
به گزارش ورزش سه، در روزهایی که هنوز وداع پپ با منچسترسیتی را باورمان نمیشود بازار ویدیوها و تصاویر جذاب درباره دوران حضور او در سیتی داغ است. ولی بخش رسانهای منچسترسیتی با ابتکای استنثنایی، داستانی روایت کرد و همه ما را به یاد خاطرهای انداخت که چشمهایمان را اشکی کرد.
خیلی از ما یک هوادار نوجوان اهل منچستر را فراموش کرده بودیم. پسربچه موطلایی هفت سالهای که ده سال پیش در یک تاکسی با پپ همسفر شده بود. ولی گواردیولا او را خیلی خوب به خاطر داشت. پسری که از او یک «سوال خیلی خاص» پرسیده بود.
در روزهایی که منچسترسیتی و هوادارانش در حال هضم یک جدایی بزرگ و تاریخی هستند این ویدیو ما را به ده سال پیش میبرد، به روزهای ابتدایی ورود یک مرد کاتالان، لاغرتر و جوانتر از امروزش، به سرزمینی که قرار بود تاریخ فوتبالش را برای همیشه از نو بنویسد.
ده سال پیش در یک ویدیوی تبلیغاتی پپ گواردیولا در صندلی عقب یک تاکسی لندنی نشسته بود. سناریو ساده بود، پپ قرار بود ناشناس در این تاکسی سیاه، رنگ سنتی تاکسیهای بریتانیا، در شهر منچستر بچرخد و با مسافرانی که سوار تاکسی میشوند درباره خودش و سیتی صحبت کند. در آن ویدیوی ده سال پیش یک پسربچه هفت ساله مو قرمز با پیراهن منچسترسیتی وارد ماشین شد. پسربچهای به اسم بریدون که با دیدن سرمربی جدید تیم محبوبش در اوج شگفتی و ناباوری پرسید توا واقعا خودشی؟ پپ گواردیولا. بریدون کوچولو در همان چند جمله اول صحبتش حرفهایی زد که مثل یک پیشبینی عجیب بود. پسر بچهای که انگار آینده را در جام جهاننما دیده بود: «ما حالا تو را داریم و قرار است تمام جامها را ببریم، اما این همه جام را باید کجا بگذاریم؟». آن روز هیچکس نمیدانست که این دیالوگ ساده و صمیمی قرار است به یکی از بزرگترین پیشگوییهای تاریخ فوتبال انگلیس تبدیل شود.

بخش رسانهای باشگاه منچسترسیتی در آستانه جدایی سرمربی پرافتخار خود تصمیمی عالی گرفت و گواردیولا و بریدون را دوباره به هم رساند. در ویدیوی جدیدی که باشگاه منتشر کرده است بریدون که حالا یک جوان هفده ساله است دوباره با پپ روبرو میشود. دیداری که از همان ثانیههای اول با بغض و اشک همراه است.
برایدون با صدایی لرزان به پپ میگوید که از ده سال پیش و پس از آن ویدیوی تاکسی زندگیاش کاملا تغییر کرده و توانسته به سراسر جهان سفر کند و با افراد بزرگی ملاقات داشته باشد. اما نقطه اوج دیالوگ آنجا است که هوادار جوان با چشمانی اشکبار به گواردیولا میگوید که چقدر دلتنگ او خواهند شد و پپ با لحنی پدرانه و متواضعانه پاسخ میدهد که او هم دلتنگ این هواداران خواهد بود. من هم دلم برایتان تنگ میشود. من هم.
برای درک عظمت کار گواردیولا در این ده سال باید به وضعیت فوتبال انگلیس پیش از ورود او نگاهی بیندازیم. در آن زمان بسیاری از کارشناسان و منتقدان بریتانیایی با قاطعیت ادعا میکردند که سبک بازی مالکانه و مبتنی بر پاسکاریهای متوالی هرگز در فوتبال فیزیکی و پرسرعت انگلیس جواب نخواهد داد. آنها معتقد بودند نمیتوان لیگ برتر را با این شیوه تحت سلطه درآورد. اما پپ نه تنها این ادعاها را باطل کرد بلکه استانداردهای فوتبال در انگلستان را به سطحی دستنیافتنی ارتقا داد. او تیمی ساخت که ماشین بیرحم پیروزی بود، تیمی که رکوردهای امتیازی را جابجا کرد، فصل صد امتیازی به نام سیتی زد، سهگانه تاریخی داخلی را به ارمغان آورد و در نهایت طلسم لیگ قهرمانان اروپا را در آن شب فراموشنشدنی برای نیمه آبی شهر منچستر شکست.
در ادامه این ویدیوی خیرهکننده پپ دست بریدون را میگیرد و او را به سالنی تاریک میبرد که ناگهان با نورپردازی خاصی روشن میشود. در این سالن تمام جامهایی که گواردیولا در این یک دهه با سیتی به دست آورده است به شکلی باشکوه چیده شدهاند. 20 جام!
پپ با لبخندی رضایتبخش رو به پسر جوان میکند و میگوید «یادت میآید ده سال پیش به من گفتی قرار است تمام جامها را ببریم، یادت هست یک سوال ویژه از من کردی و گفتی آن همه جام را کجا بگذاریم؟ حالا همه آنها اینجا هستند». این صحنه به قدری تاثیرگذار است که بریدون دیگر نمیتواند جلوی اشکهایش را بگیرد و شروع به گریه میکند. مثل خیلی از ماها که چشمهایمان در زمان تماشای این صحنه خیس شد.
بخش رسانهای سیتی میخواهد روی یک واقعیت غیر قابل انکار تاکید کند. تاثیر پپ تنها به جامها ختم نمیشود، او نه تنها برای بسیاری از ستارههای سیتی نقش یک پدر معنوی را بازی کرد، برای خیلی از هواداران هم مثل یک پدر بود. بگذارید به یک صحنه بسیار جالب دیگر از ویدیو ارجاع بدهیم. 10 سال پیش زمانی که بریدون هفت ساله از تاکسی پیاده میشود پپ آنقدر از او خوشش آمده که رو به دوربین میگوید: «عجب پسر معرکهای، ای کاش میشد به فرزندخواندگی قبولش کنم». پپ، تو این کار را کردی ولی نه فقط برای بریدون. تو همه بازیکنان جوان سیتی و همه هواداران جوان تیم در سراسر دنیا را به فرزندخواندگی قبول کردی چون آنها تو را مثل پدر معنویشان میدانند.

در پایان ویدیو این پپ و بریدون 17 ساله مثل ده سال پیش با هم سلفی میگیرند. برایدون که حالا قد کشیده است با لبخندی از سر شوق در کنار پپی میایستد که گرد پیری بر چهرهاش نشسته اما همچنان همان شور و حرارت روز اول را در چشمانش دارد. پپ به او یادآوری میکند که ده سال پیش چقدر کوچک بود و حالا چقدر بزرگ شده است. این سلفی پایانی است بر یک قصه ده ساله، قصهای از رویاپردازی یک کودک در یک تاکسی و مردی که آن رویای کودکانه را به درخشانترین شکل ممکن به حقیقت تبدیل کرد تا نامش برای همیشه در تاریخ جاودانه شود. ممنون پپ، ممنون که یک بار دیگر به ما یادآوری کردی که چقدر بزرگی و چقدر انسان.
