
به گزارش ورزش سه به نقل از عصرایران، ساعاتی قبل از نطق مسعود پزشکیان رییس جمهوری ایران در مجمع عمومی سازمان ملل و یک روز بعد از نشست عباس عراقچی وزیر خارجه با ویتکاف (نمایندۀ ترامپ) دربارۀ شرایط ایران برای بازگشایی تنگۀ هرمز، در تهران اتفاقی رخ داد که از یک نظر غیر منتظره هم نبود.
آن اتفاق هم این بود که امیر حسین ثابتی نمایندۀ جریان رادیکال مخالف دولت و توافق و تفاهم در مجلس در نامهای به محمد باقر قالیباف از ثبت استیضاح عباس عراقچی در سامانه مجلس خبر داد.
او و دیگر امضاکنندگان در این نامه دلیل این اقدام را "سلسله خطاهای وزیر خارجه" ذکر کرد و به صورت مشخص بر این فقره انگشت گذاشت: «برخی اقدامات خودسرانه بدون هماهنگی با رهبری و تازهترین مورد دیدار با مقامات آمریکایی در سفر اخیر به نیویورک که موجب اعتراضات فراوان مردم و افکار عمومی شده است.»
او در حالی از جانب مردم و افکار عمومی سخن گفته که مجموع آرای وی در انتخابات سرد اسفند 1402 کمتر از 5 درصد واجدان شرایط رأی در تهران را نمایندگی میکند و جدای آن مردم و افکار عمومی به قدری درگیر تأمین معاش و هزینههای سرسامآور خانوارند که مانند قبل بر این اخبار درنگ ندارند و اگر هم داشته باشند امیدوارند شاهد اثر مثبت آن بر دورکردن خطر جنگ و کاهش قیمت ارز باشد.
از سوی دیگر سخنان محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی نشان داد "بدون هماهنگی" نبوده ضمن این که عباس عراقچی عضو هیأت اعزامی به ریاست آقای پزشکیان بوده که ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده دارد.
تعبیر "سفر اخیر" هم البته نادرست است و شکل درست آن "سفر جاری" است چون سفر در جریان بود که او این نامه را در سامانه ثبت کرد.
با این حال و فارغ از اینها و فرای غش و ضعف برخی از همین رادیکالها بعد از نطق پزشکیان به خاطر بخشهایی از آن، یک یادآوری تاریخی خالی از لطف نیست.
دو سال قبل از تولد آقای ثابتی و در ماجرای سفر مخفیانه روبرت مک فارلین (مشاور امنیت ملی ریگان) به تهران با گذرنامۀ ایرلندی و برای معامله بر سر گروگانهای آمریکایی در لبنان در قبال تحویل سلاح مورد نیاز ایران و بعد از افشای قضیه و شرح آن از جانب مرحوم هاشمی رفسنجانی 8 نمایندۀ مجلس دوم اقدام به طرح سؤال از دکتر ولایتی کردند که در آن زمان وزیر خارجه بود و همین آقای عراقچی تازه دانشجوی دانشکدۀ وزارت خارجه بود و خشم رهبر فقید انقلاب را برانگیخت تا جایی که در نطقی در 29 آبان 1365 به صراحت واکنش نشان دادند.
همین واکنش سبب شد آن 8 نماینده تا پایان حیات امام و برخی برای همیشه از صحنۀ سیاست کنار بروند هر چند که در نامهای سؤال خود را پس گرفته بودند.
امام خمینی در آن سخنرانی چنین گفتند:
"رییس جمهور آمریکا در این رسوایی باید عزا بگیرد و کاخ سفید مبدل به کاخ سیاه بشود –گرچه همیشه بوده است- لکن این متفرقه کوشش و اضطرابی که در کاخ سفید پیدا شد و در طرفداریهای آمریکا، حکایت از عظمت مسأله میکند یک مقام عالیرتبه – به قول خودشان- از آمریکا به طور قاچاق و با تذکر جعلی وارد ایران میشود، در صورتی که ایران نمیداند چی است. به مجردی که وارد میشود و معلوم میشود که این از مقامات آمریکاست، ایران او را در یک جایی تحت نظر قرار میدهد و محبوس میکند و تمام حرکات او را تحت نظر قرار میدهد و او با هر کس خواسته است ملاقات کند، ملاقات نمیکند....
معالاسف، بعض از اشخاصی که در خود ایران هستند، توجه به مسائل یا ندارند یا معتمدند. اینها هم به تبعیض از تبلیغات آنها، آنها هم با همان لسان، اینجا تبلیغ میکنند. من نمیخواهم در این روز مبارک اسباب افسردگی اشخاص بشوم، لکن میخواهم عرض کنم چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟
.... هیچ توقعی نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچاند، لکن از بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر آمریکا، فریاد میزنند سر مسؤولین ما! چه شده است؟ شماها چهتان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجی واقع بشوید یا تحث تأثیرات نفسانیت خودتان؟"
این در حالی بود که تازه در آن زمان از نظارت استصوابی خبری نبود و پشتوانۀ واقعی آرای آن 8 نماینده قابل قیاس با نمایندگان فعلی نبود و حتی برخی خرده گرفتند که طرح سؤال حق نمایندگان مجلس است ولی چون این سؤال موجب میشد آنچه هاشمی رفسنجانی در توضیح ماجرا گفته تحتالشعاع روایت آمریکایی قرار بگیرد یا وزیر خارجه ناگزیر از افشای پارهای موارد محرمانه شود واکنش شماتتآمیز امام خمینی را در پی داشت که چرا یک رفتار افتخارآمیز با نمایندگان آمریکا را به گونهای دیگر جلوه میدهند؟
البته هیچ دو رخداد سیاسی شبیه هم نیستند و اشاره شد که دو سال قبل از تولد آقای ثابتی اتفاق افتاده اما چون ایشان علاقۀ وافری دارد به شبیهسازی تاریخی (از جمله تشبیه خود به مرحوم عبدالحمید دیالمه نمایندۀ مشهد در مجلس اول یا تشبیه رییس جمهور پزشکیان به اولین رییس جمهوری ایران) ناخواسته این یادآوری تاریخی هم به ذهن متبادر شد.
هر چند تاریخ، چون رود در جریان است و در یک رود دوبار نمیتوان شنا کرد ولی وقتی برخی اصرار دارند در یک رود بارها شنا کنند چارهای نیست که از آن رود در گذرگاههای قبل گفته شود.