کد: 243193304 مهر 1405 ساعت 17:2120.8K بازدید

هشتاد سالگی علی پروین

رهبر خشن‌ترین رختکن تاریخ فوتبال ایران

زمانی همه راه‌های فوتبال ایران به یک نمایشگاه فروش اتومبیل در ضلع جنوبی میدان هفت تیر ختم می‌شد.
رهبر خشن‌ترین رختکن تاریخ فوتبال ایران

به گزارش "ورزش سه"، آنجا نمایشگاه خودروی معروفی بود که حتی یک اتومبیل در آن به نمایش گذاشته نمی‌شد. جایی شبیه به یک دفتر کار بزرگ با دید عمومی بود که در تاریکی انتهای سرسرای آن، می‌شد مردی را دید که پشت یک میز رو به خیابان کریمخان نشسته و افراد دیگری در صندلی‌های با زاویه قائمه، مقابل او نشسته و به صحبتهایش گوش می‌کنند و چیزی می‌گویند و همگی بلند می‌خندند.

اینجا نمایشگاه سورتمه بود و مرد پشت میز علی پروین. یک وقتهایی اگر شانس‌ات می‌زد، ناگهان او را می‌دیدی که از ماشین‌اش پیاده شده و به سرعت از لای جمعیت پیاده‌روی کریمخان ناگهان وارد سورتمه می‌شود. گاهی ممکن بود در این ازدحام نگاهتان به هم گره بخورد و همانجا بفهمید که چرا علی پروین مرد اول فوتبال ایران است.

او سرمربی پرسپولیس بود و در کارنامه‌اش هدایت تیم ملی ایران را هم داشت. اما وقتی که هنوز مُد نبود فوتبالیست‌ها پولدار باشند، او یکی از ثروتمندترین آدمهایی بود که میشناختیم، بدون اینکه لزوما در فعالیت تجاری خاصی شرکت کند اما اسم و اعتبارش، چک سفید امضایی بود که هر بازاری را تکان می‌داد.

نمایشگاه سورتمه حالا سالهاست که دیگر وجود خارجی ندارد و ساختمان آن نمایشگاه بزرگ به یک مانتوفروشی تغییر کاربری داده. فروشگاهی که نام پروین را بر سر در خود دارد. معلوم نیست این ایده کدام شیر پاک خورده‌ای بود که از اسم پروین برای مانتوسرا استفاده کند. البته این نام به خودی خود برای زنان استفاده می‌شود اما به عنوان نام خانوادگی روی شناسنامه فردی حک شده بود که نماد مرد سالاری در فوتبال ایران بود و آوازه خشونت رختکن‌ها و تیمهایی که می‌ساخت، تن هر رقیبی را در فوتبال ایران میلرزاند. این راز موفقیت علی پروین بود. مردی که چهار دهه پیش آموخت که قهرمانی در فوتبال ایران باید در سایه دوندگی، فداکاری، تخریب بازی حریف و پرس شدید باشد، اگرچه او همواره از سرویس تعداد قابل توجهی از ستاره‌های تکنیکی و درخشان فوتبال ایران هم بهره می‌برد.

2150592

از حمید درخشان و ناصرمحمدخانی تا فرشاد پیوس و محمد پنجعلی و محمدحسن انصاری‌فرد که در سالهای بعد جای خود را به نسل جدید دادند. احمد عابدزاده، بهروز رهبری‌فرد، مهدی هاشمی‌نسب، کریم باقری، مهدی مهدوی‌کیا ادموند بزیک و این اواخر جواد کاظمیان و پژمان جمشیدی و مهرزاد معدنچی و... . آنها سربازان علی پروین بودند که سالهای پرفراز و فرود این سرمربی مشهور فوتبال ایران را رقم زدند.

پروین نزدیک به هزار بازی را به عنوان بازیکن، مربی و البته مدت کوتاهی رئیس باشگاه با پرسپولیس پشت سر گذاشت. اما برای پیدا کردن ابتدای این داستان باید از ورزشگاه بیرون رفت، از جام‌ها و عکس‌های تیمی فاصله گرفت و به تهران دیگری رسید. به کوچه غریبان در محله بازار و بعد، به دولاب.

در 20 نکته، زندگی علی پروین را مرور کنید:

* علی پنجمین فرزند خانواده‌ای پرجمعیت بود. خانواده که به دولاب رفت، زمین‌های خاکی پیش رویش بیشتر شدند. نادر، منبع، عارف. اسم‌هایی که در زندگی فوتبالیست‌های آن نسل، کار نام ورزشگاه‌های بزرگ را می‌کردند. هر زمین جمع خودش را داشت و هر جمع، بازیکنی را که می‌توانست بازی را دربیاورد، به خاطر می‌سپرد.

* در دبستان توحید درس می‌خواند، اما فوتبال سهم بیشتری از حواسش می‌خواست. از دوازده‌سالگی در زمین عارف جدی‌تر بازی کرد و با تیم عارف قهرمان محلات جنوبی تهران شد. هنوز خبری از سکوهای بزرگ و پیراهنی که روزی به نام او شناخته شود نبود. فعلاً باید در همان محله، میان همان بچه‌ها، جایی برای خودش باز می‌کرد.

* راهش از البرز به کیان رسید. در کیان، منصور امیرآصفی مربی بود و بازیکنانی مثل پرویز قلیچ‌خانی، گودرز حبیبی و عزت جانملکی حضور داشتند. فوتبال داشت برای پسر دولاب شکل تازه‌ای پیدا می‌کرد. زمین بزرگ‌تر شده بود، حریفان جدی‌تر بودند و استعداد به‌تنهایی برای ماندن کفایت نمی‌کرد.

* بعد نوبت پیکان رسید. نکته جالب زندگی مردی که این‌همه با پرسپولیس شناخته می‌شود، همین‌جاست. پیش از آنکه قرمزپوش شود، در پیکان برای خودش بازیکنی شده بود. وقتی ستاره‌های پرسپولیس به آن تیم رفتند، پروین از قبل آنجا بود. کنار نام‌های بزرگ بازی کرد، با پیکان قهرمان تهران شد و بعد همراه مسیری که دوباره به پرسپولیس ختم می‌شد، به باشگاهی رسید که بیشتر عمر فوتبالی‌اش را در آن گذراند.

2045526

* شهریور ۱۳۴۹، هم پیراهن تیم ملی به او رسید و هم پیراهن پرسپولیس. دو آغاز در فاصله‌ای کوتاه. هیچ‌کس در اولین بازی او برابر عقاب نمی‌توانست بداند این تازه‌وارد قرار است تا کجای تاریخ باشگاه همراهش بماند.

* پرسپولیس آن سال‌ها کم‌ستاره نداشت. بهزادی، کلانی، ایرانپاک، کاشانی و آشتیانی بودند. پروین باید در چنین جمعی جای خودش را پیدا می‌کرد. قهرمانی لیگ منطقه‌ای از راه رسید، بعد جام تخت جمشید و فصل بدون شکست ۱۳۵۲. همان سالی که دربی شش بر صفر هم به خاطرات سرخ‌ها اضافه شد.

* اما برای دیدن تصویری از پروین که از مرز هواداری باشگاهی عبور می‌کند، باید به خرداد ۱۳۵۵ رفت. فینال جام ملت‌های آسیا، ایران و کویت. بازی هنوز بدون گل است و ضربه‌ای آزاد نصیب ایران شده. پروین پشت توپ قرار می‌گیرد و در دقیقه ۷۱، گل قهرمانی را می‌زند. یک ضربه و سومین جام پیاپی برای ایران. از آن لحظه‌هایی که شرحش کوتاه است و عمرش در حافظه فوتبال، طولانی.

* آن تابستان در المپیک مونترال هم بازی کرد و به لهستان گل زد. دو سال بعد، در آرژانتین، بازوبند نخستین تیم ایران در جام جهانی را بر دست داشت. پسر زمین عارف حالا در بزرگ‌ترین مسابقات فوتبال جهان کاپیتان کشورش بود.

* می‌شد تصور کرد این نقطه‌های بلند، بخش اصلی داستان او را ساخته‌اند. اما هنوز فصل دیگری باقی مانده بود. فصلی طولانی که در آن، پروین باید از بازیکنی بزرگ به مسئول تیم تبدیل می‌شد.

* فوتبال ایران از سال‌های انقلاب به سال‌های جنگ رسید. شکل مسابقات عوض شد و جام باشگاه‌های تهران در زندگی هواداران جای بزرگی گرفت. پروین ماند، بازی کرد و مربیگری کرد. همان مرد سی‌وشش‌ساله‌ای که چهارده گل می‌زد، باید تیم را برای مسابقه بعد هم آماده می‌کرد. بعدها کفش‌ها را کنار گذاشت، اما مسئولیتش سر جای خود بود.

* پنج قهرمانی پیاپی تهران، از ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۹، رابطه او و پرسپولیس را محکم‌تر کرد. بازیکنان عوض می‌شدند، جوان‌ترها می‌آمدند و نام پروین روی نیمکت می‌ماند. برای هواداری که در آن سال‌ها فوتبال را دنبال می‌کرد، حضور او بخشی از عادت تماشای پرسپولیس شده بود.

* تیم ملی هم دوباره به او رسید، این بار از کنار خط. در پکن ۱۹۹۰، ایران در فینال بازی‌های آسیایی کره شمالی را در ضربات پنالتی شکست داد و طلا گرفت. پروین شانزده سال قبل، در تهران، همین عنوان را به‌عنوان بازیکن به دست آورده بود. حالا از روی نیمکت سهمش را در قهرمانی می‌گرفت. پس از آن، پرسپولیس با هدایت او جام برندگان جام آسیا را هم فتح کرد.

* با این همه، زندگی فوتبالی پروین را نمی‌شود فقط از روی عکس‌های قهرمانی تعریف کرد. پاییز ۱۳۷۲ هم در آن هست. دوحه، مقدماتی جام جهانی و تیمی که به آمریکا نرسید. ایران در گروه شش‌تیمی پنجم شد و پروین جایگاهش را در تیم ملی از دست داد. بعد، از نیمکت پرسپولیس هم فاصله گرفت.

* مردی که سال‌ها تقریباً همیشه در تصویر بود، حالا بیرون قاب مانده بود. پنج سال گذشت.

* وقتی در مهر ۱۳۷۷ مقابل فجر سپاسی به نیمکت پرسپولیس برگشت، هواداران نامی تازه را صدا نمی‌زدند. کسی برگشته بود که پیش‌تر با او زندگی کرده بودند. البته بازگشت به‌تنهایی کافی نبود. تیم باید نتیجه می‌گرفت و خاطره، جای امتیاز را پر نمی‌کرد.

* نتیجه هم آمد. برد دربی، قهرمانی لیگ و بعد پیروزی برابر استقلال در فینال جام حذفی. در فصل بعد، پرسپولیس یک دربی را با نه بازیکن نباخت و دربی برگشت را با دو گل برد. پروین برای نسلی که او را فقط از تعریف بزرگ‌ترها می‌شناخت، داشت خاطره‌های تازه می‌ساخت.

* در خرداد ۱۳۸۱ نیز نامش به پایان پرهیجان نخستین دوره لیگ برتر گره خورد. پرسپولیس در روز آخر قهرمان شد. فوتبالی که عنوان «حرفه‌ای» گرفته بود، نخستین جام لیگش را به تیم مردی داد که از زمین‌های خاکی تهران آمده بود.

* این آخرین قهرمانی علی پروین با پرسپولیس بود. او بعد از یک فصل ضعیف، جای خود را به مربیان خارجی داد و در دوره زوبل یک دوره مدیرفنی پرسپولیس هم بود.

* سال‌های بعد، جدایی و بازگشت باز هم تکرار شد. اما او در لیگ پنجم برای همیشه با نیمکت پرسپولیس وداع کرد، یک خداحافظی تلخ، وقتی که شعارهای حیا کن رها کن به سلطان هم رسید.

* او در آن روزها پنجاه و نه ساله بود و شاید برای مربیگری سنی نداشت اما بیشتر از سه دهه حضور در سطح اول فوتبال ایران سبب شده بود تا بسیاری تصور کنند زمان وداع فرا رسیده است (از جمله خود پروین). بنابراین سرمربی قهرمان، با شکست و نتایج ضعیف تیم محبوبش را ترک کرد.

عنوان‌های مدیریتی آمدند، تجربه‌های دیگری شکل گرفتند و همه آنها هم به اندازه دوران اوجش موفق نبودند. درباره تصمیم‌ها و شیوه مربیگری پروین می‌شد بحث کرد و هنوز هم می‌شود. بخشی از زنده ماندن نام او در فوتبال، همین بحث تمام‌نشده است.

او فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرد و البته نقاط تاریک زیادی را هم در کارنامه حرفه‌ای و شخصی خود داشت و البته بخشی از محبوبیت افسانه‌ای خود را هم در این بین جا گذاشت. بخشی از آنها قابل مرور هستند:

* در سالهای دهه 1360 و 1370 علی پروین رئیس باشگاه پرسپولیس هم محسوب می‌شد و به خصوص در دهه شصت، تسلط کاملی بر باشگاه داشت. بسیاری از بازیکنان آن دوره تصور می‌کنند که آنها از چرخه مالی باشگاه پرسپولیس بهره لازم را نبردند.

* علی پروین برای دوره طولانی سرمربی تیم پرسپولیس بود و در این دوره تقریبا هیچکسی از پیشکسوتان پرسپولیس، مجالی برای سرمربیگری پیدا نکرد. فرشاد پیوس، ناصرمحمدخانی، حمید درخشان و... افرادی بودند که احتمالا خود را در این بخش محق می‌دانند و تصور میکنند که سلطه پروین، باعث شد آنها فرصت سرمربیگری در تیم محبوب خود را پیدا نکنند.

* گروهی از منتقدان علی پروین اعتقاد داشتند که او محبوبیت دیگر چهره‌های باشگاه پرسپولیس را تاب نیاورده و همیشه ترجیح می‌داد که مرد اول سکوهای این باشگاه باشد. مهدی هاشمی نسب و احمدرضا عابدزاده، دو چهره شاخصی بودند که در محبوبیت تنه به تنه سلطان زده و یا حتی از او پیشی گرفته بودند و البته در مسیر ادامه کار در پرسپولیس نیز با موانعی مواجه شدند.

* در اختیار گرفتن قدرت کامل در پرسپولیس، تنها معطوف به اداره باشگاه و رختکن تیم نبود. بسیاری از هواداران پرسپولیس نسبت به جو سکوها و قدرت چهره‌ها و جریان‌های نزدیک به علی پروین، احساس نگرانی و ناامیدی و ناخشنودی داشتند. در آن سالها تقریبا مخالفان و منتقدان این سرمربی مجالی برای نمایش اعتراض خود روی سکوها نداشتند.

* در سالهای بعد، علی پروین همچنان یک جریان قدرتمند داخل و خارج از باشگاه پرسپولیس را به نوعی رهبری می‌کرد یا همچنان اثرگذاری خود را داشت. در این سالها بسیاری از مدیران عامل باشگاه پرسپولیس از چهره‌های نزدیک به پروین بودند و بسیاری از هواداران با نحوه اداره باشگاه در این دوره مخالفت‌هایی داشتند.

* قدرت در سایه علی پروین در دوره رضا درویش به اوج خود رسید. دوست قدیمی پروین در این سالها موفقیت‌های چشمگیری با باشگاه پرسپولیس به دست آورد اما در روزهای تاریک، او همیشه سعی داشت از اعتبار و محبوبیت پروین استفاده کند. این اسطوره باشگاه پرسپولیس نیز هرگز مرز بندی خاصی با این موضوع انجام نداد.

* بسیاری از هواداران پرسپولیس و حتی علی پروین اعتقاد داشتند که او نتوانست از موقعیت اجتماعی و محبوبیت ورزشی خود محافظت لازم را انجام دهد.

اما در هشتادسالگی، دامنه خاطره از کارنامه بزرگ‌تر شده. یکی او را پشت ضربه آزاد برابر کویت به یاد می‌آورد، دیگری با پیراهن پرسپولیس در جام باشگاه‌های تهران. برای یکی، پروین مربی تیم قهرمان پکن است و برای دیگری، مردی که بعد از پنج سال برگشت و دوباره جام گرفت. البته بسیاری هم تصویر دیگری از این چهره جنجالی و شاید مهمترین نام تاریخ فوتبال ایران دارند.

این آدم‌ها بازی‌های یکسانی ندیده‌اند. در یک دهه بزرگ نشده‌اند و از پرسپولیس هم خاطره واحدی ندارند. با این حال، وقتی به علی پروین می‌رسند، حرف هم را می‌فهمند.

هشتاد شمع برای مردی که چند نسل او را با یک شماره به خاطر سپرده‌اند. هفتِ پرسپولیس، علی‌آقا - مردی که با همه مثبت و منفی‌ها، یکی از مهمترین چهره‌های تاریخ فوتبال ایران است و شاید هم مهمترین.

تازه‌ترین اخبار ورزشی ایران و جهان دراپلیکیشن ورزش سه
دانلود
29اشتراک گذاریگزارش خطا

زنده پیشنهادی

دیدگاه‌ها

لطفا قبل از ارسال دیدگاه خود، حتماقوانین و مقرراترا مطالعه فرمایید.
لطفا منتظر بمانید...

آخرین اخبار

رهبر خشن‌ترین رختکن تاریخ فوتبال ایران | ورزش سه