
به گزارش ورزش سه، وقتی سوت پایان در سوفای استادیوم به صدا درآمد، تیبو کورتوا همچنان همان ستارهای بود که سالهاست نامش در فهرست بهترین گلرهای دنیا دیده میشود. اما مردی که دربارهاش حرف میزدند، آن سوی زمین ایستاده بود، با موهای افشان، پیراهن آبی تیم ملی بر تن و دستهایی که یک بار دیگر، مسیر مسابقه را عوض کرده بودند.
چند دقیقه بعد، سامان قدوس سراغش رفت و پیراهنش را خواست و سریع ان را بر تن کرد. یک سرقت سریع که احتمالا برای سامان سود مالی قابل توجهی به همراه داشته باشد. چرا که بعدها بارها این مسابقه را مرور خواهند کرد.
* اگر فوتبال فقط نود دقیقه بود، نمایش بیرانوند مقابل بلژیک هم فقط یک شب درخشان دیگر به حساب میآمد.اما جام جهانی، حافظه فوتبال است. جایی که بعضی تصاویر، از خود نتیجه هم ماندگارتر میشوند: شیرجه احمدرضا عابدزاده مقابل آمریکا یا مهار پنالتی کریستیانو رونالدو توسط بیرانوند جوان.

و حالا لسآنجلس، شهر ایرانیان مهاجر:
بعد از بازی اول، بخشی از سکوها علیه او شعار دادند.در فضای مجازی، شوخیها پشت سر هم ساخته میشد. «تنگه» تبدیل به کلیدواژهای شده بود که هر کسی نسخه خودش را از آن مینوشت. ایران استعداد عجیبی در ساختن قهرمان و فرو ریختنش دارد: گاهی فاصله این دو، فقط چند روز است.
بیرانوند اما وارد این بازی نشد.نه گلایه کرد.نه پاسخ داد.نه استوری گذاشت.جوابش را برای بلژیک نگه داشت.
هر مسابقهای یک ستاره دارد.بازی ایران و بلژیک، یک نجاتدهنده داشت.بیرانوند آن شب فقط توپ نمیگرفت زمان میخرید.هر واکنشش، چند دقیقه به رؤیای ایران اضافه میکرد.هر شیرجه، ضربان قلب میلیونها نفر را پایین میآورد و با هر خروج موفق، حملهای را نیمهکاره میگذاشت.
*برای بیرانوند، این مسابقه یک داستان شخصی هم بود.شش سال پیش، با امید فتح فوتبال اروپا راهی آنتورپ شد.انتقالی که قرار بود سکوی پرتاب باشد.
نشد.فرصت کم، نیمکت، جدایی و بازگشت.یکی از معدود فصلهایی که فوتبال روی خوشش را به او نشان نداد، در بلژیک رقم خورد.
فوتبال اما حافظه عجیبی دارد.گاهی سالها صبر میکند تا یک صحنه را بازنویسی کند.این بار دوباره روبهروی بلژیکیها ایستاد؛ نه با پیراهن آنتورپ، بلکه با لباس تیم ملی ایران.دیروز مهاجمان بلژیک خیلی زود فهمیدند که قرار نیست شب آسانی داشته باشند. آنها تلاششان را کردند، اما نتوانستند.

*جام جهانی، بیرحمترین معیار فوتبال است.اینجا کسی به گذشته رحم نمیکند.تعداد گلهای ملی، قهرمانیهای لیگ، محبوبیت و افتخارات باشگاهی، همه پشت در میمانند.هر چهار سال، همه چیز از صفر شروع میشود.برای همین ممکن است بزرگترین فوتبالیست تاریخ یک کشور، بهترین بازیکن تاریخ آن کشور در جام جهانی نباشد.
دقیقاً از همینجا، پرونده بیرانوندبه حالت ویژه تغییر میکند.
اگر بحث، بهترین فوتبالیست تاریخ ایران باشد، نامهای زیادی روی میز میآید: پرویز قلیچخانی، علی پروین، ناصر حجازی، خداداد عزیزی، علی دایی، احمدرضا عابدزاده، مهدی مهدویکیا، علی کریمی، کریم باقری و حالا مهدی طارمی.
اما سؤال چیز دیگری است: بهترین بازیکن ایران در ادوار جامهای جهانی؟
تعداد گزینهها ناگهان کم میشود.خیلی کم. عابدزاده فقط دو مسابقه در جام جهانی انجام داد، اما همان شیرجه مقابل آمریکا برای جاودانه شدن کافی بود.
دایی و مهدویکیا، قربانی بزرگ ناکامی ایران در راه جام جهانی ۲۰۰۲ شدند؛ همان سالهایی که شاید بهترین نسخه فوتبالی خودشان را ارائه میکردند و میتوانستند کارنامه جهانیشان را کاملتر کنند. در این بین مهدی طارمی هنوز فرصت دارد این پرونده را تغییر دهد.
*و بیرانوند؟
او حالا در سه جام جهانی، سه روایت متفاوت ساخته است.
پنالتی رونالدو، که هنوز معروفترین مهار تاریخ فوتبال ایران است.
بازگشت از آن برخورد تلخ برابر انگلیس، وقتی خیلیها تصور میکردند جام جهانیاش تمام شده است.و حالا نمایشی مقابل بلژیک که اگر ایران از گروهش صعود کند، احتمالاً سالها در کنار همان پنالتی رونالدو از آن یاد خواهد شد.

این دیگر تصادف نیست.این امضاست.شاید مهمترین ویژگی بیرانوند، واکنشهایش نباشد.شخصیتش باشد.در جام جهانی، بعضی بازیکنان کوچکتر از اندازه واقعیشان میشوند.بعضیها هم انگار تازه خود واقعیشان را پیدا میکنند و بیرانوند از دسته دوم است: انگار هرچه مسابقه بزرگتر، او آرامتر به نظر میرسد و هرچه فشار بیشتر در تصمیمهایش ثابتقدمتر میشود.
*وقتی بازی تمام شد، کورتوا کلینشیت کرده بود و بیرانوند هم .اما تفاوت اینجا بود که از کورتوا انتظار چنین شبی میرفت اما از بیرانوند، بعد از تمام آن حاشیههای چند روز گذشته، نه. در پایان نو دقیقه اما شاید همان کسی که چند روز قبل با کلیدواژه «تنگه» برایش لطیفه میساخت، این بار با هر شیرجه، بیاختیار زیر لب گفته باشد: «ماشاءالله.»
این خاصیت فوتبال است.نه حافظهاش همیشه بلندمدت است، نه قضاوتش همیشه منصفانه.اما گاهی، فقط گاهی، حقیقت راهش را باز میکند.
هشت سال پیش، دست راستش پنالتی رونالدو را گرفت.امشب، هر دو دستش بلژیک را متوقف کردند.
تاریخ حضورهای ایران در جام جهانی را که ورق بزنید، هر چند صفحه یکبار دوباره به همان نام میرسید: علیرضا بیرانوند.
و شاید همین تکرار، از هر استدلالی قانعکنندهتر باشد؛ شاید هنوز برای صدور حکم نهایی زود باشد، اما اگر قرار باشد امروز فقط یک پرونده را روی میز بگذاریم و از بزرگترین بازیکن تاریخ ایران در جامهای جهانی حرف بزنیم، بعید است پوشهای قطورتر از پرونده مردی پیدا شود که هر چهار سال، تاریخ را با دستکشهایش ورق میزند.