
به گزارش "ورزش سه"، دور شدن تیمی که متعلق به شهر اولینها است از سطح اول فوتبال ایران اتفاق خوبی برای هواداران و به خصوص مردم خوزستان و مسجدسلیمان نیست؛ نفت MIS که تا همین دو سه سال پیش در لیگ برتر حضور داشت و در ورزشگاه کوچک و زیبای زردرنگ گریبان تیمهای بزرگ را میگرفت، بعد از سقوط به لیگ یک به خاطر اوضاع و احوال بد مالی به دسته دوم سقوط کرد و باعث ناامیدی صدها هزار جوان مسجدسلیمانی شد.
در فصل جاری لیگ دو اما با توجه به تغییراتی که در ورزش شرکت نفت صورت گرفت و حمایت هایی که از تیم محبوب مسجدسلیمان شد، این تیم با هدایت مهدی پاشازاده موفق شد خیلی سریع به لیگ دسته اول صعود کند و شادی را به مردم شهر برگرداند.
انتخاب مهدی پاشازاده به عنوان سرمربی نفت مسجدسلیمان که به متخصص صعود از لیگ دو به لیگ یک معروف است، شاید یکی از مثبتترین اتفاقات برای بازگشت نفت به لیگ دسته اول بود. سرمربیای که در گذشته 5 بار با تیمهای آلومینیوم اراک، گسترش فولاد، شهرداری تبریز، پارس جنوبی جم و شاهین بوشهر از لیگ دو به لیگ یک صعود کرده بود، حالا در نفت مسجدسلیمان این آمار را ارتقا داد و رکوردی را برجا گذاشته که بعید است تا سالهای سال کسی بتواند به آن نزدیک هم بشود.

پاشازاده در گفت و گو با خبرنگار ما از مسیری که برای بازگشت نفت مسجدسلیمان به لیگ یک طی شده صحبت کرد و موضوعات جالبی را درباره خودش بر زبان آورد که مشروح آن را ادامه میخوانید:
**دیگر کمتر کسی به فوتبال پاک توجه میکند!
واقعیت این است که به واسطه اتفاقاتی که برایم افتاد ، چند سال از مربیگری دور شدم. به هر حال من چند سال متوالی تیمهای مختلف را بالا آوردم، اما این روند ناگهان قطع شد. در این اتفاق موضوعات مختلفی سهیم بود، شاید اصلیترین دلیلش این است که در فوتبال ما همه شمشیرکش شدهاند! در این فوتبال بیشتر راهها کج است و کمتر کسی به فوتبال پاک توجه میکند. در این شرایط دنبال جایی بودم که بتوانم از اول فصل بار دیگر حقانیت خودم را ثابت کنم و با فوتبال پاک به موفقیت برسم. فکر میکنم نفت مسجدسلیمان با توجه به وضعیت شهری و استانی انتخاب خوبی برایم بود و خوشحالم که در نهایت به هدف بزرگمان رسیدیم.
**هیچکس باور نمیکرد که صعود کنیم
اوایل فصل که کار را در نفت مسجدسلیمان شروع کردم، خیلیها مخالف حضورم بودند. وقتی حرف از صعود زدم، خیلیها باور نمیکردند. یادم هست بعد از بازی دوم وقتی که با نتیجه مساوی از زمین بیرون آمدیم در نشست مطبوعاتی گفتم که ما صعود میکنیم. همانجا خبرنگاران به من گفتند که خیلی از مربیان این حرفها را زدند و کاری نکردند. من در جواب به آن افراد در مصاحبه گفتم که من خیلیها نیستم و میدانم چه کاری انجام بدهم. گفتم که آخر فصل همدیگر را میبینیم.
**از خیلی از تیمهای لیگ برتر بهتر بازی میکردیم
خداراشکر میکنم که لطف خدا و همکاری دوستان و عزیزان شامل حالمان شد و با همه حمایتها توانستیم صعود کنیم. من در همه شکستها و مساویها مسئولیت را بر گردن گرفتم، اما ناراحت بودم که بینظیر بازی میکنیم و نتیجه نمیگیریم. فکر میکنم فوتبالی که ما ارائه کردیم، بالاتر از لیگ یک هم بود. شاید از خیلی از تیمهای لیگ برتری بهتر بازی میکردیم. تفاضل گل ما هم نشانگر این مسئله است. خداراشکر که بعد از مدتی به خودباوری رسیدیم و با حمایت همان دوستانی که اوایل فصل مخالف من بودند، توانستند چیزی که آنها باورشان نمیشد را محقق کنیم.

**به کل تیم گفتم فکر صعود نمیکنید، بروید بیرون!
من همیشه در طول فصل به افراد مختلف میگفتم دو سه هفته آخر مسابقات مهم است. یک مثالی میزدم که در دوی ماراتن قانونی داریم که هرکسی از اول جلو میافتد، آخر سر اول نمیشود. من این تجربه را در گذشته داشتم و میدانستم دو سه هفته آخر مسابقات مهم است. در مقطعی از فصل که 8 امتیاز عقب افتادیم، همانروز در رختکن تیم گفتم اگر کسی اعتقاد دارد که این تیم بالا نمیآید همین الان از رختکن بیرون برود. به لطف خدا و کمک دوستان دوباره یک اتفاق خوب برای ما افتاد.
**از 9 صبح تا 11 شب کار میکردیم
ما واقعا زحمت کشیدیم؛ فکر میکنم حرفهای تر از تیم ما در لیگ یک هم حضور نداشت. از 9 صبح تا 11 شب کار میکردیم؛ همه چیز را زیر نظر داشتیم، تغذیه ، تمرین، آنالیز، آسیب شناسی و ... خداراشکر که در نهایت این زحمات نتیجه داد.
**در هر کشور اروپایی بودم، حداقل تیم امید را به من میدادند
من هیچوقت دنبال رکورد و حاشیه نبوده و نیستم. 6 تیم از لیگ دو به لیگ یک آوردم و اگر منصفانه نگاه کنید، نساجی هم با اقداماتی که ما کردیم، به لیگ برتر صعود کرد. به هر حال تیم را من بسته بودم و تا 6 هفته مانده به پایان سرمربی بودم. بعد آقای نکونام آمدند و تیم صعود کرد که البته ایشان هم زحمت کشیدند. با این تفاسیر این، هفتمین صعود من است. فکر میکنم اگر چنین کاری را در کشورهای اروپایی میکردم، همه میگفتند پاشازاده چیزی از فوتبال میفهمد! حداقل تیم امید را به من میدادند. در همین بازی دیروز ما شاهین بندرعامری از مجموع 40 بازیکن داخل زمین 20 نفر را خودم کشف و فوتبالیست کردم. در ترکیب تیم خودم 4 بازیکن را از تیم جوانان به عنوان بازیکن فیکس بازی دادم! چه میشود گفت، فوتبالمان اینطور شده است...
**یک تیم لیگ برتری را دادهاید خودم ببندم؟
شاید بگویید فلانی در لیگ دو تخصص دارد؛ عیبی ندارد، اما آیا تابه حال یک تیم لیگ برتری را به من دادهاند تا از ابتدا خودم آن را ببندم و بعد ناموفق باشم؟ در لیگ یک هم خودم را ثابت کردم و تیم هفدهم جدول را با شرایط عجیب و غریب مالی به رتبه سوم رساندم. این مسائل در فوتبال ما عجیب است، اما من عاشق کارم هستم و با این موضوعات کنار آمدم.
**برای تیم گرفتن باید رابطه داشته باشید
امسال در نفت مسجدسلیمان سه بازیکن تستی برداشتم و به ترکیب اصلی تیم رساندم. مجموع قراردادهای آنها یک میلیارد و دویست میلیون نمیشود! همین ها گلهای سه امتیازی زدند، پاس گل دادند و کمک کردند. متاسفانه در ایران اینها دیده نمیشود. شما برای آنکه تیم خوب بگیرید، باید کسانی را داشته باشید و روابط داشته باشید.
**هرکس داخل زمین ادعایش میشود، بیاید طرف من!
به نیمکت های لیگ یک نگاه کنید؛ افرادی حضور دارند که نه عقبه ورزشی دارند و نه مدرکی که من در اختیار دارم را گرفتهاند. نه سابقه کار دارند و نه علمش را! البته ایرادی به آنها وارد نیست. افراد دیگری آنها را آوردهاند و پول دادند و گفتن کار کن! متاسفانه اینجا دو دوتا ، چهارتا نمیشود! البته گله نمیکنم، ولی میگویم بیرون از زمین هزار و یک پیچ باید بخورد تا شما تیم بگیرید. اما هرکسی که در زمین فوتبال ادعایش میشود، بیاید طرف من!
**مردم ناامید مسجدسلیمان را درک و همراهشان کردیم
دوست دارم از مسجد سلیمان و مردم فهیمش هم صحبت کنم. این مردم فقط فوتبال را دارند، این عزیزان اوایل خیلی ناامید بودند. به همین خاطر با من مخالفت میکردند، من درکشان کردم چون میدانستم تمام عشق شان فوتبال و لیگ برتر بودم. در تمام دنیا چرخیدم و این جنس تیمها را دیدهام. مردم چنین شهرهایی تمام عشقشان این است که آخر هفته بروند استادیوم و تیمشان تشویق کنند. حالا شما تصور کنید که فوتبال در ایران از مسجدسلیمان پدید آمده، از لیگ برتر به لیگ یک سقوط کردهاند و خیلی سریع به لیگ دو رفتند! مشخص است ناامید میشوید. این شرایط از تیم شما یک غده سرطانی درست میکند، ما باید این غده را درمان میکردیم. اوایل همه ناامید بودند، اما آرام آرام همراه شدند و خداراشکر که توانستیم سربلند شویم.

**این موفقیت حاصل یک کار گروهی است
جا دارد از همه عزیزانی که در این مسیر کمک حال ما بودند تشکر کنم. مدیرعامل محترم و اعضای هیئت مدیره، بازیکنان، مسئولان شرکت نفت، رییس ورزش مسجدسلیمان و همه عزیزان. دوستانی که نام شان را نمیبرم که مبادا بعد از 48 ساعت بیخوابی کسی از قلم بیفتد. من مهدی پاشازاده در این مسیر سخت تنها نبودم و این مسئله قطعا حاصل یک کار گروهی است.
**بهرام رضاییان قبل از بازی تبریک گفت!
دوست دارم از حمایت های یک نفر با ذکر خاطرهای از بازی آخر به طور ویژه تشکر کنم. پیش از بازی با شاهین بندرعامری یکی از دوستان تلفن را آورد و گفت که یک نفر پشت خط است و کارت دارد. من طبق عادت ابتدا تلفن را نگرفتم و گفتم در رختکن تلفنی حرف نمیزنم. وقتی گوشی را گرفتم، آن طرف خط صدا آمد که مبارک باشد! خندهام گرفتم و صدا را شناختم. آقای بهرام رضاییان مدیر ورزش شرکت نفت بود. گفتم هنوز بازی شروع نشده و چرا تبریک میگویید؟ گفت که به تو ایمان دارم و می دانم که امروز برنده می شوی. این دلگرمیها را همواره از طرف آقای رضاییان احساس میکردم. من در پارس جنوبی جم هم در زمان مدیرعاملی ایشان از لیگ دو به لیگ یک صعود کردیم و خوشحالم که دوباره در کنار ایشان که حالا سمتی اجرایی در ورزش نفت دارند، یک بار دیگر طعم صعود را چشیدیم.
**مسجدسلیمان باید به جایگاه اصلیاش برگردد
در آخر دوست دارم نفت مسجدسلیمان به جایگاه اصلیاش در لیگ برتر برگردد. مردم این شهر تمام دلخوشیشان این تیم و فوتبال است. مردمی محروم که هزاران کمبود دارند. من نه سیاسی هستم و نه چیز دیگری، اما از نظر ورزشی دوست دارم این شهر پیشرفت کند. وقتی مدیران شرکت نفت از من پرسیدند چه کاری برایت انجام بدهیم، گفتم که فقط دو تا زمین فوتبال برای این شهر درست کنید. برای این جوانان زمین درست کنید تا بتوانند ورزش کنند و به سمت مسائل دیگر نروند.