
به گزارش "ورزش سه"، مربی سابق تاتنهام در ستون خود در نشریه سان نوشت: انزو مارسکا در حالی چلسی را ترک کرد که از دخالتهای مدیران بالادستی گلایه داشت. بسیاری از جنبههای مربیگری مدرن تغییر کرده است، اما جنجال با مالکان موضوع جدیدی نیست.
من در طول دوران مربیگریام هرگز مشکل جدی با هیچیک از رؤسای باشگاههایم نداشتم؛ حتی در دورانی که در بورنموث بودم و طی ده سال، با ۹ رئیس مختلف کار کردم. مردم همیشه تصور میکردند کار کردن برای دنیل لوی در تاتنهام یک کابوس است، اما من هرگز با او مشکلی نداشتم؛ او هرگز بیش از حد دخالت نمیکرد. البته که بحث و جدل پیش میآید، حتی بحثهای بسیار تند با تعدادی از رؤسا، اما فکر نمیکنم هیچکدام از آنها کینهای به دل گرفته باشند. آنها قطعاً وقتی مرا استخدام میکردند، میدانستند با چه کسی طرف هستند.

اما تنها کاری که من هرگز انجام نمیدادم، علنی کردن این اختلافات بود. هرگز بیرون نیایید و از رئیس یا هیئتمدیره انتقاد نکنید. فقط سرتان به کار خودتان باشد و ادامه دهید؛ در غیر این صورت، در حال امضای حکم مرگ خودتان هستید.
لحظهای که مارسکا شروع کرد به صحبت درباره اینکه فلان چیز را میخواهد یا فلان چیز را ندارد، یا گفت که از حمایت باشگاه برخوردار نیست، در واقع خودش به دنبال دردسر میگشت. باید گفت که استمفوردبریج اصلاً شبیه مکانی آسان برای کار کردن یک مربی به نظر نمیرسد.
شاید دقیقاً همینجا بود که اوضاع در چلسی به هم ریخت. آبیها ساختار و سبک بسیار مشخص (هرچند گیجکنندهای) دارند و فکر میکردند مردی را پیدا کردهاند که حاضر است این شرایط را در قالب مارسکا بپذیرد. وظیفه او این بود که به انبوهی از نظرات گوش دهد و خودش کمترین حق اظهارنظر را درباره ورودیها و خروجیهای غرب لندن داشته باشد.
امروزه شرایط در باشگاهها همینگونه است. شنیدم که یک مدیر اجرایی چند روز پیش میگفت کمیتهای ششنفره دارند که درباره نقل و انتقالات تصمیم میگیرند. مربی تنها یکششم حق رأی دارد و قطعاً حرف آخر را نمیزند. من به عنوان مربی نمیتوانستم چنین وضعیتی را تحمل کنم؛ اینکه افرادی لشکری از بازیکنان را به شما بدهند که وقتی آنها را در تمرین میبینید، متوجه شوید اصلاً از آنها خوشتان نمیآید.

مربیان دیگر وقت ندارند بروند و بازی بازیکنان را از نزدیک ببینند؛ وقتی هر هفته شنبه و سهشنبه بازی دارید، هیچ فرصتی باقی نمیماند. ما مربیان نسل قدیمی مدام بیرون بودیم و هر شب هفته، بازی بازیکنان را در لیگهای مختلف تماشا میکردیم. اولین باری که بازیکنی (مارکو بوگرز) را بدون دیدن بازیاش و با قیمت ۷۰۰ هزار پوند در وستهم خریدم، همه چیز بد پیش رفت و ما به شدت کوبیده شدیم. ما فقط ویدیوهای او را دیده بودیم و هرگز جواب نداد. اما با این جدول فشرده و خریدهای خارجی فراوان، مربیان چارهای جز تکیه بر ویدیو ندارند.
بنابراین آنها به کمک نیاز دارند، اما ممکن است این کمکها بیش از حد شود و مشکل زمانی آغاز میشود که بازی «مقصر دانستن دیگران» شروع شود. این باید یک کابوس باشد. اگر شما به عنوان مربی مسئول خرید بازیکن بودید، اگر بازیکنان خوبی میخریدید، عالی بود. اما وقتی بازیکن بد میخریدید، مسئولیتش را میپذیرفتید و دستتان را بالا میبردید چون تقصیر خودتان بود.
حالا چه کسی مقصر است؟ در مورد چلسی، به نظر میرسد قرعه به نام مارسکا افتاده است. ارتش مدیران ورزشی آنها همگی هنوز سر پست خود هستند؛ اما عملکرد آنها چطور بوده است؟