
به گزارش ورزش سه، گفتگوی خداداد عزیزی با خبرنگاران حاضر در میکسدزون ورزشگاه شهید نصیری یزد خیلی آرام و نرمال آغاز شد. ۶ میکروفون از خبرگزاریها مقابل صورت خداداد بودند و سوال اول شرایط بازی.
- شکر خدا اما هنوز به شرایط آرمانیمان نرسیدهایم؛ ولی بازی به بازی الحمدلله شرایط مان بهتر میشود. چهار بازی را بردهایم و فعلا اوضاعمان خوب است.
سوال خبرنگار: در بین هواداران حاضر در ورزشگاه، یزدیهایی هم بودند که طرفدار تراکتور بودند. نظرتان چیست؟
خداداد با تعجب: باید درباره طرفداران یزدی صحبت کنید، نه طرفدارهای تراکتور. طرفداران تراکتور تیمشان را تشویق میکنند.
خبرنگار دیگر: هواداران یزدی هم تیمشان را تشویق میکنند دیگر!
خداداد: به نظر شما فحش ناموس دادن تشویق کردن است؟
خبرنگار سوم: یک جایی آمدند گفتند زشت است و شعارها بعد از آن قطع شد.
خداداد: قربانت بروم از قبل بازی موقع گرم کردن... شما خبرنگارید. شما که نباید زیر چیزی بزنید. میخواهید فیلمهایش را به شما نشان بدهم؟
خبرنگار چهارم: همه جا هست.
خداداد: پس شما تایید میکنید که فحش دادند؟ پس فحش دادن اوکی است؟ شما دارید فحش دادن را تایید میکنید.
خبرنگار پنجم: اینجوری شد؛ بیرون استادیوم تشویق کردند اما واکنشی نشان داده نشد و عصبانی شدند و جو خراب شد.
خداداد: کاش دروغ استخوان داشت! کاش ...
خبرنگار اول: باید یک عذرخواهی میکردید. شجاع پارسال یک عذرخواهی درست و درمان نکرد.
خداداد: اولا بازی پیرارسال بود، پارسال نبود. دوما بازی امروز باید بدون تماشاگر برگزار میشد که نشد. اینها را هم بگویید. باشگاه چادرملو روز قبل گل آورده. غیر از این است؟ کاش گل نیاوریم و فحش هم ندهیم. به نظر مدیران تراکتور و چادرملو، آن درگیریها تمام شده و از نظر ما تمام شده است اما اینکه دوباره میآیند و توهین میکنند... شما به ترابی هم توهین کردید. حالا من بد، شجاع بد، ترابی چه کار کرده؟ نه به گل دادن و نه به بطری زدن. کاش آن گل را داخل بطری میگذاشتید و به ما میداید! آقای بابایی، مدیرعامل چادرملو دیروز گفت ما هماهنگ کردهایم و همهچیز حل است. ما هم گفتیم ما حرفی نداریم و شروع کننده نبودهایم. آن دوستمان کو؟ شما میگویید علی بیرانوند را تشویق کردند، بیرانوند جواب نداده و بعد از فحشش دادهاند! توروخدا این جمله را نگویید.
از اولی که بیرانوند وارد زمین شد، من اینجا نشسته بودم و به موبایل آقای حسنزاده، رئیس کمیته انضباطی زنگ زدم. به ایشان گفتم این بازی بدون تماشاچی، شده با تماشاچی و دوباره دارند به ما فحش میدهند.
خبرنگار دوم با قطع حرفهای خداداد: این بحث تمام شده.
خداداد: چی تمام شده؟ فحش دادن؟
خبرنگار: فصل تمام شده.
خبرنگار اول: سوال من درباره هواداران یزدی تراکتور را جواب ندادید.
خداداد: سوالت غلط است.
خبرنگار دوم: آقای خداداد! یک اشتباهی فصل پیش رقم خورده و تمام شده اما از سه روز پیش دوباره پیجهای منتسب به تراکتور این بحث را ادامه دادند. هرچه رسانههای یزدی با هوش مصنوعی محتوا درست کردند که این فضا را درست کنند، از خود تبریز فضا خراب شد.
خداداد: استاد اگر پیج فیکی چیزی بگذارد...
خبرنگار: فیک نیست.
خداداد: شاید این پیج مال خودت است. هرچه پیجها گذاشتند، به بازیکن من چه ربطی دارد؟ آن بازی همه جنگ و دعواها به خاطر این بود که چرا شجاع آن کار را انجام داد.
خبرنگار: کارش اشتباه بود.
خداداد: شما میگویید اشتباه بود، من هم میگویم اوکی. امروز چه اشتباهی کرد که فحشش دادید؟
خبرنگار: عذرخواهی نکرد و با پررویی تمام در برنامه زنده...
خداداد: ببخشید؛ شما طلبکار شدهاید؟ ببین عزیزم، از حق تماشاگران صحبت میکنی؛ چه حقی؟ فحش دادهاند.
خبرنگار: خدایی اگر خانواده خودش در ورزشگاه حضور داشتند، آن کار را انجام میداد؟
خداداد: خودت داری همهچیز را ورق میزنی. من جلوی در خانهات آدم جمع میکنم تا فحش ناموس به تو بدهند. چه کار میکنی؟ جواب من را بده؛ چه کار میکنی؟ همین آدمها را جمع میکنم میآیم جلوی خانهات... تو چکار میکنی؟ زن و بچه داری؟ جواب نداری بدهی. اجازه بده. اول جواب من را بده تا من سوالت را جواب بدهم.
خبرنگار: اشتباه کرده یا نکرده؟ شما هرچه میگویید، من هم سوالم را ادامه میدهم.
خداداد: شما نمیتوانید بگویید اشتباه کرده یا نکرده چون در آن موقعیت نبودید. شما سوالت از من غلط است. ما آمدیم اینجا بازی کنیم. باید به ما فحش بدهید؟
خبرنگار: چند درصد ورزشگاه بودند؟
خداداد: نگویید یک درصد که به شما میخندند. به شجاع، بیرانوند، ترابی و ... فحش دادند. به علی بیرانوند که قبل از شروع بازی فحش دادند. ناظر همه را نوشته؛ اندازه یک کتاب گزارش نوشته. آقای سیدعلی یک کتاب نوشته.
آیا ما باید اینجا ببازیم؟ شجاع یک کاری کرده و جریمهاش را پس داده؛ حالا باید به خاطر آن دستهایمان را بالا بگیریم و شما ببرید؟ توقع شما چیست؟
- خبرنگار چهارم: اگر شجاع یک عذرخواهی کرده بود همهچیز تمام شده بود.
خداداداد: من جای شجاع نیستم. دوست نداشتم این مثال را بزنم اما مجبورم کردید این مثال را بزنم...
خطاب به خبرنگار دیگر: شما من را مجبور کردید. به این خاطر مثال زدم که داشتند به شجاع فحش زن میدادم. من هم میپرسم آیا شما خودت جنبه شنیدن این فحاشی را داری؟

خبرنگار: آیا همه بازیکنان ایران چنین واکنشی نشان میدهند؟
خداداد: هرکس واکنش خودش را دارد. شما واکنشت ...
خبرنگار: پس تایید میکنید؟
خداداد: نه، تایید نمیکنم. عزیزم! به شما فحش ناموس بدهند واکنشت چیست؟
خبرنگار: شما خودت چکار میکنی؟
خداداد (عصبانی): من دارم از تو سوال میکنم. تو الان میخواهی به من فحش ناموس بدهی؟ عجب آدمی هستی تو. تو خبرنگاری، خجالت بکش!
خبرنگار: آن چیزی را که برای خودت میپسندی، برای دیگران هم بپسند.
خداداد: آفرین؛ تو راجع به شجاع سوال کردی و من هم از خودت سوال کردم. شجاع به کسی فحش نداده؛ به شجاع فحش دادهاند. الان چرا از من طلبکاری؟ به من میگوید اگر به تو فحش ناموس بدهند... من چکار کردهام که به من فحش ناموس بدهند؟
خبرنگار: رفتار شما مشخص است.
خداداد: رفتار شما هم مشخص است. از دقیقه اول به ما فحش ناموس دادهاید. فیلمهای فحاشیها دانه به دانه وجود دارد.
خبرنگار: فیلمهای ورزشگاه بنیان دیزل هم هست.
خداداد: چیزی که عوض دارد، گله ندارد. ناراحت نشوید.
خبرنگار: شجاع کار اشتباهی کرد.

خداداد: شما کار درستی کردی فحش دادی؟
خبرنگار اول: نظرتان راجع به اتفاقات داوری بازی؟
خداداد: (با خنده رو به خبرنگار دیگر) از ایشان بپرس!
در این لحظه این مصاحبه طولانی و عجیب به پایان میرسد.