
به گزارش ورزش سه، وقتی ستارههای قدیمی به دوران بازی خود نگاه میکنند، برخلاف تصور، این گلها و افتخارات نیست که در ذهنشان رژه میرود؛ بلکه «فرصتهای از دست رفته» است که رهایشان نمیکند. هر چه فرصت بزرگتر باشد، حسرت هم عمیقتر است و گری مکآلیستر این را بهتر از هر کسی درک میکند.
هافبکی که با مادرول قهرمان شد، با لیدز جام قهرمانی انگلیس را بالای سر برد و در سی و چند سالگی با لیورپول سهگانهای رویایی کسب کرد، هنوز هم ذهنش درگیر یک روز داغ تابستانی در ومبلی است؛ ۱۵ ژوئن ۱۹۹۶، سانتر استوارت مککال، هوشمندی گوردون دوری و دیوید سیمن که درون دروازه ایستاده بود.
وقتی دنیا به آخر رسید
مکآلیستر با یادآوری آن لحظه میگوید: «فکر میکردی دنیا به آخر رسیده است. هنوز هم خوابش را میبینم. هر بار که یک ضربه پنالتی میبینم، آن خاطره زنده میشود.» او که سالها بعد برای اولین بار فیلم کامل آن مسابقه را تماشا کرد، میگوید: «تازه در دوران کرونا بود که بازی را دوباره دیدم. نمیدانستم چقدر خوب بازی کرده بودیم. اگر پنالتی را گل میکردم، مطمئنم بازی را میبردیم.»

او درباره آن لحظه کذایی توضیح میدهد: «این عذر و بهانه نیست، اما زاویه محبوب من سمت چپ دروازهبان بود. وقتی داشتم روی توپ خیمه میزدم، توپ تکان خورد؛ به اندازه نیم عرضِ توپ جابهجا شد. سیمن توپ را گرفت، بازی به جناح چپ رفت و گازا (پل گاسکوئین) آن گل معروف را زد... بقیه داستان را هم که همه میدانید.»
کلاس بالا یک کاپیتان
چیزی که شاید از یادها رفته باشد، وقار مکآلیستر در برخورد با آن لحظه خردکننده است. بعد از بازی، بیبیسی از او خواست به استودیو برود و درباره بازی حرف بزند. در حالی که همه انتظار داشتند او مخفی شود، گری به عنوان کاپیتان و پنالتیزن تیم، این را وظیفه خود دانست که مقابل دوربین برود و پاسخگو باشد.
او حتی زمانی که اسکاتلند مقابل بلاروس صاحب پنالتی شد، شانه خالی نکرد و با گل کردن، تیم را به جام جهانی فرانسه رساند؛ هرچند خودش به دلیل مصدومیت زانو آن تورنمنت را از دست داد.
از سنگینی تاریخ لیدز تا جادوی لیورپول
مکآلیستر در سال ۱۹۹۰ به لیدزِ تازه صعود کرده پیوست و سنگینی سایه اسطورههایی مثل بیلی برمنر را روی شانههایش حس میکرد. او بخشی از خط هافبک رویایی لیدز در کنار دیوید بتی، گری اسپید و گوردون استراکان بود که در سال ۹۲ منچستریونایتد را در رسیدن به قهرمانی ناکام گذاشتند.
اما دوران اوج دوباره او در ۳۵ سالگی رقم خورد؛ زمانی که ژرار هولیه مک آلیستر را به لیورپول برد. استیون جرارد درباره او میگوید: «ما یک مشت جوان کلهشق بودیم؛ من، جیمی کاراگر، مایکل اوون و دنی مورفی. گری با خودش تجربه و خرد آورد. او پیرترین بازیکن تیم بود اما از همه ما آمادهتر نشان میداد.»

نقطه اوج این همکاری، فینال تاریخی جام یوفا مقابل آلاوز بود. مکآلیستر یک گل زد و روی سه گل دیگر نقش داشت و در نهایت جایزه بهترین بازیکن زمین را از دستان یوهان کرویف دریافت کرد. مکآلیستر ثابت کرد که برای یک ستاره واقعی، سن فقط یک عدد است؛ هرچند که حتی افتخارات لیورپول هم نتوانست جای آن پنالتیِ لرزان در ومبلی را در قلب او پر کند.
