کد خبر : 1806146 | 03 بهمن 1400 ساعت 12:02 | 26.3K بازدید | 50 دیدگاه

فوتبال بی‌رحم، کشنده و سخت است

یادداشت؛ این جنگ را بجنگ رضا اسدی! 

استوری اعتراض‌آمیز رضا اسدی نشان از طاقت طاق‌شده او در قبال سیل انتقادات این نیم فصل بود. 

به گزارش ورزش سه، سوت پایان بازی با فولاد که زده شد، تصاویر تلویزیونی رضا اسدی را دراز کشیده بر زمین نشان می‌داد در حالی‌که دست مهدی ترابی برای بلند کردن او از زمین به سمتش آمده بود. اسدی لحظاتی قبل  در حالی‌که تازه پا به زمین گذاشته بود آن چابکی لازم برای کورس با مدافع فولاد را نشان نداده بود و همین شد که دراز کشیدن او روی زمین در پایان بازی به خستگی ربط داده شد. در شرایطی‌که با کمی انصاف به خرج دادن می‌شد به‌راحتی، افتادن او روی زمین را به ناراحتی‌اش ربط داد نه خستگی. اما وقتی همه علیه تو باشند دیگر باید منتظر بی‌رحمانه قضاوت شدن هم باشی و این همان وضعیتی است که این روزها رضا اسدی دارد.

 

البته عملکرد اسدی در پرسپولیس چاره‌ای جز نیمکت‌‌نشین کردن او برای یحیی گل محمدی باقی نگذاشته است. بازیکنی که قرار بود با توجه به سابقه‌ای که از خود در سایپا و تراکتور به جا گذاشته بود، یکی از مردان ثابت پرسپولیس و جانشینی برای احمد نوراللهی باشد. اما چه اتفاقی افتاد که اسدی نه‌تنها نتوانسته جای خالی نوراللهی را پر کند که حتی جایش در ترکیب اصلی را به‌راحتی از دست داده است؟

 

این هافبک بلندبالا آن‌قدر مورد اعتماد یحیی گل محمدی بود که به محض ورودش به پرسپولیس، در ترکیب اصلی قرار بگیرد. فیزیک مناسب به‌همراه هوش بالا و تکنیک لازم برای یک هافبک دفاعی که قبلا آن را نشان داده بود پارامترهایی بودند که آینده او را در پرسپولیس تضمین می‌کرد. او در سایپا به‌واسطه بازی درگیرانه، ضربات سر و توانایی بالایش هم در امور دفاعی و هم در فاز هجومی شناخته می‌شد.


اسدی اما در پرسپولیس انگار که با این جنگندگی که خصیصه‌‌ مهم بازی او در سایپا بود بیگانه شده؛ سهل‌انگاری به وجه غالب بازی او تبدیل شد و سختگیری لازم در گرفتن و حفظ توپ را نداشته. انگار که آن تبلیغات ابتدای فصل بر سر آمدن او به پرسپولیس به‌نوعی بر بازی او سایه افکنده بود و او ناخودآگاه برای هرچه سریع‌تر ستاره شدن در پرسپولیس وظایف اولیه‌اش را فراموش کرد. همین شد که کم‌توجه به پست حساسش در جلوی دفاع، ریسک بازی‌اش را زیاد کرده و به دنبال نمایشی بود که باعث می‌شد به جای ساده بازی کردن، بیش از حد با توپ بازی کند. به جای یک پاس ساده به بازیکن کناری خود به دنبال دریبل زدن بود و جایی که باید زیر توپ می‌زد تا خطر را دور کند با یک سر توپ بی‌مورد، تیم را به زحمت می‌انداخت. و بدتر اینکه برای جبران اشتباهات خود و اثبات اینکه اشتباه قبلی یک اتفاق بوده دوباره تن به اشتباه می‌داد. او آن‌قدر غرق در نمایش شد که کم‌کم صدای طرفداران پرسپولیس هم درآمد و چاره‌ای برای گل‌محمدی باقی نگذاشت تا او را به روی نیمکت منتقل کند.

 

 

اما او هنوز فرصت داشت تا دوباره برگردد اگر کمی شور و جنگندگی به بازی‌اش اضافه می‌کرد. انتقادات علیه او زیاد شده بود و به هر حرکتش با عینک تیزبین عیب‌نگر نگریسته می‌شد و حالا او به جایی رسیده که دیگر کمتر هواداری به استعداد او و به آنچه او قبلا نشان داده بود که پتانسیلش را دارد، فکر می‌کند. یک بازیکن مستعد و پتانسیل‌دار که اعتماد به نفسش را از دست داده و هیچ دستی هم برای کمک به او دراز نمی‌شود و دستی هم اگر باشد از جنس دست دراز کردن ترابی و دلداری دادن است که آن هم برای بازیکنی همچون او در این روزها غنیمت است.

 

بازیکنان زیادی قبلا در فوتبال ایران و جهان در موقعیت اسدی قرار گرفته‌اند. بازیکنانی که به‌عنوان ستاره به تیمی آمدند و همه را ناامید کردند. در این شرایط بوده‌اند نمونه‌هایی که بد شروع کردند و بالآخره بر آن شرایط فائق آمدند. ایراد چندانی هم به هوادار نمی‌توان گرفت. هواداری که قادر است با اولین حرکت مثبت اسدی، با دیدن اولین نشانه‌های تغییر، همه گذشته تاریک 6ماه اخیر را فراموش کند. وگرنه حال او را جز خودش کسی نمی‌تواند خوب کند. 


در این شرایط تقریبا هیچ هواداری به احیای اسدی و به هزینه‌ای که پای او صرف شده فکر نمی‌کند و کمتر هواداری به هواخواهی او بلند می‌شود. اما هنر مردان بزرگ در این است که آنجایی که همه انکارت می‌کنند دوباره خود را اثبات کنی. برخلاف ستاره‌ای مثل گرت بیل یا درست در جبهه مقابل مثلا ادن آزار که در بازی الچه با گل تماشایی‌اش همه را به ظهور مجدد امیدوار کرد.


 این یک جنگ یک در مقابل همه است آقای اسدی! پس یا بمان و بجنگ و یا فروافتاده و شکست خورده برو، بدون هیچ بدرقه‌ای!


حجت شفیعی

دیدگاهها