
به گزارش "ورزش سه"، اولیور براون، خبرنگار تلگراف در گزارشی نوشت: درست در لحظهای که ایران باید پس از کسب نتیجهای پرهیجان در دشوارترین شرایط ممکن، از آن لذت میبرد، این تیم در تلاش بود آمریکا را به مقصد مکزیک ترک کند. به نظر میرسد به ایرانیها در آخرین لحظه اطلاع داده شده بود که نمیتوانند حتی لحظهای بیشتر در لسآنجلس بمانند.
تعجبی نداشت که جیانی اینفانتینو در ورزشگاه حضور داشت تا برای پیدا کردن راهحل میانجیگری کند. در جام جهانی که ۴۸ کشور در آن گرد هم آمدهاند، یک تیم بهوضوح رفتاری مشابه ۴۷ تیم دیگر دریافت نمیکند. هرچقدر هم رئیس فیفا تلاش کند خود را در قامت بزرگترین صلحساز نشان دهد، باید بداند هرچه این مشکل طولانیتر شود، پیامدهای سنگینتری برای اعتبار تورنمنتش خواهد داشت.
فضای دیپلماتیک اطراف تیم ایران آنقدر متغیر است و گاهی ساعت به ساعت تغییر میکند که آمادهسازی مناسب برای مسابقات را تقریباً غیرممکن کرده است. به گفته امیر قلعهنویی، سرمربی ایران، برداشت اولیه این بود که او و بازیکنانش میتوانند دو شب در جنوب کالیفرنیا بمانند و سپس به پایگاه تمرینی خود در تیخوانا برگردند. اما به گفته او، این مجوز در آخرین لحظه با دستور بازگشت فوری به مکزیک جایگزین شد و ایران را پس از تساوی جذاب ۲ بر ۲ مقابل نیوزیلند، از یک جلسه حیاتی ریکاوری محروم کرد. او گفت، و حق هم داشت که از این وضعیت «واقعاً ناراحت» باشد.

ایرانیها ماهها در وضعیت انتظار قرار داشتند و نمیدانستند آیا دولت آمریکا، آن هم در حالی که کشورشان را بمباران میکند، به اعضای تیم ویزا خواهد داد یا نه. هنوز این مانع پشت سر گذاشته نشده بود که فهمیدند باید پایگاه تمرینی برنامهریزیشده خود در توسان آریزونا را با مکانی در مکزیک عوض کنند. اگرچه مردم تیخوانا آنها را با گرمی پذیرفتند و هنگام سوار شدن به پرواز کوتاه ۲۰ دقیقهای به مقصد لسآنجلس، در خیابانها برایشان دست تکان دادند، اما قوانین مربوط به حضور ایران در جام جهانی هیچگاه بهدرستی روشن نشد. نتیجه این وضعیت آن است که آنها حالا به مهرههایی در یک بازی پیچیده ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند.
وقتی مهدی طارمی وضعیت را «فاجعه» مینامد، اشتباه نمیکند. از همان لحظهای که حضور ایران در آمریکای شمالی قطعی شد، فیفا وظیفه داشت روشن کند سه کشور میزبان دسترسی کامل و بدون محدودیت را برای همه تیمها و مسئولان تضمین خواهند کرد. حتی سپ بلاتر، رئیس پیشین و بسیار بحثبرانگیز فیفا، این موضوع را «اصل بنیادین» میزبانی هر جام جهانی توصیف کرده بود. اما اینفانتینو در تمایل آشکار خود برای نشان دادن احترام و همراهی با رئیسجمهور دونالد ترامپ، از اجرای این اصل غفلت کرد و تنها در فاصله یک هفته، شاهد اخراج یک داور سومالیایی و رفتوبرگشت اجباری کاروان ایران میان دو سوی مرز به خواست دولت آمریکا بوده است.
برای ایران، هرچقدر هم حضورش حتی برای بخشی از جامعه مهاجران ایرانی در لسآنجلس بحثبرانگیز باشد، آشکارا شرایط برابر وجود ندارد. قلعهنویی با ناراحتی گفت: «تیم ما مظلومترین تیم کل جام جهانی است.» البته حضور ایران در این تورنمنت به خودی خود کمی معجزهآسا به نظر میرسد، آن هم فقط دو ماه پس از آنکه رهبر کشور میزبان تهدید کرده بود تمدن ایران را به عصر حجر بازمیگرداند. یک لحظه مردم ۹۳ میلیونی جمهوری اسلامی با چشمانداز «زندگی در جهنم» تهدید میشوند، و لحظهای بعد تیم فوتبال آنها در آخرین لحظه ویزا میگیرد تا در معتبرترین صحنه فوتبال جهان بازی کند.

زندگی برای آنها خیلی سریع تغییر میکند، اما بر اساس شواهد این دوئل جذاب با نیوزیلند، مسابقهای که مقابل تعداد زیادی از ایرانیان مهاجر و چند مایل پایینتر از منطقهای موسوم به «تهرانجلس» برگزار شد، حضور ایران در اینجا میتواند معنایی فراتر از یک بمب سیاسی داشته باشد. اگر از جادههای منتهی به ورزشگاه سوفای عبور میکردید، شاید تصور میکردید بیشتر ایرانیها خواهان شکست تیمشان هستند اما فوتبال عادت عجیبی دارد که حتی سختترین مخالفتها را هم برای لحظهای حل میکند و به محض اینکه رامین رضاییان نخستین گل ایران در تورنمنت را زد، آن مقاومت خشمگین فروکش کرد.
تنشهای زیر پوست این مسابقه البته پیچیده بود. اکثریت بزرگی از ایرانیان حاضر در لسآنجلس با مواضع سیاسی، مخالفت خود را نشان میدادند، اما این احساس عمومی نبود. اما خیلی زود خود فوتبال بر این زمینه سیاسی غلبه کرد. ضربه بیرون پای رضاییان که از کنار مکس کروکومب، دروازهبان نیوزیلند، وارد دروازه شد، موجی از شادی گسترده ایجاد کرد. وقتی الیجا جاست با گل دوم خود کیویها را دوباره پیش انداخت، محمد محبی با ضربه سری که به داخل تیر خورد، به شکلی ایران را صاحب یک امتیاز کرد. برای چند دقیقه ارزشمند، تا پیش از آنکه بازیکنان بفهمند باید هرچه سریعتر خاک آمریکا را ترک کنند، گل تساوی شادی بیمرزی به همراه آورد. مشکل این تیم همین است، حتی در جام جهانی هم لحظات خوب دوام زیادی ندارند.