
به گزارش ورزش سه، از لحظهای که کاروان تیم ملی وارد آنتالیا شد، مشخص بود این اردو قرار نیست یک اردوی معمولی باشد. فاصله تا جامجهانی کمتر از همیشه احساس میشود و هر روز که میگذرد، تمرینها بیشتر از آنکه شبیه آمادهسازی کلاسیک باشند، به یک فرآیند ارزیابی، تصمیمگیری و انتخاب نزدیک میشوند؛ انتخابهایی که ممکن است حتی مسیر حرفهای بعضی بازیکنان را تغییر دهد.
آنتالیا؛ جایی که اردو شکل دیگری پیدا میکند
محل تمرین تیم ملی، مجموعهای ورزشی است به نام مَردان که به تایتانیک هم شناخته میشود.
این استادیوم در سال ۲۰۰۸ میزبان دیدار فینال قهرمانی زیر هفده سال اروپا بود که در فصل جاری تیم فوتبال آنتالیااسپور هم تمریناتش را در آن برگزار میکند. فضایی مجهز با دو زمین چمن مجزا که همین تعدد زمینها، امکان مدیریت کیفیت زمین را فراهم کرده است. تیم ملی هر روز روی یکی از زمینها تمرین میکند تا فشار کمتری به چمن وارد شود و فرصت بازسازی برای جلسه بعدی وجود داشته باشد.

جزئیاتی که تفاوتها را میسازند
پیش از آغاز هر تمرین، اتفاقی تکرارشونده رخ میدهد؛ مسئولان زمین رایزرهای آب را حدوداً برای بیست دقیقه روشن میکنند تا از سفتی سطح زمین کاسته و شرایط برای تمرینِ بهتر آماده شود. رعایت جزئیاتی از این جنس تمهیدات در یک جلسه تمرینی شاید کماهمیت به نظر برسند، اما در سطح تیم ملی، تفاوتها دقیقاً از همین جا رقم میخورد.
هوای آنتالیا در این روزها اگرچه نسبتا گرم است اما زمان تمرین که حوالی عصر برگزار میشود، شدت گرما کاهش پیدا میکند. با این حال رطوبت همچنان محسوس است و بازیکنان باید با شرایطی کنار بیایند که از نظر تنفسی و فیزیکی نیاز به تطبیق دارند.
اما تفاوت اصلی اردو نه در آبوهوا و نه در چمن؛ بلکه در تغییر ماهیت تمرینهاست.
پایان بدنسازی، آغاز تصمیمگیری
به نظر می رسد این ۳۰ نفر که از دل لیگ خودشان را به ترکیه رساندند، بعد از پشت سر گذاشتن دوره پرفشار بدنسازی در تهران، حالا در آنتالیا بیشتر تمرکزشان به سمت کارهای ترکیبی و تاکتیکی رفته است. در واقع با تماشای تمرینات تیم ملی میتوان دریافت که در فاصله کمتر از یک ماه تا آغاز جامجهانی، نوبتِ تصمیمگیری، هماهنگی و اجرای ایدههاست.

پشتصحنه منظم یک تمرین ملی
پیش از رسیدن بازیکنان، ابتدا تیم خدمات یا همان تدارکات وارد زمین می شوند، بادِ توپها را تنظیم میکنند ، تجهیزات را در جای خود میچینند، مخروطها و ابزار تمرینی را در جای خود قرار می دهند و به فاصله یک ساعت بعد، اعضای کادر فنی و آنالیزورها بجز سرمربی, از راه می رسند. آنها بر اساس برنامه تمرینی روز، زمین را برای بخشهای مختلف تمرین آماده میکنند. این فرآیند مدت هاست به همین شکل انجام میشود؛ بدون اتلاف وقت و با کمترین اشتباه ممکن.
ورود آرام سرمربی و شروع مشاهده
وقتی اتوبوس بازیکنان میرسد، دومین نفری که پیاده میشود امیر قلعهنویی است. او معمولا پس از مدیر تیم، مهدی محمد.نیی از اتوبوس پایین می آید و با لحنی آرام به خبرنگاران سلام میدهد.
رفتارش جلب توجه میکند؛ نه با هیجان زیاد، نه با نمایش. با قدمهای کوتاه وارد زمین میشود، مستقیم به سمت چمن میرود، وضعیت زمین چمن را بررسی میکند و بعد از یک ارزیابی کوتاه، به فضای تمرین نزدیک میشود. او معمولا در شروع تمرین کمتر حرف میزند و بیشتر مشاهده میکند.

شوخیها تمام میشود، تمرین آغاز میشود
در این فاصله، فضای غیررسمی هم جریان دارد. شوخیها و رقابتهای کوتاه بین اعضای کادر فنی برقرار است. بازیهای سادهای که بیشتر برای حفظ ریتم و ایجاد انرژی قبل از شروع رسمی تمرین انجام میشوند. اما به محض آغاز کار، همه چیز تغییر میکند.
از بین مربیان آندو کمتر با امیر رودریایستی دارد و سعی می کند به هر ترفندی او را به چالش بکشد، که البته فراموش نکنید که قلعهنویی حتی یک قدم حاضر به عقب نشینی نیست.
از دور فریادهای آندو را میتوانید بشنوید که برای بردن سرمربی چانه میزند که معمولا در این امر قافیه را واگذار میکند و این داستان پایان باز دارد.

گرم کردن؛ مهم به اندازه مسابقه!
گرم کردن بازیکنان زیر نظر مربی بدنساز جوان و مجرب علی اصغر قربانعلی پور آغاز میشود؛ بخشی که اهمیتش کمتر از تمرین تاکتیکی نیست.او دیگر طی تمام این سالها در تیم ملی جا افتاده و اعتماد به نفس زیادی پیدا کرده است، این را میتوان از لحن دستوراتش کاملا متوجه شد. نوع دویدن، میزان تحرک، آمادگی عضلات و حتی کیفیت انجام حرکات، زیر نظر همه مربیان قرار میگیرد تا در صورت سهل انگاری بدون هرگونه مماشات تذکر دهند.
شاید یکی از دلایل حساسیت نسبت به این بخش، تجربه سالهای گذشته و اهمیت جلوگیری از آسیبدیدگی باشد؛ موضوعی که در اردوهای منتهی به تورنمنتهای بزرگ، میتواند همه برنامهها را تغییر دهد.

تمرینی برای جام جهانی، نه برای نمایش
بعد از گرم کردن، در صورت لزوم، قلعهنویی شاگردانش را فرا میخواند تا پس از صحبتی کوتاه، تمرین وارد بخش اصلی شود.
در یکی از مهمترین بخشهای تمرین، بازیکنان به گروههای مختلف تقسیم شدند. تمرکز روی ارسال از جناحین و ضربات نهایی بود؛
به این صورت که مدافعان کناری پس از استارت از نیمه زمین، با یک ارسال در حال حرکت توپ را به محوطه جریمه میرساندند تا مهاجمان و مدافعان مرکزی برای تصاحب فضا رقابت کنند.
فشار تمرین، از زبان بدن همه بازیکنان تیم ملی کاملاً هویدا بود، چراکه آنها باید در مدتزمانی کوتاه، در فواصلی بلند، استارت میزدند تا با ارسالی دقیق مهاجمان را در موقعیت گل قرار دهند.
در این بخش صالح حردانی ، احسان حاج صفی و رامین رضاییان بسیار آماده نشان دادند و از بین مهاجمان هم کسری طاهری نشان داد که در زدن ضربه آخر مهارت زیادی دارد.

از بین مدافعان وسط هم شجاع و کنعانی ضربات اول را بالاتر از مهاجمان زدند.
وسواس امیر قلعهنویی و سایر مربیان در استفاده مهاجمان از فرصتهای به دست آماده،قابل توجه بود. مربیان با فریادهای بلندی که بر سر مهاجمان میزدند به آنها اصرار میکردند که در زدن ضربات آخر دقت زیادی کنند.
دلیلش هم روشن است؛ در جام جهانی معمولاً تعداد موقعیتها زیاد نیست و مهاجم باید از حداقل فرصت، حداکثر بهره را ببرد.
رقابت؛ چیزی که هنوز تمام نشده
در کنار مسائل فنی، یک موضوع دیگر هم در اردو کاملاً دیده میشود: رقابت.
در واقع هنوز همه جایگاهها قطعی نیستند. در خط دفاع، خط هافبک و حتی بعضی نقاط هجومی، رقابت همچنان ادامه دارد. بعضی بازیکنان شاید جایگاه مطمئنتری داشته باشند اما برای بخش زیادی از تیم، هر جلسه تمرینی میتواند تعیینکننده باشد و بهنوعی ورق را به سمت آنها برگرداند. از طرف دیگر فراموش نکنید، نبودن برخی از لژیونرها باعث شده بازیکنان حال حاضر فرصت بیشتری برای دیده شدن داشته باشند و همین امر بر شدت رقابت افزوده است.

بهطور قطع با حضور لژیونرها برخی از بازیکنان مجال کمتری برای نشان دادن خودشان پیدا میکنند.
ضرورت مدیریت روحی و روانی
در این میان، نکتهای که کمتر دیده میشود اما اهمیت دارد، مدیریت روانی اردو است.
برخلاف تصور رایج، طولانی شدن اردو همیشه مزیت نیست. فاصله از خانواده و فرسودگی ذهنی میتواند به ضرر تیم تمام شود. به همین دلیل در آخرین اردوی تهران، تصمیم هوشمندانهای اتخاذ شد که بازیکنان بعد از تمرین به خانه بروند و زمان بیشتری کنار خانواده باشند تا فشار روحی کمتری را متحمل شوند. این هم بخشی از مدیریت اردوست؛ چیزی که در جداول تاکتیکی دیده نمیشود اما روی عملکرد تیم ملی ایران تأثیر بسزایی دارد.

یک مصدومیت و تصویری از همدلی
اتفاق تلخ تمرین روز سوم و آسیبدیدگی روزبه چشمی از یک طرف و تصاویری که پس از آن منتشر شد از طرفی دیگر که شاید بیشتر از خود حادثه مورد توجه قرار گرفت.
واکنش صادقانه بازیکنان، جمع شدن دور روزبه، همراهی، دلداری او ، فضایی که نشان میداد برخلاف بعضی روایتهای مغرضانه، ارتباط بین اعضای تیم فاصلهدار و سرد نیست.
سرمربی در جستجوی ترکیب اول
درنهایت، شاید مهمترین تصویری که از سه روز اول اردو در ذهنمان باقی مانده، نه یک تمرین خاص باشد و نه یک حرکت تاکتیکی و نه یک تذکر سفت و سخت به شاگرد قدیمی، بلکه تصویر یک سرمربی است که با تمام دغدغههایش، وسط زمین ایستاده، کمتر حرف میزند، بیشتر نگاه میکند و سعی دارد از بین دهها سؤال بیپاسخ، به پاسخ مهمترین سؤال برسد که همان ترکیب و آرایش تیم در دیدار اول مقابل نیوزلند است.

عبور از هفتخوان تا نیمکت تیم ملی
او برای ایستادن در این نقطه، هفتخوان رستم را پشت سر گذاشته و تاوان زیادی پرداخته است تا تیم ملی کشورش را در بزرگترین کارناوال ورزشی دنیا هدایت کند، فارغ از اینکه روزگار برای او چه خواب آشفتهای دیده بود.
درحالیکه تمام سرمربیان ۴۷ تیم دنیا تمام تمرکزشان معطوف مشکلات فنیاست، او هنوز درخصوص برآورده شدن بدیهی ترین انتظاراتش اطمینان ندارد، و این در حالی است که امیر قلعهنویی نسبت به این شرایط قمر در عقرب هرگز لب به اعتراض وا نکرده و به عبارتی هیچ ضعفی از خود نشان نداده تا مبادا شاگردانش با دیدن او خود را ببازند.

شاید یکی از دلایل حساسیت نسبت به این بخش، تجربه سالهای گذشته و اهمیت جلوگیری از آسیبدیدگی باشد؛ موضوعی که در اردوهای منتهی به تورنمنتهای بزرگ، میتواند همه برنامهها را تغییر دهد.همچنانکه دیدیم تنها پس از سه روز تمرین در آنتالیا به احتمال زیاد روزبه چشمی را با تمام تجربیاتش از دست دادیم.
کیاوش عزیزی
عکسها: محسن داودی