
به گزارش "ورزش سه"، تنها، دور از نورافکنها و محبوس در اتوبوس بنفیکا، پس از ۱۳ سال، بازگشت ژوزه مورینیو به برنابئو آنگونه که انتظار میرفت رقم نخورد؛ نه برای خودش و نه برای جریانی که او نمایندهاش است؛ همان «مورینیوییسم» که آربلوا چند ماه پیش بهخوبی توصیفش کرده بود:«روشی برای انجام کارها، رو در رو بودن، نترسیدن از گفتن حقیقت و همانگونه که هستی بودن.» و دقیقاً همین صحبتهای سرمربی پرتغالی پس از توهین نژادپرستانه پرستیانی به وینیسیوس بود که احتمالاً درِ محبت مادرید را به روی او بست.
در بازگشتش، حتی با وجود اینکه روی نیمکت حضور نداشت، هیچ نشانهای از محبت دیده نشد؛ نه شعاری از سکوها در حمایت از او، نه قدردانیای، نه اثری از «uno di noi» (یکی از ما) و نه حتی حرکتی رسمی از سوی باشگاه رئال مادرید برای نزدیک شدن به او.
دیدار مورد انتظار میان مورینیو و فلورنتینو پرز هم رخ نداد؛ پرز در جایگاه ویژه برنابئو حضور داشت، اما ملاقاتی شکل نگرفت. حتی پس از خاموش شدن نورها نیز دیداری با آربلوا صورت نگرفت. مورینیو به سانتیاگو برنابئو بازگشت، در حالی که میدانست آن لحظه جادویی که با برد ۴-۲ در دالوژ خلق کرده بود، با یک جمله از بین رفت؛ همان جملهای که گفت وینیسیوس با شادی گلش در لیسبون و رفتن به سمت نقطه کرنر «مثل یک احمق» رفتار کرده و ورزشگاه را تحریک کرده است.
تا آخرین لحظه، مورینیو احتمال حضور در نشستهای خبری را بررسی میکرد؛ موضوعی که یوفا با وجود محرومیتش مشکلی با آن نداشت. بنفیکا مانع حضور او در کنفرانس پیش از بازی شد تا تمرکز از موضوع اصلی منحرف نشود و حواشی پیرامون پرستیانی کاهش یابد، اما پس از مسابقه گزینه صحبت کردن برایش وجود داشت و با این حال، با توجه به روند اتفاقات، نبود کوچکترین نشانه محبت از سوی سکوها و فقدان هرگونه همدلی از طرف باشگاه رئال، در نهایت از این تصمیم صرفنظر کرد.

سه بازی با رئال مادرید تنها یک نتیجه برای مورینیو داشته است: تثبیت جایگاهش در بنفیکا. نونو مارتینز، خبرنگار روزنامه رکورد که اخبار بنفیکا را پوشش میدهد، به روزنامه آاِس میگوید:«بنفیکا در این مقطع پایانی لیگ قهرمانان، بهویژه به خاطر اتفاقات بازی ۴-۲، تصویر خوبی در ذهن هوادارانش به جا گذاشت. مقابل یک رئال مادرید قدرتمند نمایش قابل قبولی از خود نشان داد و مورینیو در این موفقیت سهم دارد.»
نلسون فریتونا از روزنامه ابولا نیز دیدگاهی مشابه دارد:«هواداران بنفیکا از مورینیو لذت بردهاند. او در نهایت تیمی ساخته که خوب بازی میکند و هواداران میتوانند به آن افتخار کنند. اکثرشان میخواهند او بماند و این همان آزمون واقعی است. تیمش رودررو با رئال مادرید بازی کرد و این خودش حرف بزرگی است.»
قهرمان و ضدقهرمان
مورینیو همچون یک قهرمان به لیسبون بازگشته بود، اما مادرید را در قامت یک ضدقهرمان و شرور ترک کرد. در طول مسابقه، او حتی از رفتن به اتاق رسانهای که رئال برایش آماده کرده بود خودداری کرد؛ جایی که خبرنگاران بسیاری منتظرش بودند. در واقع، ترجیح داد دیده نشود.
او در اتوبوس بنفیکا پناه گرفت؛ اتوبوسی که به نوعی به سلولی کوچک برایش تبدیل شد. این، پایان تلخ رؤیای او بود؛ رؤیایی برای ایجاد فضایی که بازگشتش به رئال مادرید را ممکن جلوه دهد. اما جرقهای که با آن ۴-۲ معجزهآسا در دالوژ روشن شده بود، خیلی زود با ماجرای وینیسیوس خاموش شد.