازی می‌کردیم و یک هفته بعد بازی بعد بود. اگر بازی‌های الان بود، من ۶۰۰ بازی را هم رد کرده بودم؛ ما با آن کیفیت بازی می‌کردیم و به بزرگترهایمان احترام می‌گذاشتیم؛ آقای بهرام مودت که حرکت می‌کرد، ما پشت سرش حرکت می‌کردیم اما الان فوتبالیست‌ها ما را می‌بینند و رویشان را آن طرف می‌کنند. دیگر آن عزت و احترام و بزرگی تمام شده است. هر مدیرعاملی هم می‌آید و می‌رود، باز هم همان آقایانی که از اول بودند، هستند. من از چه کسی تعریف کنم؟ من به قرآن اسم مدیرعامل فعلی را نمی‌دانم. اسمش چیست؟

1901886

* پیمان حدادی.
آقای حدادی، مگر وحید قلیچ پیش شما نیامد و گفتی برو، خودمان شماره‌ات را داریم و خودمان زنگ می‌زنیم؟ ما به باشگاه پرسپولیس رفتیم و از پایین گفتند فلانی آمده، گوشی را گرفت و گفت برو، شماره‌ات را داریم، زنگ می‌زنیم که بیایی. آقای حدادی با من اینطور صحبت می‌کنی؟ من پیشکسوت این تیم هستم، اینجا خانه من است، اینجا زندگی من است. من از زندگی‌ام برای اینجا زده‌ام. آقای حدادی، شما نمی‌دانی من روز عروسی‌ام آمدم برای این تیم در فینال جام حذفی بازی کردم. به ژاپن رفتم، سعید عزیزیان پایش شکست و برگشتم که پرسپولیس تنها نباشد. آقای پروین به من می‌گوید وحید قلیچ از همه تعریف کن؛ آقای پروین من از چه کسی تعریف کنم؟ همه اینها دل من را شکستند، از کدام‌شان تعریف کنم؟ باشه، من می‌گویم آقای حدادی شما بهترین آدم روی زمین هستی، شما آمدی که کار را درست کنی. اما ما جزو طردشدگان پرسپولیس هستیم، کسانی هستیم که کسی به ما محل نمی‌گذارد. وحید قلیچ در کدام جشنی که برای پرسپولیس گرفتند جزو دعوت‌شدگان بوده است؟ هیچکدام، چرا؟ چون به تمرین استقلال رفته است. مگر به تمرین مکابی اسرائیل رفتم؟ این تیم هم مال تهران و ایران است. درست است پیشکسوت استقلال و پرسپولیس به هم محل نمی‌گذارند اما من اینطور نیستم؛ من همه پیشکسوتان استقلال و پرسپولیس را دوست دارم، حتی اگر من را دوست نداشته باشند. مگر چند صباح دیگر عمر می‌کنیم؟ پیشکسوتان خودشان از پشت به یکدیگر خنجر می‌زنند. مثلا آقای مرتضی فنونی‌زاده می‌گوید اگر منوچهر شفقتیان پولدار بود، آقای پروین حتما به مراسم او می‌آمد و فردای آن از صد جا معذرت‌خواهی کرده است؛ چرا این حرف‌ها را می‌زنید که بعدش معذرت‌خواهی کنید؟ یا مثلا هنوز که هنوز است آقای بهروز سلطانی می‌گوید وحید قلیچ حق من را خورده است؛ من چه حقی خوردم؟ آقا بهروز جان، قربانت بروم، این حرف‌ها را به روزنامه‌ها نزن، من چه حقی از شما ضایع کردم؟ من اگر گلر بدی بودم که ۱۲ سال آنجا نبودم. آقای پروین نهایتا پنج سال به خاطر علاقه‌اش به من بازی می‌داد، نه ۱۲ سال. من چرا ۱۰ تا دربی بازی کردم آقای بهروز خان عزیز؟ این حرف‌ها را نگویید. من کِی به پیشکسوتان گفته‌ام من را هم فلان جا ببرید تا پولی که می‌گیرید من هم‌ بگیرم؟ آیا یک بار هم در این جمع‌هایی که پول می‌گیرید بوده‌ام؟ همین هفته پیش رفتید بازی کردید و از شهرداری پول خوب گرفتید، من هم بودم؟ نه، چون ارزش هر کسی به خودش است. منِ نوعی باید اینطور باشم که سرم بابا باشد و اگر صحبت کردم، کسی نتواند یقه‌ام را بگیرد. من پرسپولیس را دوست دارم، استقلال را هم دوست دارم، هواداران استقلال را هم دوست دارم. چه ایرادی دارد؟ اینها بچه‌های وطن من هستند.

* گفتید زمانی که به عیادت علی پروین رفتید، رضا درویش هم حضور داشتند. با او صحبتی نداشتید؟
نه، من چه صحبتی با او دارم؟ چند سال در پرسپولیس بود؟ آقای درویش در این مدت یک‌بار وحید قلیچ را صدا کردی که بگویی تولدت مبارک و عیدت مبارک‌؟ نگفتی. همینطور مثل شما ۲۰ نفر دیگر هم آمدند و رفتند و حالا بهترین ماشین زیر پایشان است. من یک موتور دارم که ۱۵۰ تومان هم نمی‌خرند اما افتخار می‌کنم و عشق می‌کنم که سوار می‌شوم، چون می‌دانم که مال خودم است.

* یک ویدئویی در اینستاگرام منتشر کردید که از صحبت‌هایتان به نظر می‌رسید با مدیرعامل فعلی پرسپولیس صحبت داشتید و دلخوری‌هایتان رفع شده است.
نه، من آقای حدادی را از نزدیک ندیده‌ام و اصلا صدایش را هم نشنیدم. آقای حدادی سر تمرین تیم ملی آمد و من آنجا نشسته بودم اما به من محل نداد. من یک‌بار هم با او صحبت نکرده‌ام.

* فقط به خاطر آقای پروین برایشان آرزوی موفقیت کردید؟
فقط به خاطر آقای پروین بود. آقای پروین از من خواست و من هم وظیفه‌ام دانستم درخواست بزرگمرد فوتبال ایران را قبول کنم.

* شما در سال‌های اخیر و قبل از این عیادت، با آقای پروین در ارتباط نبودید؟
همیشه بودم. تنها کسی که شب‌های عید از ما یاد می‌کرد، آقای پروین بود. تنها کسی که تولد ما را تبریک می‌گفت، آقای پروین بود. آقای پروین با همه اینطور است و به همه خوبی کرده اما خیلی‌ها به او بدی کرده‌اند. خیلی‌ها چشم و رو ندارند و به هر دری می‌زنند که ماندگار باشند. ما خودمان ماندگار هستیم و الحمدالله همه هم دوست‌مام دارند و هر جا هم می‌روم، کوچک و بزرگ تحویلم می‌گیرند و همین خوب است. هیچ چیزی هم ندارم، یک ستاره هم در آسمان ندارم اما این لطف مردم را دارم و این از همه چیز مهم‌تر است.

* شما و بعضی از هم‌نسل‌هایتان صحبت از این می‌کنید که سال‌ها بدون پول در پرسپولیس بازی کردید. با این شرایط اگر به عقب برگردید، باز هم به سراغ فوتبال می‌آیید یا یک تصمیم دیگر برای زندگی‌تان می‌گیرید؟
اگر جوان شوم، باز هم فوتبال بازی می‌کنم اما دیگر در آژانس کار نمی‌کنم و به سراغ یک کار دیگر می‌روم که بیمه داشته باشد و در نهایت حقوق بازنشستگی بگیرم. اما همانطور برای پرسپولیس بازی می‌کنم و حتی سعی می‌کنم از آن هم بهتر برای پرسپولیس بازی می‌کنم، ولی سعی می‌کنم یک شغل آبرومند در کنارش داشته باشم که در پیری‌ام یک آب باریکه داشته باشم.

* البته مدتی قبل لیستی از دریافتی‌های اعضای تیم پرسپولیس در سال ۱۳۸۲ منتشر شد؛ سالی که شما هم در پرسپولیس بودید. طبق آن لیست شما ۱۸ میلیون از این باشگاه دریافتی داشتید که رقم کمی نبود.
به فاطمه زهرا و به جان دخترم قسم می‌خورم که یک کلمه‌اش هم درست نیست. من آن زمان از پرسپولیس سه تومان گرفتم. آن سه تومان هم اینطور بود که سال ۸۲ مادرم به رحمت خدا رفت، علی آقا یک تومان را جلو جلو به ما داد که ما برای مادرمان سنگ قبر خریدیم و یک مسجد آبرومند گرفتیم و یک شام خوب گرفتیم. این دریافتی ما از پرسپولیس بود، دو تومن به علاوه یک تومانی که علی آقا داد و خودش بعدا گرفت. من زنده هستم و می‌توانم قسم بخورم که چنین چیزی نبوده است. عین واقعیت این است که ما زمان آقای غمخوار سه تومان پول گرفتیم و زمان عابدینی هم هیچی. عابدینی حتی پاداشی که به تیم پس از بازی‌ها می‌داد، به من که مربی دروازه‌بانی بودم نمی‌داد. من در عربستان کفشم پاره بود و هواداری که آنجا بود برایم کفش خرید. آقای عابدینی  از تنها کسی که متنفر بود، من بودم.

* دلیلش چه بود؟
اینکه یک نفر دیگر را برای مربی دروازه‌بانی به علی آقا معرفی کرده بود اما علی آقا گوش نکرد و من را برد. زورش نمی‌رسید به علی آقا چیزی بگوید اما به من فشار می‌آورد، اما به این چیزها نیست؛ خدا باید بخواهد و عزت بدهد. به هر حال من حاضرم هر جا می‌گوید بیایم و به قرآن قسم بخورم و آنها هم قسم بخورم. محمود کردی آنجا بود و خودش همه چیز را می‌داند‌. چه کسی این لیست‌ها را منتشر می‌کند؟ یکبار هم نوشته بودند وحید قلیچ سال ۶۰، ۱۵۰ هزار تومان از پرسپولیس گرفته است. علی آقا بازیکنان را می‌آورد و هوادار پول جمع می‌کرد و نفری ۲۰ تومان می‌دادند. من یک‌بار هم درخواست پول نداشتم و هر چه پول تقسیم می‌کردند، ما هم همان را می‌گرفتیم. من اگر سال ۶۰، ۱۵۰ تومان می‌گرفتم، چهار تا خانه می‌خریدم. چرا این لیست‌ها را منتشر می‌کنید؟ شما به حق‌الناس اعتقاد ندارید؟ شما حقیقت هر ما را خواستید بفهمید، از خودم سوال کنید تا واقعیت را بگویم. درست است گوشه‌نشین هستم اما سال‌ها آنجا بودم و همه چیز می‌دانم؛ ۱۲ سال، زمان کمی نیست. پپ گواردیولا ۱۰ سال در منچسترسیتی بود و سال به سال پولش را هم می‌گرفت و حالا مجسمه‌اش را می‌سازند اما ما که هیچ چیزی نداشتیم و سر و صورت‌مان را جلوی توپ می‌گذاشتیم تا گل نشود، در باشگاه‌مان راه هم نمی‌دهند و می‌گویند برو خبرت می‌کنیم؛ خدا کند خبر کند، اصلا دو ماه دیگر خبر کنند اما متاسفانه دیگر فراموش می‌شود.

* درست است که از نظر اخلاقی، باشگاه وظایفی در قبال پیشکسوتان خود دارد اما از نظر حقوقی اینطور نیست. از طرفی در طول تاریخ بازیکنان زیادی در تیم بازی کرده‌اند که پرداختی به همه آنها از توان باشگاه خارج است؛ بنابراین انتظاراتی که شما از باشگاه دارید درست نیست.
مگر ما گفتیم باشگاه چیزی به ما بدهد؟ ما فقط احترام می‌خواهیم. ما می‌گوییم اگر مراسمی هست، چرا وحید نباید دعوت نشود؟ من فقط یک‌بار درخواست مالی از باشگاه داشتم؛ ما اجاره‌نشین هستیم و‌ چند ماه پیش ما اثاث‌کشی داشتیم. آن زمان دستم خیلی خالی بود و آقای درویش در پرسپولیس بود. خیلی به هم ریخته بودم و گفتم به باشگاه می‌روم و آنها هم یک کمکی می‌کند. به خانواده‌ام هم گفتم نگران نباشید، به باشگاه می‌روم. رفتم و من راه ندادند، آمدم و دوباره رفتم و دوباره راهم ندادند، پس از آن یک بار دیگر هم رفتم اما از آن بالا آقای درویش گفت چند دفعه باید بیایی؟ ما خودمان ما خبر می‌کنیم، نمی‌خواهیم بیایی بالا. من گفتم گیر بودم و آمدم گفتم شاید شما رفع کنید‌، حالا هم نکردید و می‌رویم و مشکلی نیست. من فقط همین یک بار از باشگاه درخواست مالی داشتم که آن هم محقق نشد، اما همیشه می‌گویند خدا جای حق نشسته است و اگر دری را ببندد، ز رحمت گشاید در دیگری. ما کاری نداریم که پول می‌دهند یا نمی‌دهند، به هر کسی دوست دارند بدهند و به هر کسی نمی‌خواهند ندهد. آنها صاحب منصب هستند، ما جزء هستیم. ما فقط انتظار حمایت معنوی داریم. برای مثال اگر یک نفر دو بار یک جا دعوت کنند، حس خوب و انرژی می‌گیری و می‌گویی من ارزش دارم و به من ارزش دادند. ما این انرژی را می‌خواهیم، هیچ چیز دیگری نیست.

تازه‌ترین اخبار ورزشی ایران و جهان دراپلیکیشن ورزش سه
دانلود
24اشتراک گذاریگزارش خطا

زنده پیشنهادی

دیدگاه‌ها

لطفا قبل از ارسال دیدگاه خود، حتماقوانین و مقرراترا مطالعه فرمایید.
لطفا منتظر بمانید...

آخرین اخبار