
به گزارش ورزش سه، روزنامه اشپیگل به عنوان یکی از مهمترین رسانههای آلمان امروز یادداشتی درباره باخت اول یورگن کلوپ به عنوان سرمربی تیم ملی آلمان منتشر کرده است که اینطور شروع میشود: فوتبال در نهایت بازی نتایج است و اگر کارنامه دو بازی اول مانشافت زیر نظر یورگن کلوپ را روی میز بگذاریم، تصویر پیشرو کاملاً ناامیدکننده است: فقط یک امتیاز و یک گل زده از دو مسابقه، و رویایی به نام صدرنشینی در گروه لیگ ملتها که خیلی زود دود شد و به هوا رفت.
اما فارغ از نتایج، سبک بازی آلمان کوچکترین شباهتی به «فوتبال کلوپی» نداشت. این نبرد سرد و بیرمق مقابل یونانی که باکیفیت بود اما قطعاً مهارنشدنی نبود، به یکی از مسابقات اواخر دوران یوآخیم لوو، ماههای پایانی هانسی فلیک یا روزهای پرنوسان یولیان ناگلزمان شباهت داشت نه آنچه ما از تیم کلوپ انتظار داشتیم.

فرصتسوزیهای سریالی در خط حمله و شکنندگی مفرط در فاز دفاعی، گویی حالا دیگر به دیانای فوتبال ملی آلمان پیوند خورده و با آمدن کلوپ هم هیچ تغییری نکرده است.
ایده کلوپ برای دعوت از دو تیم کاملاً مجزا و اعلام فهرستی ۴۳ نفره برای این پنجره ملی، به عنوان یک نبوغ تاکتیکی و ساختارشکنی خلاقانه تحسین شد، اما حالا نیمه تاریک این تصمیم خودش را نشان داده است. تیمی که به میدان رفت هماهنگی نداشت و عجیبتر اینکه پیش از دو دوئل سرنوشتساز روز پنجشنبه مقابل صربستان در مونیخ و یکشنبه در خاک یونان، اسکواد به کلی زیر و رو میشود و با ورود گروه دوم بازیکنان، تیم باید همهچیز را از نقطه صفر آغاز کند.
کلوپ خطر ناکامی در نتیجهگیری را با چشمان باز پذیرفت و میدانست دارد چه ریسکی میمکند. این روزها برای او حکم حضور در یک برنامه استعدادیابی و تست بازیگری تلویزیونی را دارد تا چیدن ترکیب ایدهآل برای بردن مسابقات. در چنین آزمونی، عده زیادی خط میخورند و از ۴۳ بازیکنی که کلوپ در این روزها استعدادشان را به چشم هواداران آلمانی فرو کرده، احتمالاً در اردوی نوامبر خیلیهایشان را دیگر هرگز در پیراهن سفید تیم ملی نخواهیم دید.

دعوت از یک گردان بازیکن کار جدیدی بود، اما واقعیت این است که بیدردسرترین راه هم همین بود. کار واقعی، یعنی چکشکاری و ساختن اسکلت اصلی یک تیم مدعی، تازه از اینجا شروع میشود. از این پس دیگر تماسهای تلفنی کلوپ با ستارهها فقط با خنده و شوخی همراه نخواهد بود و رفتار پدرانه جای خود را به بیرحمی حرفهای خواهد داد؛ جایی که کلوپ مثل مسابقات تلویزیونی باید به خیلیها بگوید راهت به پایان رسیده است. به زبان ساده، ما هنوز روی واقعی یورگن کلوپ را ندیدهایم.
کلوپ مدام تکرار میکند تیم در حال سپری کردن یک فرایند است و فرایندها زمان میبرند. او از این مسابقات تنها برای شناخت نفرات استفاده کرد؛ نشانهای آشکار از اینکه لیگ ملتهای اروپا پشیزی برای او ارزش ندارد. با این حال، تاوان این بیتفاوتی، ریختن آب سرد روی آتش اشتیاق ملتی بود که انتظار داشتند منجی جدیدشان بلافاصله معجزه کند. تب داغ کلوپ اولین ترک جدی خود را برداشت.

کلوپ به زمان احتیاج دارد و برگ برنده بزرگش این است که مدیران فدراسیون فوتبال آلمان این زمان را به او دادهاند. فدراسیون سرنوشت خود را تمام و کمال به دست کلوپ سپرده و فعلاً به او فشار نخواهد آورد، زیرا نبردهای واقعی در بهار سال آینده و با شروع مقدماتی یورو آغاز میشود. اگر تیم او در آن زمان پیروز شود، همه شجاعت کلوپ در سپتامبر را میستایند و اگر شکست بخورد، انگشت اتهام بالا میرود که او با این کارها چه هدفی را دنبال میکرد.
کلوپ یک دوره تنفس و مصونیت دارد، اما نباید دل به ابدی بودن آن ببندد. در فوتبال آلمان، عشق جنونآمیز رسانهها و هواداران خیلی زود به خشم تبدیل میشود؛ به خصوص در قبال چهرههای محبوبی که با اولین لغزشها، بیرحمانهتر سلاخی میشوند. اینکه این آزمون بزرگِ ۴۳ نفره آغاز یک عصر طلایی است یا اتلاف وقت محض، سال آینده مشخص خواهد شد؛ همهچیز به این بستگی دارد که یورگن با خروجیهای این غربال بزرگ چه تیمی خواهد ساخت.