
به گزارش ورزش سه، الکس زاناردی در شامگاه 11 اردیبهشت چشم از جهان فروبست، تاریخی که او را برای همیشه به سرنوشت یک قهرمان اسطورهای دیگر، آیرتون سنا راننده فقید برزیلی پیوند میدهد.
او دریک مرکز درمانی در پادووا، در جایی که مدتها بود ناچار به حضور در آن بود، درگذشت: پس از دومین حادثه، که در سال ۲۰۲۰ رخ داد و حتی او با اراده پولادینش نتونست از آن جان سالم به در ببرد.
با این حال، یاد او برای همیشه با این واقعیت گره خواهد خورد که چگونه مرگ را شکست داده بود، با شجاعت، اراده و حتی شادی. زاناردی زندگی را بازپس گرفته بود، آن هم پس از برخوردی وحشیانه با سرعتی بیش از ۳۰۰ کیلومتر در رقابتهای اتومبیلرانی در سال 2001 که منجر به قطع پایش شد.
اما تصویری که ایتالیاییها از این مرد سابق پیستهای سرعت به خاطر دارند، صحنه قهرمانی در پاراالمپیک لندن (2012) است، تصویر بینقصی که یک انسان از تابآوری نشان میداد،. زاناردی در یک لباس چسبان عضلات هر دو بازویش را منقبض کرده بود و با انگشتان یک دست، یک چرخ ویلچیری که روی آن خمیده شده بود را با دست گرفته و همزمان، نشسته برپیست تارتان نبود پاهای قطع شده را به نمایش میگذاشت و تقریباً بر آن تأکید میکرد.
این یک تصویر انقلابی از معلولیت بود. یک روایت وارونه از ناتوانی. قهرمان رقابتهای المپیک لندن، مردی در اوج پیروزی، فراتر از هرگونه ترحم انسانی. قهرمانی که بدنی صیقلخورده و درخشان را به نمایش میگذاشت، هرچند دیگر کامل نبود. او یک بار گفته بود: «معلول کسی است که اعتمادبهنفس کمی دارد» این باوری بود که واقعاً به آن اعتقاد داشت، تا انتها.

در واقع، زندگی پیشتر او را عادت داده بود که بهترین را از آنچه دارد بیرون بکشد، در سختیها خود را بازآفرینی کند، حتی پیش از حادثهای که همهچیز را تغییر داد.
*در فرمول یک، میان خودروهای نهچندان رقابتی و بدشانسی، راه بر او بسته شد: او آن را دور زد، یا بهتر بگوییم پشت سر گذاشت، با انتقال به سرزمینی که در آن بهیادماندنیترین سبقت خود را ثبت کرد. او چهار سال در رقابتهای فرمول یک حاضر بود و در 44 گرندپری شرکت کرد اما روزی فهمید که باید موفقیت را در جای دیگری جست و جو کند.
* در ایالات متحده، موفقیت فوراً از راه رسید: دو قهرمانی پیاپی در CART، بالاترین سطح مسابقات اتومبیلرانی آمریکا، در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸، و شهرتی که او را حتی به مهمان برنامه لِترمن تبدیل کرد و چهرهاش را بر جعبههای کورنفلکس نشاند.
* 15 سپتامبر سپتامبر ۲۰۰۱، تصادفی مهیب و وحشتناک و لحظاتی که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر دادند. در ایندی کار آلمان، تا آستانه مرگ بر اثر خونریزی پیش رفت، اما پس از جراحیهای بیشمار و ۷ ایست قلبی، جان سالم به در برد و در طی جراحی پذیرفت که پاهایش را قطع کنند. الکس زاناردی همیشه میگفت: «فقط میتوانم بگویم وقتی اتفاقی میافتد، همیشه راهی برای درست کردن همه چیز و تبدیل آن به یک فرصت وجود دارد.»

* زاناردی با کشف هندبایک، به نماد آن تبدیل شد و با انرژی مسریاش، جایگاه جدیدی به تمام رشتههای پارالمپیکی بخشید؛ فراتر از ۶ مدال المپیکیاش (۴ طلا و ۲ نقره) و ۱۰ مدال جهانی (۸ طلا و ۲ نقره). سرودی برای زندگی، زیسته در کاملترین و نابترین شکل آن و هرگز حتی یک قدم عقب ننشستن در برابر دشواریها.
* او ورزش را در تلویزیون نیز روایت کرد، در برنامه «Sfide»، با سرعت فکری نادری که ویژه قهرمانان است و توانایی فوری در درک معنای امور، زیرا علاوه بر ورزش، زندگی را بیش از هر کس دیگری دوست داشت.
به همین دلیل، برای ادای احترام به او، تمام ایتالیا حضور دارد رییس جمهوری سرجیو ماتورلا درباره او نوشت: « زاناردی در تمام این سالها، نقطه مرجع برای کل ورزش و فراتر از آن بوده و بهخاطر شجاعت، تابآوری و توانایی در انتقال اشتیاق، دوستداشتنی و تحسینشده است.»
مراسم تشییع الکس زاناردی سهشنبه ۵ مه ۲۰۲۶ ساعت ۱۱ در باسیلیکای سانتا جوستینا، در پراتو دلا والهِ پادوا برگزار خواهد شد. خانواده در بیانیهای اعلام کرد: «همسرش دانیلا و پسرش نیکولو از صمیم قلب از هزاران نفری که در این ساعات همدردی و محبت نشان دادند تشکر میکنند. این بار دیگر، گواهی ارزشمند از اینکه الکس چگونه توانست پیام قدرتمند زندگیاش را به عمیقترین شکل منتقل کند.»

زاناردی: آخرین کلمات پیش از حادثه
«رقابت به مردم کمک میکند تسلیم نشوند، یک مسابقه هندبایک به مردم کمک میکند تسلیم نشوند. میتوان تلاش کرد دید با آنچه باقی مانده، با آنچه هست، چه میتوان انجام داد، بهجای اینکه گفت: “تمام شد، دیگر آنچه را داشتم ندارم”، شاید اتفاقی بیفتد، امیدواریم.» اینها کلمات آخرین مصاحبه الکس زاناردی پیش از برخورد هندبایک با یک کامیون است، تنها چند ساعت پس از این مصاحبه.
در جریان یک رله هندبایک، زاناردی کنترل وسیله را از دست داد و با یک کامیون برخورد کرد. برخوردی بسیار شدید که آغاز یک نبرد جدید و بسیار دشوار را رقم زد و دست زاناردی را از دنیا کوتاه کرد. در این مدت خانواده با سکوت کامل او را از حواشی دور نگه داشته بودند. او جاودانه به نظر میرسید. هر بار، دوباره زنده میشد تا در قالبی جدید به خودش بازگردد اما در نهایت همسرش دانیلا مانی اعلام کرد: «او در آرامش درگذشت». سومین زندگی و سختترین آن به پایان رسید. او ۵۹ ساله بود.
