
به گزارش "ورزش سه"، انتقال محمدمهدی زارع و پوریا شهرآبادی به پرسپولیس بار دیگر یکی از ضعفهای مزمن استقلال را آشکار کرد. دو بازیکنی که بخشی از دوران رشد خود را در آکادمی آبیها گذراندند، بدون آنکه استقلال از توانایی فنی یا ارزش اقتصادی آنها بهرهای ببرد، حالا با قراردادهای بلندمدت در اختیار رقیب سنتی قرار گرفتهاند.
پرسپولیس ابتدا پوریا شهرآبادی، مهاجم ۲۰ ساله گلگهر را با قراردادی چهار ساله جذب کرد و دیروز نیز از محمدمهدی زارع، مدافع ۲۳ ساله سابق اخمت گروژنی روسیه، با قراردادی چهار ساله رونمایی کرد. هر دو بازیکن سابقه حضور در آکادمی استقلال را دارند و زیر نظر مهدی تارتار در گلگهر فرصت ورود جدی به فوتبال حرفهای را پیدا کردند.
داستان زارع برای استقلال تلختر است. او در تیم امید استقلال زیر نظر آرش برهانی بازی کرد و همراه این تیم قهرمان لیگ تهران شد. ریکاردو ساپینتو نیز پس از تماشای عملکرد این مدافع در دربی رده امید، او را به تمرینات تیم بزرگسالان دعوت کرد، اما مصدومیت از ناحیه مچ پا مسیرش را تغییر داد. زارع پس از جدایی راهی پارس جنوبی شد، در گلگهر به ترکیب اصلی رسید، به اردوی تیم ملی دعوت شد و سپس با انتقالی قابل توجه به اخمت گروژنی رفت.

زارع پیشتر درباره نحوه جداییاش از استقلال گفته بود: «باشگاه به قراردادی که با من داشت پایبند نبود و هیچ کمکی به تیم پایه نمیکرد. اگر میماندم، فرصت بازی به من نمیرسید.» او همچنین توضیح داده بود که هیچ مذاکره جدی برای حفظش انجام نشد و تعدادی از بازیکنان تیم قهرمان امیدهای استقلال، به دلیل بیتوجهی از سطح حرفهای فوتبال فاصله گرفتند.
پوریا شهرآبادی نیز روایت مشابهی دارد. او حدود یک سال در آکادمی استقلال حضور داشت، اما چون راه مشخصی برای رسیدن به تیم بزرگسالان پیش روی خود نمیدید، تصمیم به جدایی گرفت. شهرآبادی در گلگهر فرصت بازی در لیگ برتر را به دست آورد و اکنون پرسپولیس با قراردادی بلندمدت، آینده فنی و اقتصادی این مهاجم جوان را در اختیار گرفته است.

محمدمهدی محبی نمونه شناختهشده دیگری است. این وینگر در تیمهای زیر ۱۷ و زیر ۲۱ سال استقلال بازی کرد و در دوره وینفرد شفر حتی به تمرینات بزرگسالان رسید، اما از باشگاه جدا شد و مسیرش را در مقاومت، نفت مسجدسلیمان، پیکان و مس رفسنجان ادامه داد. محبی پس از درخشش در لیگ به سپاهان پیوست، برای کلباء بازی کرد و به بازیکنی تبدیل شد که برای انتقالش ارقام قابل توجهی میان باشگاهها مطرح میشد، در حالی که استقلال در زمان خروج اولیه او منفعتی از این مسیر نبرد.
امیرحسین جلالیوند نیز سابقه بازی در آکادمی استقلال و حضور در تمرینات تیم بزرگسالان زیر نظر ساپینتو را داشت. او برای پیدا کردن فرصت بازی راهی استقلال خوزستان شد، در لیگ برتر درخشید و در این پنجره با انتقالی قطعی به سپاهان پیوست. در این معامله باشگاه خوزستانی از فروش بازیکن درآمد کسب کرد، اما استقلال تهران با وجود نقش داشتن در بخشی از دوره رشد او، مالکیتی بر قراردادش نداشت.
این فهرست به همین چند نفر محدود نمیشود. محمدحسین صادقی، یکی دیگر از محصولات آکادمی استقلال، سال گذشته با قراردادی چهار ساله به پرسپولیس پیوست. آرشا شکوری به صورت رایگان راهی هوادار شد، پارسا جعفری پس از جدایی به سایپا و ذوبآهن رسید و بازیکنانی مانند علیرضا احسانیفر نیز بعد از ترک آکادمی استقلال در تیمهای دیگر فرصت حضور در لیگ برتر را پیدا کردند.

نکته مهم این است که مشکل استقلال در پیدا کردن استعداد نیست. آکادمی این باشگاه بازیکنان مستعد زیادی را شناسایی و پرورش داده، اما حلقه اتصال میان تیمهای پایه و بزرگسالان کارایی لازم را نداشته است. بازیکن جوان یا باید مستقیماً فرصت حضور در تیم اصلی را پیدا کند یا با قرارداد معتبر به صورت قرضی راهی باشگاه دیگری شود تا حقوق فنی و اقتصادی استقلال حفظ شود.
باشگاههای حرفهای معمولاً پیش از معرفی یک استعداد به سطح بزرگسالان، وضعیت قراردادی او را تثبیت میکنند. طبق مقررات فیفا، قرارداد حرفهای میتواند تا پنج سال اعتبار داشته باشد و قرارداد بازیکنان زیر ۱۸ سال نیز حداکثر سهساله است. بنابراین ابزار حقوقی برای حفظ استعداد وجود دارد و مسئله اصلی به شناسایی بهموقع، تنظیم قرارداد و طراحی مسیر پیشرفت بازمیگردد.
فیفا برای باشگاههای پرورشدهنده حق آموزش و سهم همبستگی را هم در نظر گرفته است، اما این مبالغ جای قرارداد حرفهای و درآمد حاصل از فروش مستقیم بازیکن را نمیگیرد. نمونه روشن آن زارع است که انتقالش از گلگهر به روسیه حدود یک میلیون یورو برای باشگاه سیرجانی درآمد ایجاد کرد، در حالی که استقلال سالها قبل او را بدون حفظ کنترل قراردادی از دست داده بود.
تناقض بزرگ اینجاست که استقلال اکنون به دلیل بسته بودن پنجره و کمبود شدید بازیکن، ناچار شده تعداد زیادی از نفرات جوان آکادمی را به تمرینات بزرگسالان اضافه کند. در سالهایی که فرصت برنامهریزی وجود داشت، بسیاری از استعدادها بدون قرارداد مطمئن یا مسیر مشخص جدا شدند و حالا همان باشگاه برای تکمیل تمرینات خود به بازیکنان ردههای پایه نیاز دارد.
انتقال زارع و شهرآبادی به پرسپولیس باید بیش از یک حساسیت هواداری مورد توجه قرار بگیرد. مسئله اصلی این است که چرا بازیکنی در آکادمی استقلال رشد میکند، در باشگاهی دیگر فرصت بازی میگیرد، برای تیم سوم درآمد ایجاد میکند و سرانجام با قراردادی بلندمدت به رقیب میرسد. تکرار این چرخه به دشواری میتواند چیزی جز ضعف جدی در مدیریت قراردادها و برنامهریزی آکادمی تعبیر شود.
استقلال برای پایان دادن به این روند به یک ساختار ثابت نیاز دارد، ساختاری که بازیکنان برتر پایه را زودتر شناسایی کند، با آنها قرارداد حرفهای متناسب ببندد، برای حضورشان در تیم بزرگسالان یا انتقال قرضی برنامه داشته باشد و مدیران مسئول را در برابر هر استعداد ازدسترفته پاسخگو کند. در غیر این صورت، آکادمی استقلال همچنان برای دیگر باشگاهها بازیکن خواهد ساخت و سهم آبیها از سالها آموزش، حسرت تماشای موفقیت محصولات خود با پیراهن رقبا خواهد بود.