
به گزارش ورزش سه، یوفا در برابر طرح تجاری اینفانتینو ایستاده، AFC و CONCACAF هم نسبت به نحوه تصمیمگیری فیفا اعتراض کردهاند، چند فدراسیون اروپایی حمایت خود از ریاست مجدد اینفانتینو را پس گرفتهاند و در مقابل، آفریقا همچنان پشت اینفانتینو ایستاده و کشورهایی مثل آرژانتین و مکزیک نیز از او حمایت کردهاند.
اما در میان این صفآرایی جهانی، یک سؤال جدی درباره فوتبال ایران وجود دارد: فدراسیون فوتبال ایران کجای این ماجرا ایستاده است؟
این سؤال از آن جهت مهم است که ایران خودش یکی از فدراسیونهایی بود که در ماههای منتهی به جام جهانی، با مجموعهای از مشکلات و آنچه از سوی مسئولان فدراسیون «بدعهدی» یا عمل نکردن به وعدههای فیفا عنوان شد، مواجه شد.
در آن مقطع، اینفانتینو بار ها وعدههایی درباره حمایت همه جانبه از ایران درخصوص بهتر شدن شرایط حضور تیم ملی در جام جهانی داد و از کمک و حمایت تمام قد از ایران نام برد ؛ اما با نزدیک شدن به جام جهانی و سپس در جریان مسابقات، بخش کثیری از این وعدهها آنطور که فدراسیون ایران انتظار داشت عملی نشد. حتی مهدی طارمی و امیر قلعهنویی هم نسبت به شرایط ایجادشده برای تیم ملی در جریان مسابقات اعتراض شدیدی کردند و فدراسیون نیز انتقادهایی را مطرح کرد.

همان زمان هم این پرسش مطرح بود که چرا فدراسیون ایران و شخص مهدی تاج، با وجود چنین شرایطی، اعتراض جدیتر و رسمیتری نسبت به فیفا و شخص اینفانتینو ندارند؟
حالا شرایط کاملاً تغییر کرده است.
امروز دیگر ایران تنها کشوری نیست که نسبت به نحوه مدیریت فیفا و شخص اینفانتینو سؤال دارد. یوفا با تمام قدرت مقابل او ایستاده، حتی در داخل قاره سبز، فدراسیونهایی مانند ولز، فنلاند، انگلیس، سوئد، صربستان، آلبانی، یونان و کرواسی حمایت خود از انتخاب مجدد اینفانتینو را پس گرفته یا اعلام کردهاند که از او حمایت نمیکنند. نروژ نیز یک قدم جلوتر رفته و خواستار استعفای رئیس فیفا شده است.
اینفانتینو نیز برای فرار از این وضعیت اسفناک، مطابق قبل، دست به دامن کشور های کوچکتر آفریقایی و عربی حوزه خلیج فارس شده است.
اما در چنین شرایطی، سکوت فدراسیون فوتبال ایران واقعاً قابل تأمل است.
ایران دستکم میتوانست از این فرصت استفاده کند و بگوید: ما هم پیش از این درباره نحوه رفتار فیفا و عمل نشدن به برخی تعهدات و وعدهها اعتراض داشتهایم و امروز اتفاقاتی که در فیفا رخ داده، نشان میدهد نگرانیهای ما بیدلیل نبوده است.
این الزاماً به معنای اعلام جنگ به فیفا یا حمایت فوری از برکناری اینفانتینو نیست. اما حداقل میتوانستیم موضع مستقل خودمان را داشته باشیم.
اگر فیفا در حق فوتبال ایران کوتاهی کرده، وظیفه فدراسیون اعتراض است؛ اگر تصمیمی برخلاف منافع ایران گرفته شده، وظیفه فدراسیون پیگیری است؛ و اگر امروز ساختار فیفا با بحرانی جدی مواجه شده، حداقل وظیفه فدراسیون این است که موضع خودش را روشن کند.

حالا که برای نخستین بار شکاف جدی میان فیفا و بخش قابل توجهی از کنفدراسیونها و فدراسیونهای عضو ایجاد شده، انتظار میرود فدراسیون ایران هم صرفاً نظارهگر نباشد.
شاید بد نباشد مهدی تاج یک بار هم به جای اینکه از رابطه خوبش با اینفانتینو بگوید، درباره مطالبات فوتبال ایران از فیفا حرف بزند.
چون اگر قرار باشد در روزهای خوب، اینفانتینو رییس فدراسیون ایران را «مهدی» خطاب کند تا در روزهای بد، فوتبال ایران سکوت کند، این رابطه هر اسمی داشته باشد، نمایندگی منافع فوتبال ایران نیست.
عادل عابدجوی