
به گزارش "ورزش سه"، «بهترین خرید روی نیمکت است»، این جملهای است که هر روز در والدبباس تکرار میشود. آنها این حرف را با اطمینان کامل میزنند، تصمیمی که با وجود انتقادهای فراوانی گرفته شد که در روزهای پایانی آوریل و پس از تأیید انتخاب مورینیو به عنوان سرمربی رئال مادرید مطرح شده بود. این سرمربی پرتغالی در کمتر از دو ماه توانسته است نظر همه را جلب کند.
فوتبال و اتفاقاتی که در زمین رخ میدهد در نهایت تصمیمگیرنده خواهند بود اما باور به این که این تصمیم گرفته شده، تصمیم درستی بوده است در داخل این باشگاه و مهمتر از آن، در رختکن و زندگی روزمره این تیم، روز به روز بیشتر میشود، تیمی که نشان میدهد از همان دقیقه اول تا آخر هر مسابقه و در هر جلسه تمرینی، برای مبارزه و تلاش کاملاً مصمم است.

واقعیت اتفاقاتی که هر روز در والدبباس رخ میدهد، هیچ شباهتی به شرایط یک سال قبل ندارد. ژابی آلونسو نتوانست ارتباط لازم را برقرار کند؛ او نتوانست با ساز و کار ضروری میان این باشگاه و سرمربی که باید همیشه وجود داشته باشد، هماهنگ شود و همین مسئله در نهایت همه چیز را به نابودی کشاند. بازیکنان اولین کسانی هستند که وضعیت این رابطه را درک میکنند و اگر ببینند این ارتباط در حال از بین رفتن است، خودشان نیز ارتباطشان را قطع میکنند و دیگر به عنوان یک گروه کار نمیکنند، اتفاقی که حتی در جام جهانی باشگاهها نیز رخ داد و باعث ایجاد احساس دائمی تردید در ساختار رئال مادرید شد، هم میان مدیران و مسئولان این باشگاه و هم میان کسانی که به شیوه خودشان قدرت و نفوذ دارند، یعنی بازیکنان. آربلوا تلاش کرد، اما رختکن با شرایط مشابهی مواجه شد و تاریخ دوباره تکرار شد.
مورینیو آمد و عادتها، قوانین و رسوم را تغییر داد. او تلاش کرد احترام تیم به پیراهن و احترام درونی بازیکنان به خودشان را احیا کند تا تیمی را که مدتها در خواب و بدون انگیزه بود، دوباره به حرکت درآورد، تیمی که طی دو فصل گذشته به شکلی بازی کرده بود که خودش میخواست و هر جا که خودش میخواست. علاوه بر این، مورینیو با تکتک بازیکنان صحبت کرده و توضیح داده که چه انتظاری از آنها دارد و به بازیکنانی که آنها را در آستانه جدایی میدید نیز فرصت داده شده است تا مسیرشان را تغییر دهند.

نتیجه این اتفاقات، شکلگیری این اطمینان است که تغییر سرمربی و بازگشت به گذشته بهترین تصمیمی بوده که از زمان بازگشت تقریباً تصادفی کارلو آنچلوتی گرفته شده است. هم مربی ایتالیایی و هم مربی پرتغالی با پیشنهادهای خودشان وارد این باشگاه شدند، البته در مورد مورینیو، این پیشنهادها از سوی ژرژ مندز که مسئول بازگرداندن سرمربی پرتغالی به برنابئو بود، مطرح شد.
برخلاف سایر مربیانی که روی نیمکت رئال مادرید نشستهاند، فلورنتینو پرز و مورینیو طی این ۱۳ سال دوری ارتباطی هرچند گهگاه را با یکدیگر حفظ کردند. پیامها در لحظات حساس همیشه به موقع رد و بدل میشدند. مثل دوستی که حتی اگر مدتها صدایش را نشنوید، مطمئن هستید که همیشه حضور دارد. همه اینها به بازگشتی کمک کرد که مانند بازگشت آنچلوتی سهمی از شانس نیز در آن داشت. در مورد مورینیو، این شانس آن بود که زیدان پیشاپیش با تیم ملی فرانسه به توافق رسیده بود و در مورد مربی ایتالیایی نیز هیچ گزینه جدیدی نتوانست نظر او را جلب کند.
سرمربی رئال مادرید خوشحال است. او حمایت کامل این باشگاه را پیدا کرده اما این حمایت بر پایه درک متقابل شکل گرفته است. مورینیو با تحمیل خواستههایش وارد این باشگاه نشده است، بلکه با متقاعد کردن و گفتگو پیش رفته است. نخستین درخواست او، جدا از حذف جریمههای انضباطی و اطمینان از این که تمام بازیکنان مصدوم روند بهبودی خود را در والدبباس طی کنند، این بود که برناردو سیلوا در پست هافبک بازی کند و ظاهراً ایده چندان بدی هم نبوده است.
منبع: مارکا