
به گزارش "ورزش سه"، سهراب بختیاریزاده یکی از آخرین چهرههای نسل ۹۸ است. شاید خیلیها ندانند که او در مسابقات پیش مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ پس از درخشش در یک تیم دسته اولی، برای اولین بار به تیم ملی دعوت شده و سپس در بعضی از اردوهای تیم ۹۸ در فهرست بازیکنان قرار داشت و تنه به تنه بزرگان آن زمان فوتبال ایران شد.
البته دوران اوج سهراب بعد از انتقال او از فولاد به استقلال و حضور مثبتش در قلب دفاع آبیها برمیگردد، زمانی که او دیگر در همه اردوهای تیم ملی پایه ثابت تیم ملی بود اما به طرز عجیبی خود را از جمع بازیکنان حاضر در رقابتهای مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ بیرون کشید. اشتباهی که خودش را هرگز به خاطر آن نبخشیده است. با این حال، او در سن ۵۳ سالگی پایش را در تخته استارت فیکس کرده و آماده شرکت در دو سرعت و البته استقامت است. چیزی که دیگر برای همنسلان او و البته ستارههای آن نسل به سختی اتفاق میافتد.

او سرمربی تیمی است که تا قبل از بازی تراکتور و پرسپولیس در صدر جدول لیگ ایران قرار دارد و اگرچه در دو مسابقه اول، دو برده آبیها مقابل دو حریف تازه صعود کرده نادیده گرفته شد اما پیروزی قدرتمندانه مقابل سپاهان کاری کرده که یک استادیوم نام او را فریاد بزند، به خصوص که او با سختگیری های مدیریتی و تاکید بر ضرورت تیم شدن، مسیر تازهای را در استقلال غالباً بازیکنسالار باز کرده است.
اما در بازی استقلال و سپاهان چه اتفاقی افتاد؟
* اسماعیل قلیزاده یک بازیکن ناشناخته در فوتبال ایران نیست اما ناتمام ماندن لیگ فصل گذشته به ضرر او تمام شد. او بازیکنی بود بازیکن بود که تازه خود را در تیم ساپینتو جا انداخته بود و میشد انتظار داشت که حتی نامش را در بین دعوت شدهها و نفرات نهایی تیم ملی در جام جهانی ببینیم. او اما پس از آنکه حضور در فهرست نهایی تیم امید را از دست داد، در جام جهانی نیز مد نظر کادر فنی تیم ملی قرار نگرفت تا درخششش به تعویق بیفتد. دیروز و در نبرد بین دو غول فوتبال ایران، بازی تازه آغاز شده بود که قلیزاده با یک پاس رو به جلوی سریع به فضای خالی پشت محوطه جریمه سپاهان، شیب زمین را به سمت دروازه حریف تغییر داد. قلیزاده با پیدا کردن فضای خالی سپاهان، پایهگذار گل اول و سپس به ثمر رساننده گل دوم بود. در حالی که شاید میتوانست سعید سحرخیزان را در موقعیت بهتر صاحب توپ کند اما با جسارت ضربه زدن از برخورد توپ با پای امین حزباوی استفاده کرد تا دروازه حریف را برای بار دوم باز کند. او جوان اول استقلال در این پیروزی بزرگ بود.

* شاید یاسر آسانی به واسطه جنجال پرونده نقل و انتقالاتیاش در یک ماه گذشته، بیشتر از هر بازیکن دیگر استقلال در صدر خبرها بوده است، اما در واقع ارزش اصلی او در زمین و در هنگام نمایش و در زمانی که توپ زیر پایش قرار دارد، مشخص میشود. گل اول استقلال در بازی مقابل سپاهان، روی حرکتی که توسط این بازیکن آلبانیایی بدل به یک موقعیت خطرناک شد، رقم خورد. او در فضای پشت محوطه جریمه توپ را تصاحب کرد و با یک ضربه پای چپ قاطع، سید حسین حسینی با انگیزه را تسلیم کرد. گلی که برای ستاره بی چون و چرای استقلال که حتی میتواند کاپیتان آبیها هم باشد، یک گام رو به جلوی دیگر محسوب میشود. آسانی شاید در دفاع و توپگیری از حریف چندان موفق نباشد اما در حمله بینظیر است و تیم سهراب از ویژگی استفاده حداکثری را میبرد.

* تا یادمان نرفته باید از سعید سحرخیزان هم بنویسیم. او آماده و حریص و مشتاق گلزنی است و البته از گلزنی هم تیمیها هم خوشحال میشود. وقتی گل اول استقلال توسط آسانی به ثمر رسید، سعید که در متن این حرکت قرار داشت، با عبور از مدافعان زمین خورده سپاهان، خود را به پشت آسانی رساند و با پریدن روی شانههای گلزن آبیها، عکسهای تکی آسانی را پُر تر کرد. سحرخیزان در صحنه گل دوم هم با ارسال پاسی به قلیزاده در سمت راست در حالی که برای یک – دو کردن به داخل محوطه جریمه زده بود، سهیم شد و درست مثل گل اول، پس از گلزنی قلیزاده او را تعقیب کرد و این بار روی شانههای روی شانههای او ایستاد تا برجی با ارتفاع بیش از دو و نیم متر در هیجان ورزشگاه شهر قدس تشکیل شده و طرفداران استقلال را دیوانه کند. سحرخیزان هم جوان و آماده درخشش در همه مسابقات است و با وظیفه شناسیاش، بدل بازیکن محبوب سرمربی استقلال شد.

* استقلال بعد از ۲۰ دقیقه حمله، شبیه کشتیگیرانی که در مسابقه را میبندند ظاهر شد و با قفل و کلید کردن فضاهای خالی، راه را بر سپاهان و ستارههایش بست. تیمی که در دروازه، خط دفاعی، خط میانی و خط حمله، از مهرههای قابل توجهی بهره میبرد اما به جز یک تک به تک نصف و نیمه، هرگز نتوانست خود را به محوطه جریمه استقلال برساند و حتی ایجاد موقعیت کند تا جایی که محرم نوید کیا عقیده داشت باید هر ۱۱ بازیکن را در نیمه اول تعویض میکرد. سپاهانیها البته در نیمه دوم شارژ شده و با امید جبران نتیجه وارد میدان شدند اما خیلی زود متوجه شدند که حریف این استقلال اوج گرفته و سختگیر نیستند. تیمی که حالا دیگر به عنوان یک مدعی قهرمانی باید جدی گرفته شود و دارد اراده خود را به هر حریفی تحمیل میکند.

* در سیستم سه دفاعه سهراب بختیاریزاده، عارف آقاسی، رستم آشورماتوف و سامان فلاح هر سه بدون اشتباه و قدرتمند ظاهر شدهاند و مقابل آنها نیز بازیکن جوانی به نام امیر محمد رزاقینیا بازی میکند که در حال جارو کردن تمام فضاهایی است که ممکن است برای استقلال خطرآفرین باشد. بازگشت عارف آقاسی به سطح یک مدافع خوب، عبور سامانه فلاح از مصدومیت ها و نوسانات و اعتماد به نفس آشورماتوف اطمینانی را برای رزاقینیا ایجاد کرده که یک تنه به جنگ هافبکهای تیمهای مقابل برود و توان ایجاد موقعیت را از آنها بگیرد. این لوزی دفاعی تا آنجا موفق عمل کرده که استقلال در سه بازی گذشته با کلینشیت پیش رفته و تقریبا هیچ موقعیتی به سه حریف خود نداده است. چیزی که نمایی از تیم فرهاد مجیدی، تنها قهرمان بدون شکست تاریخ لیگ برتر را در به ذهنها میآورد.

* صالح حردانی از نظر جثه شبیه کاپیتانهای کلاسیک فوتبال در ایران نیست و از نظر پست هم دور از منطقهای است که غالباً کاپیتانها در آن به فعالیت مشغولند اما او آنچنان فصل را با انگیزه و قدرت و صلابت آغاز کرده که چارهای برای انتخاب کنندگان تیمهای هفته در رسانههای مختلف برای انتخابش باقی نمیگذارد. حردانی چه در دفاع و چه در حمله، یک نمایش درخشان از خود به جای گذاشت و با آمادگی بدنی عجیب و غریبش و با فشار بر عضلات ساخته و پرداختهاش، خود را به عنوان یک ستاره و یکی از بهترین بازیکنان لیگ ایران در فصل تازه مطرح کرده است. او در بازی دیروز موفق به ایجاد موقعیت گلزنی نشد اما تاثیرش در مسابقه مقابل یکی از تیمهایی که مدت کوتاهی در عضویت آن قرار داشت، فوق العاده و جالب توجه بود. اسپرینتهای او، پاسهای رو به جلو و فداکاری در دفاع، او را شایسته باز کاپیتانی استقلال نشان میدهد.

* یک تیم پرطرفدار همیشه به یک استادیوم پر از تماشاگر اعتیاد دارد! ورزشگاه دلمرده شهدای شهر قدس در اغلب نماهای دور، حداقل در دو سمت خالی از تماشاگر میشود اما در مسابقه دیروز، استقلالیها همه سکوها را پر کرده بودند و صدای در هم شده دختران و پسران استقلالی تیم را به جلو میبردو آنها که از هایپ استقلال در دقایق اولیه به وجد آمده بودند، تا دقیقه ۹۰ تیمشان را تشویق کردند تا به معنای واقعی یار دوازدهم آبی ها در این بازی خانگی باشند. این مسابقه برای آنها دو ساعت شور و حال بود و در نهایت، هم حرکت تشویق ایسلندی، یک پایانبندی جشنی بود که آنها صاحبانش بودند. برای آنها این استقلال تیمی در حد ایدهآل و یادآور سالهای خوش آبیها در طول دوران برگزاری رقابتهای سراسری فوتبال در ایران است اگرچه فعلا فقط سه هفته از این مسابقات گذشته است.

* در بازی دیروز مهران احمدی روی سکوها نشسته بود و جلال الدین ماشاریپوف هنوز به شرایط صد در صد برای نقش آفرینی نرسیده است. در عین حال علیرضا کوشکی هم به واسطه تنبیه انضباطی، یک نیمه روی نیمکت بود و فرصت خودنمایی پیدا نکرد. با این سه بازیکن و یکی دو چهره با تجربه دیگر و همچنین جوانهای روی نیمکت، این استقلال بیشباهت به تیم برانکو در زمان پنجره بسته معروف قرمزها نیست. تیمی که با ۱۳، ۱۴ بازیکن هم قهرمان ایران شد و هم تا فینال آسیا پیش رفت و شاید در همان جا کمبود بازیکن به واسطه اخراج سیامک نعمتی در بازی رفت، کار دستش داد و در نهایت جام را به کاشیما واگذار کرد. البته زود است که استقلال را با آن تیم مقایسه کنیم چرا که آن تیم علاوه بر اشتیاق، تجربه تحمل فشاری را داشت که از این به بعد این تیم آبیپوش بیشتر روی گردههای خود حس خواهد کرد. آن تیم یک سرمربی مشهور و با تجربه هم در فوتبال ایران داشت که از قضا سهراب یکی از بازیکنان مورد علاقهاش در فوتبال ایران محسوب میشود. سهرابی که حتما متدهای سرمربیگری امثال برانکو و البته هموطن او یعنی لوکا بوناچیچ را برای موفقیت استقلال به کار گرفته است؛ با یک ویژگی شاخص اینکه بیش از اندازه مربیگری (بخوانید اضافه کاری) نکنید.
* علیرضا کوشکی یکی از برندگان بزرگ اعتماد سهراب در دو فصل گذشته بود، اما در شبی که استقلال سپاهان را با دو گل کنار زد، هزینه عصبانیت خود پس از تعویض برابر نساجی را پرداخت و از روی نیمکت دید محمدحسین اسلامی با دویدنهای بیامان جای او را پُر کرده است. کوشکی در نیمه دوم وارد زمین شد، ولی در چند صحنه تمرکز همیشگی را نداشت و با دریافت یک اخطار، نشان داد هنوز با وینگر آماده و سرخوش فصل قبل که هواداران کوشکینیو صدایش میکردند فاصله دارد. با این حال، او پس از پایان مسابقه با روحیهای متفاوت در جشن پیروزی آبیها شرکت کرد، کنار همتیمیهایش ایستاد و اجازه نداد تنبیه انضباطی به دلخوری تازهای تبدیل شود. حالا کوشکی برای بازپسگرفتن جایگاهش باید دوباره اعتماد مربیای را به دست بیاورد که پیشتر فوتبال او را از زیر خاکستر انتقادها بیرون کشیده بود.

* بغل کردن تک تک بازیکنان پیش از جشن ایسلندی و جنجال لحظات پایانی کنار خط بر سر یک خطای شدید، در شرایطی اتفاق میافتاد که در سوی دیگر، سپاهانیها مثل لشکری شکست خورده در حال تحمل شعار هواداران و خیره به جشن آبیها بودند. شاید در هفته اول لیگ کمتر کسی پیشبینی میکرد که استقلال چنین سریع خشن و بیرحم، یکی از مدعیان اصلی لیگ را از پیش رو بردارد و بهترین رکورد شروع استقلال در تاریخ لیگ برتر را به اسم این گروه ثبت کند. تیمی که خواهد آموخت صبوری و تواضع در موفقیت، درصد مهمی از آیندهای است که قرار است با پیروزیهای بیشتر، شکل و شمایلی درخشانتر بگیرد.

اگر چنین شد بدانید آنها از روی این سرمشق تمرین کرده و تلاش کردهاند آن را به خاطر بسپارند، این یک دو سرعت نیست، این یک ماراتن جانکاه، آزاردهنده و از بین برنده است.