
به گزارش ورزش سه، نبرد فولام و لیورپول تا آخرین نفسها داشت با برتری لیورپول به پایان میرسید، اما فوتبال، مخصوصاً در شبهای دیوانهوار لندن، همیشه یک برگ پنهان در آستین دارد. نمیدانیم چرا ولی از دقایقی قبل چیزی در هوای کریون کاتیج بود که میشد حدس زد این بازی قرار است جنونآمیز بشود.
در عرض فقط چند دقیقه، غرب لندن صحنه جنونی شد که از دل یأس آغاز و به انفجار خالص تبدیل شد. ابتدا گل دقیقه ۹۴ کودی گاکپو، لیورپول را در آستانه یک برد دیرهنگام قرار داد، اما داستان این بازی عجیب هنوز جمله پایانیاش نوشته نشدهب ود. جمله آخر را مردی نوشت که کمتر کسی انتظارش را داشت؛ هریسون رید.
شروع جنون: خاکپو گل زد و پیراهن درآورد
وقتی خاکپو توپ را به تور چسباند، نیمکت لیورپول نفس راحتی کشید. شادی کوتاه بود، اما واقعی. کافی بود به قیافه اشلوت و بازیکنانش نگاه کنید تا متوجه بشوید که آنها برد را در جیبشان میدانند. همهچیز تمامشده به نظر میرسید؛ بازیای که با احتیاط و کشمکش جلو رفته بود، قرار بود برای قرمزها شیرین تمام شود، خیلی شیرین. اما فوتبال انگلیس، به تیمی که خیال کند کار تمام است، رحم نمیکند.
ثانیهها با سرعت سپری میشد و فولام آخرین توانش را جمع کرده بود. ورزشگاه کریون کاتیج در سکوتی عجیب فرو رفته بود؛ سکوتی که بیشتر شبیه آرامش پیش از طوفان بود. با اینکه هواداران فولام نمیخواستند به خودشان بقبولانند که معجزهای در راه است اما چیزی در هوا بود که ته قلبشان آنها را به یک حس عجیب و غریب امیدوار میکرد.
گل باونکردنی، مستحق توصیف شاعرانه
دقیقه ۹۷، توپ بعد از یک رفتوبرگشت کوتاه، روی خط محوطه جریمه به هریسون رید رسید. بازیکنی که تازه به زمین آمده بود، هافبکی که نامش معمولاً در تیترها دیده نمیشد و آخرین گلش برای فولام به سالها قبل برمیگشت.
رید مکث نکرد. نه نگاه اضافهای، نه تردیدی. فقط یک تصمیم غریزی، ناب و خالص. پای راست رید تاب خورد و توپ، مثل تیری که از چله کمان رها شده، از پای راست او جدا شد و به حرکت درآمد. اشتباه نکنید، این توصیفات زیادی شاعرانه نیست؛ کافی است فیلم این گل را تماشا کنید. توپ با سرعتی غیرقابلباور مسیرش را باز کرد، فضای ورزشگاه را شکافت و دقیقاً به جایی نشست که دروازهبانها از آن متنفرند.

آلیسون میدانست این شوت را نمیشود مهار کرد
آلیسون بکر چند لحظه بعد فهمید که اوضاع خوب نیست. او شیرجه رفت و دستش را بالا برد. حداکثر کاری که یک گلر در کلاس جهانی در چنین صحنهای میتواند انجام بدهد. ولی زبان بدن آلیسون نشان میداد گویی میداند بعضی ضربهها برای مهار شدن ساخته نشدهاند و این یکی از آن ضربهها است. توپ به گوشه بالای دروازه چسبید و ورزشگاه منفجر شد.
این شوت استثنانیی رید به ما یادآوری کرد فوتبال میتواند بیرحمانه زیبا باشد. ضربهای که غرور لیورپول را در واپسین لحظات در هم شکست و فولام را از دل شکست بیرون کشید. هنوز چند دقیقه از بازی گذشته ولی خیلیها در گوشه و کنار دنیا معتقدند ضربه رید بدون شک باید برنده جایزه گل فصل بشود. حتی پوشکاش.

رید بعد از گل، به سمت سکوها دوید؛ چهرهاش ترکیبی از ناباوری و شعف بود. شاید خودش هم هنوز باور نکرده بود چه کرده است.
این تساوی، نه فولام را در جدول تکان داد و نه لیورپول را راضی کرد، اما یک چیز قطعی شد: نام هریسون رید، برای همیشه در حافظه کریون کاتیج حک شد. یک هافبک کمسروصدا، با شلیکی شاعرانه، فوتبال را برای همه فوتبالدوستان عزیزتر کرد.