
به گزارش "ورزش سه"، داوید رایا شاید امروز در فینال لیگ قهرمانان اروپا حضور نداشت، اگر یک مصدومیت بدبیارانه در بازی تنبیهی «رد-اس» یا ابتلای دروازهبان یک تیم در لیگ ملی به بیماری فلج بل رخ نمیداد. همتیمیها، مربیان و مردی که رایا را برای برنتفورد به خدمت گرفت، داستان او را در طول این سالها برای ساناسپورت بازگو میکنند.

«آنها داوید را بعد از اینکه من به فلج بل مبتلا شدم، به تیم آوردند. او پسر جوانی بود، بسیار سرزنده، بسیار دوستداشتنی و شخصیتی که بودن در کنارش لذتبخش بود. هیچ نوع خجالتی در او دیده نمیشد. او اصلاً مغرور یا خودخواه نبود؛ یک پسر معمولی، خونگرم و مهربان بود. او آمد و عملکردش واقعاً درخشان بود.
من ۱۸۵ سانتیمتر هستم و او از من کوتاهتر است. معمولاً وقتی به لیگهای پایینتر میروید، فیزیکی بودن فوتبال در آن سطح بسیار بیشتر است. در لیگهای پایینتر، درگیری فیزیکی بیشتری وجود دارد و شما با تفاوت جثه روبرو هستید. شاید بازیکنانی را نبینید که از نظر بدنی آمادهترینهای دنیا باشند، اما آنها با کمال میل جلوی شما پا میاندازند.
داوید آن ساختار فیزیکی درشت را نداشت، اما آنچه که داشت، چابکی و انعطافپذیری فوقالعاده بالایی بود. اگر سانتر روی دروازه میآمد، او قبل از هر بازیکن دیگری به توپ میرسید. یکبار به من گفته شد که به خاطر قدت، هرگز بالاتر از بخش پایینی لیگ یک یا در بهترین حالت، لیگ دو بازی نخواهی کرد. با این حال، به رایا نگاه کنید که قدش به سختی به ۱۸۳ سانتیمتر میرسد. او آنقدر سریع و چابک است که تواناییهای فیزیکیاش، کمبود قد او را جبران میکند.

آمدن به ساوتپورت اولین تجربه او از فوتبال بزرگسالان بود. باید درک کنید که این یک منطقه پرفشار است؛ جایی که دوران حرفهای بازیکنان زنده میماند یا نابود میشود و شغل افراد دیگر در آینده به آن بستگی دارد. اما او به خوبی از پس آن برآمد و عالی کار کرد. او آن آرامش روحی را در کنار تواناییهای فیزیکیاش داشت. وقتی از بیرون به او نگاه و قضاوتش میکنم، تصور میکنم او میتوانست زمان را آهسته کند.»
«او بالا آمد و با تیم اصلی تمرین کرد. ما آنجا پل رابینسون، جیک کین، سایمون ایستوود و جیسون استیل را داشتیم. با گذشت زمان، همه شروع کردند به گفتن اینکه: "لعنتی، این پسر کارش درسته!" او فقط روز به روز بهتر و بهتر میشد.
او به صورت قرضی به ساوتپورت رفت و من معمولاً همراهش میرفتم. بازیای که واقعاً زندگی او را متحول کرد، یک مسابقه جام حذفی مقابل دربی کانتی بود. او یک نمایش کاملاً فضایی و در کلاس جهانی داشت. وقتی برنامه "مسابقه روز" (Match of the Day) را تماشا کردم، باورنکردنی بود.
او هرگز در هیچ چیزی کم نمیگذاشت. همهچیز را انجام میداد و اگر کاری را نمیتوانست انجام دهد، روز بعد به آرامی زمان بیشتری را صرف انجام دادنش میکرد. او کاملاً وقف این کار شده بود. من همان موقع باور داشتم که او میتواند شماره یک تیم ملی اسپانیا شود؛ کاش روی این موضوع شرطبندی کرده بودم!
برای او همهچیز قدم به قدم پیش رفت تا اینکه سرانجام فرصت بازی در تیم اصلی را پیدا کرد. ما با لیدز بازی داشتیم؛ صبح جمعه تمرین کردیم و چند مصدومیت جزئی داشتیم. در حال گرم کردن بودیم و بازی تکضرب-دوضرب انجام میدادیم که سایمون ایستوود همیشه در آن میباخت. ما برای بازنده بازی تنبیهی "رد-اس" (شلیک توپ به بازنده از فاصله نزدیک) را انجام میدادیم. یک نفر توپ را با قدرت تمام شلیک کرد و توپ به پشت همسترینگ ایستوود برخورد کرد و همین اتفاق او را از بازی محروم کرد!
گری بویر (سرمربی وقت) نمیخواست روی استیل ریسک کند و گفت بیایید داوید را بازی دهیم. ما تا قبل از جلسه پیش از بازی چیزی به او نگفتیم. در سه یا چهار دقیقه اول بازی، او یک سیو باورنکردنی انجام داد که به او اعتماد به نفس داد. بعد از چهار یا پنج دقیقه از جریان بازی، او دیگر داشت ضربات آزاد را از خط نیمه زمین ارسال میکرد! ما بردیم، لیدز را ۴ بر ۰ شکست دادیم و او از همانجا به بازی کردن ادامه داد.»

«این یک انتقال بدیهی و آسان برای انجام دادن نبود، زیرا شما همیشه ممکن است به کمبود قد به عنوان یک مشکل نگاه کنید؛ کاری که بسیاری از باشگاهها انجام دادند. در واقع، وقتی من در حال بررسی سوابق او از افرادی بودم که با او کار کرده بودند، آنها هم اشاره میکردند که شاید او بتواند برود و در شش تیم برتر لالیگا بازی کند، اما پتانسیل او برای لیگ برتر انگلیس را زیر سوال میبردند.
در حالی که مربی دروازهبانهای ما، اینیاکی کانا که اکنون در آرسنال است، کاملاً روی این موضوع پافشاری میکرد که او یک بازیکن در سطح لیگ برتر است. روش کار ما در برنتفورد همینطور است؛ ما به شدت به حرف متخصصان گوش میدهیم. ما میدانستیم چه کسی را جذب میکنیم، اما این را هم میدانستیم که قد او مشکلی نخواهد بود، چون او بسیار چابک بود و میتوانست به خوبی بپرد.
من اصلاً شگفتزده نیستم و فکر میکنم او در حال حاضر یکی از بهترینهای جهان است. او سوال میپرسد، خودش فیلم بازیها را تماشا میکند و بازی خودش را به تحلیل میگذارد. او بسیار از خودش انتقاد میکند و فقط تشنه این است که بهترین باشد. این ویژگی در هر بازیکنی وجود ندارد. عموماً این نوع شخصیتها به بالاترین سطح میرسند.
وقتی با او قرارداد بستیم، در حال سرمایهگذاری روی پتانسیل او بودیم و فکر میکردیم دروازهبان بسیار خوبی داریم که میتواند در لیگ برتر بازی کند. به محض اینکه وارد باشگاه شد، کاملاً مطمئن شدیم که او یک بازیکن لیگ برتری خواهد شد. بعد از آن، فقط بحث این بود که او تا چه سطحی در لیگ برتر بالا خواهد رفت.

من تعجب کردم که وقتی او به وضوح در دسترس بود، تنها آرسنال پای میز مذاکره حضور داشت. ما پالسهایی هم از تاتنهام دریافت کردیم، اما داوید روشن کرد که مقصدش آرسنال خواهد بود. پیچیدگیهایی در مورد قرارداد آرسنال وجود داشت؛ از این جهت که آنها سعی داشتند کار را به روش خاصی پیش ببرند. واضح است که این انتقال در ابتدا به دلیل برخی مسائل مالی از سوی آنها، به صورت قرضی انجام شد.
باید از فیل جایلز و متیو بنهام تمجید کرد. آنها به داوید و آرسنال کمک کردند تا آن قرارداد نهایی شود. باشگاههای زیادی اجازه نمیدادند بازیکنی به صورت قرضی برود تا معامله سر بگیرد. آنها منتظر ماندند تا ببینند آیا پیشنهادهای دیگری هم میرسد یا خیر. مطمئنم که پیشنهادهای دیگر هم در نهایت از راه میرسیدند.
داوید رایا، در کلاس جهانی است، اگر نگوییم بهترین در جهان، برای من یک گزینه بزرگ است. او یک دلیل بزرگ برای این است که چرا آرسنال در حال رقابت برای دو جام بزرگ است. آرسنال برای سالهای بسیار زیادی یک دروازهبان در کلاس جهانی در اختیار خواهد داشت.»