
به گزارش "ورزش سه"، شنهای روان، نخلستانهای بلند و آفتاب تابیده، تیم قهرمان از پلههای هواپیما پایین میآید و وارد سالن میشود، جایی که با تیشرتهای سفید و یک جام در بالای لوگو، قهرمانی را به رقبا گوشزد میکند. چشمان زیادی به این پرواز است. آنهایی که سالها پیش از تبریز به اهواز مهاجرت کرده یا چند ساعت قبل نوار غربی نقشه ایران را پیموده و در فرودگاه مستقر هستند تا شاهد رژه ستارههای تراکتور باشند. یکی بعد از دیگری در حالی که دیگر استرسی برای نتیجه ندارند و آماده گرفتن سلفی با طرفداران هستند، مسیر کوتاه پروازهای ورودی را طی میکنند تا سوار اتوبوس شوند.
در حالی که موبایلها بالا رفتهاند و تصاویر ثبت میشوند، روزهایی که این تیم از سر گذرانده، به یاد آورده میشوند. نقطه آغاز نیز در فرودگاه بود، البته در تبریز. جایی که با سماجت خود را به ستارههای تراکتور رساندیم تا اولین حضور علیرضا بیرانوند، دانیال اسماعیلیفر و مهدی ترابی با لباس این تیم را به ثبت برسانیم، اولین جملات آنها را. شبی پرماجرا که تصاویر آنها میلیونها بازدید در صفحات اینستاگرامی را به خود جلب کرد. این آغاز راه بود.
تراکتور کانون داغ حواشی فوتبال ایران از تیر 1403 تا اردیبهشت 1404 بود، هر مسابقه خارج از خانه تراکتور تبدیل به محل اعتراض دستهجمعی طرفداران پرسپولیس به جدایی علیرضا بیرانوند بود. اتفاقی که سالها بعد بیگمان جزو مهمترین اتفاقات تاریخ لیگ برتر خلیج فارس بررسی خواهد شد. یزد، قزوین، تهران، اصفهان، اهواز و هرجای دیگری که تراکتور پا در استادیومش میگذاشت، نیروی نیابتی پرسپولیس آنجا بود تا تمرکز ستارههای تیم سرخپوش را سلب کند و اوج آن در مسابقه رودررو مشاهده شد.
شکست برابر پرسپولیس شاید نقطه عطف قهرمانی تراکتور بود، جایی که هواداران پرسپولیس در حضور سرمربی جدید و البته با حمایت چند ده هزار نفری تماشاگران خود موفق شدند علیرضا بیرانوند و یارانش را شکست بدهند و گمان تغییر تیم قهرمان را به وجود بیاورند. اما زمانی که احساسات پرسپولیسیها با این پیروزی تخلیه شده بود، خون در اردوی تراکتور به جوش میآمد و تیمی همقسم میشد، برای آنکه شکست برابر دشمن قسمخورده را با قهرمانی در پایان فصل پاسخ دهد (که داد).
آن روز تراکتوریها در سکوت از مقابل خبرنگاران گذشتند و دلارهای ریخته شده روی زمین را نظاره کردند، بدون اینکه چیزی بگویند. پاسخ آنها قرار بود در زمین داده شود. جایی که البته هواداران و احتمالا مسئولان پرسپولیس معتقد بودند سرخپوشان تبریزی با دست معنوی حمایت میشوند و نتیجه میگیرند اما از آن سو تراکتوریها نیز نظر عکس داشتند. اگرچه تا پایان فصل عدم صدور رای نهایی پرونده علیرضا بیرانوند تبدیل به یک پرسش منطقی شد اما در هفته سیام اختلاف تیم قهرمان با نزدیکترین تعقیبکنندهها به حدی زیاد بود که دیگر جای شک و شبهه باقی نماند.
تیم قهرمان به خوزستان رسید و در چشم بهمزدنی که همه این وقایع از مقابل چشمان ما میگذشت، صبح روز بازی فرا رسید. دراگان اسکوچیچ همراه با اعضای خانواده در لابی هتل نشسته و پیراهن قهرمانی بر تن دختر کوچکش خودنمایی میکند. فرزند او مسیر پر مشقت کرواسی تا ایران را پیموده تا پدر قهرمانش را دوباره ببیند و همراه با او به خانه برگردد. این لحظه افتخار، شکوه، جشن و خوشحالی است اما دو هفته قبل، اسکوچیچ و شاگردانش، لحظات متفاوتی را در این شهر پشت سر گذاشته بودند.


در آن شب سخت و در لحظاتی که زیر فشار شدید هواداران فولاد بودند و در گرمای سوزان اهواز با تن خیس برابر تیم جنگنده و قدرتمند یحیی گلمحمدی تنه به تنه میشدند، خبری از آسودگی امروز نبود. قطعی وی ای آر و شعارهای تماشاگران و اتفاقات مسابقه و در آخرین لحظات دریافت گل تساوی، اعصاب آنها را خرد کرده و قهرمانی را از چنگ آنها ربوده بود... تا اینکه در همان لحظات یک اشتباه باورنکردنی باعث شد تا مهدی هاشمنژاد از چنگ مدافع فولاد گریخته و گل پیروزی را بزند.


شاید این دومین نقطه عطف قهرمانی تراکتور بوده باشد یا حداقل نظر مهدی ترابی اینگونه است. در پرواز قبلی به خوزستان، تماشاگران تراکتور با لباسهای سرخ دیده میشوند، اما در پرواز قهرمانی، بیشتر با کت و شلوار و لباس رسمی. چه جالب که لباسها برای جشن قهرمانی تغییر میکند! شاید چون برای دیدار با فولاد، هدف تشویق بود و این بار تماشای بالا رفتن جام قهرمانی در یک جشن فرمالیته.
جام بالای سر میرود، اولین بار در تاریخ، لحظه افتخار... فریادهای بازیکنان در سکوت کرکننده استادیوم غدیر. انگار سرنوشت قهرمانی تراکتور به خارج از خانه گره خورده: کرمان، مشهد و حالا اهواز. اما در تبریز غوغایی برپاست. تماسها برقرار میشود، همه میخواهند بدانند تیم چه زمانی به تبریز خواهد رفت؟ همین امشب یا فردا صبح؟ تفاوتی ندارد، شهر امشب نمیخوابد.


از خیابانهای مختلف خبر میرسد، از شاهگلی و ولیعصر و رشدیه و همه جا. جشنی بزرگ برپاست، چیزی که هرگز تبریز مانند آن را ندیده و شاید در آینده هم به سختی ببیند. تخمینها بر این اساس است که چندصد هزار نفر در خیابان حضور دارند و در این کارناوال شادی شرکت میکنند. البته جشن خیابانی نخست بعد از پیروزی تیم در قزوین و تسجیل قهرمانی آغاز شد و به نظر پایانی هم نداشت... هواپیمای تیم بدون اعلام زمان در فرودگاه به زمین مینشیند، خیابانهای اطراف فرودگاه در تسخیر مردمی است که از میان چندین اتوبوس، سرانجام خودروی حامل بازیکنان را پیدا میکنند و جشن بزرگ را برپا میکنند...


امروز سالگرد آن روز تاریخی است. اما اهدای جام اصلی 26 اردیبهشت در استادیوم یادگار امام برگزار شد. جایی که برای اولین بار طرفداران به صورت خانوادگی وارد استادیوم شدند و این روز تاریخی را با یکدیگر جشن گرفتند. بی تردید بیشترین تعداد تماشاگر حاضر در استادیوم یادگار امام نیز متعلق به همین روز است، روزی که سهند آرهنا قلب فوتبال ایران بود.