
به گزارش "ورزش سه" و به نقل از سایت هفتیک، فوتبالیستهایی با خلقوخوی متفاوت، معمولا نیرویی جذبکننده دارند. هواداران، جاذبه آنها که مانند ستارههای راک یا تصویر یک نابغه دیوانه است، تحسین میکنند. این فوتبالیستها با شمشیر زندگی میکنند و میمیرند، و غالبا وقتی از فوتبال خداحافظی میکنند، زندگی آنها به مسیر دردناک و غمانگیزی ختم میشود. با این وجود، دههها بعد، هواداران هنوز هم دوران حرفهای آنها را گرامی داشته و با شوق، یک لمس توپ استادانه یا لحظهای از درخشش آنها را به یاد میآورند.
اما هواداران هندی مجبور بودند برای تماشای اولین فوتبالیست واقعا غیرمتعارف تا دهه 1980 منتظر بمانند؛ بازیکنی که از سواحل دوردست ایران آمده بود. این بازیکن ایرانی، مجید "باسکار"، شیوهای از فوتبالِ بسیار جذاب و سرگرم کننده را با خود به هند برد که پیش از آن هرگز دیده نشده بود. این فوتبالیست نابغه، انسانی بسیار شکننده بود؛ ویژگی که او را جذابتر میکرد. او به همراه هموطنش، جمشید نصیری در دهه 1980، خط حمله مخوفی را تشکیل دادند. این اولین و یکی از موفقترین زوجهای خارجی در تاریخ فوتبال هند بود.
مجید بشکار (نام خانوادگی او در هند به اشتباه باسکار تلفظ میشد) با سابقه حضور در تیم ایران در جام جهانی 78 به همراه حمشید نصیری ملی پوش تیمهای پایه برای تحصیلات عالی به هند سفر کردند – اما سرنوشت نقشه متفاوتی برای آنها داشت و سرانجام آنها را به سمت باشگاهی در سواحل رودخانه گنگ در کلکته سوق داد.
*از دانشگاه تا بنگال شرقی
بنگال شرقی بیشتر سالهای طلایی خود را در دهه 1970 سپری کرده بود. در نیمه اول دهه، قرمز و طلاییپوشان به لطف جذب بازیکنانی چون پالتو داس و جیبان چاکرابورتی واقعا توقفناپذیر بودند. در سال 1976 و پس از انتخابات باشگاه، تغییراتی در هیئت مدیره ایجاد شد و روند موفقیت این تیم متوقف شد. ماهون باگان که بین سالهای 1970 و 1976 تحتالشعاع قرار گرفته بود، به لطف مهارت بازیکن تاثیرگذارش چاندراماداب روی و تیزهوشی تاکتیکی پی کی بانرجی به جاده موفقیت برگشت. در نیمه دوم دهه 1970 بنگال شرقی نتوانست موفقیتهایش را تکرار کند و با شروع دهه جدید اوضاع حتی وخیمتر هم شد. باگان از پیش تیم بهتری داشت و اوضاع وقتی ناامیدکننده شد که با اوجگیری باشگاه محمدان، بنگال شرقی یک رقیب تازه را پیش رو میدید.

شاید بسیاری در ایران نام مجید بشکار را نشنیده باشند اما او در هند یک اسطوره تمام عیار است
محمدان اس سی در دهه 1930 روزهای درخشان بیسابقهای را پشت سر گذاشته بود اما از آن زمان به بعد، ستاره بخت آنها رو به افول گذاشت. با شروع دهه 1980، محمدان در صدد تغییر این روند بود و به لطف سرمایهگذاریهای سنگین تیمی پر ستاره را شکل دادند. سیاه و سفیدها، باشگاه بنگال شرقی را غارت کرده و به بهترین بازیکنان آنها، پیشنهاد مالی دو برابر دادند تا روند جدایی پرتعداد بازیکنان این تیم آغاز شود.
در یکی از بزرگترین غارتهای نقل و انتقالاتی تاریخ فوتبال هند، محمدان موفق به جذب باسکار گانگلی (Bhaskar Ganguly)، چینموی چاتاریجی (Chinmoy Chatterjee)، رامن باتاچاریا (Ramen Bhattacharya)، الوکه مُخِرجی (Aloke Mukherjee)، پراسانتا بانرجی (Prasanta Banerjee)، سوراجیت سِنگوپتا (Surajit Sengupta)، دباشیش روی (Debashish Roy) و سابیر علی (Sabbir Ali) شد. در حالیکه موهون باگان و محمدان همه بازیکنان خوب هند را به خدمت گرفته بودند، مدیران بنگال شرقی دریافتند که تنها راه نجات در جذب بازیکنان خارجی با کیفیت است.
در همین مقطع، مجید بشکار و جمشید نصیری در ژوئن سال 1979 به جبل پور رسیده بودند. با توجه به سابقه خوب فوتبالی، آنها توصیهنامههایی را برای حضور در دانشگاه الیگاره دریافت کردند. محمود خباسی، فوتبالیست ایرانی نیز پیش از این در آلیگار تحصیل میکرد و این اتفاق آنها را برای حضور در این دانشگاه بیشتر ترغیب کرد. در همان سال دانشگاه آلیگار میزبان مسابقات قهرمانی دانشگاههای منطقه شمال بود و با حضور سه ایرانی در ترکیبشان، تیم آنها توقفناپذیر بود. کاپادیا مربی تیم دانشگاه دهلی بود و ایرانیها چشم او را گرفتند. تماشای سه بازیکن خارجی که یکی از آنها تجربه حضور در جام جهانی نیز داشت، جمعیت زیادی را به نخستین جلسه تمرینی با حضور مجید، جمشید و خباسی، کشاند. حضور این تازه واردان برای آرام کردن روحیه خراب هواداران وفادار به بنگال شرقی کافی بود. آنها پیش از این بازیکنان کهنه کاری مانند سودیر کارماکار و محمد حبیب را در اختیار داشته و مانورانجان باتاچاریا نیز در خط دفاع به میدان میرفت. پیکی بانرجی نیز سرمربی آنها بود. حالا بنگال شرقی شانس رقابت برای قهرمانی داشت؛ هرچند ترکیبی به خوبی محمدان یا موهون باگان در اختیار نداشت.
این سه نفر زمان زیادی برای عادت کردن به "کلکته میدان" (توضیح مترجم: Kolkata maidan بزرگترین پارک کلکته که زمینهای ورزشی متعددی در آن قرار دارد) نداشتند. مسابقات جام فدراسیون سال 1980 تقریبا در حال آغاز شدن بود. انتظاری از بنگال شرقی وجود نداشت؛ در حالیکه سایر تیمهای بزرگ کلکته به عنوان مدعیان کسب قهرمانی شناخته میشدند. در نهایت، جام فدراسیون 1980 به عنوان تورنمنتی که مجید بشکار و جمشید نصیری فوتبال هند را به تسخیر خودشان درآوردند، در تاریخ ثبت شد.

مجید بشکار در یکی از اولین دیدارها با پیراهن بنگال شرقی
*اولین قهرمانی
شانزده تیم در جام فدراسیون شرکت کرده و در چهار گروه تقسیم شدند که صدرنشینهای هر گروه به مرحله نیمه نهایی راه مییافتند. بنگال شرقی با هال اس سی، مافاتلال میلز و اس سی دمپو همگروه بود. مجید و جمشید در اولین بازی خود در جریان برتری 0-2 برابر هال موفق به گلزنی شده و نشان دادند که خیلی زود تاثیرگذار شدند. این روند در بازی دوم مقابل مافاتلال ادامه یافت. آنها دوباره 0-2 پیروز شده و هر دو بازیکن نام خود را در تابلوی گلزنان این دیدار به ثبت رساندند. در آخرین دیدار، بنگال شرقی با نتیجه 0-3 دمپو را در هم کوبید و صدرنشینی خود را تثبیت کرد. تاپان داس در این مسابقه اولین گل را به نام خود ثبت کرد، در ادامه جمشید با پاسِ "تو در" مجید، گل دوم را به ثمر رساند. اما ماموریت مجید تمام نشده بود و او با زدن گل سوم، کارش به عنوان بهترین بازیکن بازی را تکمیل کرد.
در مرحله نیمه نهایی، بنگال شرقی با پلیس پنجاب که تیمی قلدر و فیزیکی بود بازی داشت. این تیم،هدایت خط حمله را به مهاجم خشنی به نام مانجیت سینگ (Manjit Singh) سپرده بود. گرچه انتظار میرفت که این بازی نزدیک باشد، اما کار در همان 30 دقیقه اول عملا تمام شد؛ عملکرد درخشان مجید باعث شد که بنگال شرقی با نتیجه 0-3 پیش بیفتد. مانجیت سینگ که ناامید شده بود، در نهایت کارت قرمز دریافت کرد. نووی کاپادیا صحبتهای سینگ درباره مجید در آن مسابقه را به یاد میآورد:" من هرگز چنین فوتبالیستی ندیده بودم." این دیدار با نتیجه 1-4 به پایان رسید و بنگال شرقی باید در دیدار فینال به مصاف موهون باگان میرفت.
فینال یک دربی بود و بسیاری مشتاقانه منتظر آن دیدار بودند، زیرا برای اولین بار قرار بود فینال جام فدراسیون در کلکته برگزار شود. موهون باگان با مربیگری آرون گوش (Arun Ghosh) تیمی رویایی را در اختیار داشت .
اگرچه بنگال شرقی شانس کمتری برای پیروزی داشت اما آنها در انتظار آغاز بازی بودند. P.K. تاکتیکی استادانه به کار برده و مجید را کمی عقبتر قرار داده و از جمشید به عنوان تک مهاجم استفاده کرد- به این ترتیب میانه میدان حریف را شلوغ کرد. بنگال شرقی با پاس جمشید و ضربه حبیب پیش افتاد، اما موهون با ضربه از راه دور میهیر بوس به گل تساوی دست یافت. در آن رقابتها وقت اضافه وجود نداشت. بنابراین، تساوی 1-1 به منزله رسیدن جام به هر دو تیم بزرگ کلکته بود.
کمتر کسی از هواداران قرمز و طلاییپوشان پیشبینی میکرد تیمی که تازه چند روز قبل تمریناتش را آغاز کرده بود، موفق به کسب قهرمانی در جام فدراسیون شود. کاپادیا این تیم را ضعیفترین تیم تاریخ بنگال شرقی میداند که در جام فدراسیون قهرمان شده است. او مینویسد: "این پیروزی ادای احترام نهایی به مهارتهای انگیزشی و قدرت مربیگری پیکی و همچنین نبوغ مجید بود." طرفداران بنگال شرقی قهرمانان جدیدی پیدا کرده بودند.

شادی جمشید نصیری بعد از گلزنی مقابل موهون باگان
*جام دوم زوج ایرانی
ماموریت بزرگ بعدی زوج ایران در ماه دسامبر رقم خورد؛ وقتی آنها برای شرکت در مسابقات راورز کاپ به بمبئی سفر کردند.
زوج مجید- جمشید پس از شکست دادن باشگاه آریان در مرحله یک چهارم نهایی، به دنبال شروع مجدد رقابت نوپایشان با مدافعان موهون باگان بودند. در اولین رویارویی در این مسابقات، موهون باگان پیش از نیمه اول به برتری 0-2 دست یافت. در طول وقت استراحت، مجید به همتیمیهای ناامیدش روحیه داد و آنها در نیمه دوم عملکردی درخشان ارائه دادند. مجید که در نیمه اول توسط مدافعان باگان محاصره شده بود، در نیمه دوم نمایش درخشانی داشت و پاس دقیقی برای هارجیندر سینگ ارسال کرد. حالا نتیجه 1-2 بود. چند دقیقه بعد و با همکاری با جمشید، او بار دیگر از قدرت تمامکنندگی مرگبارش بهره برد و باز هم موفق به گلزنی شد.
در دیدار برگشت، باز هم موهون باگان بود که پیش افتاد اما این دیدار پرهیجان با نتیجه 2-3 به سود بنگال شرقی به پایان رسید. فینال، دیداری انتقامیای بود، زیرا آنها باید مقابل محمدان به میدان میرفتند؛ همان باشگاهی که فصل آنها را با ربودن ستارههایشان خراب کرده بود.
این محمدان بود که در فینال پیش افتاد. با این حال در نیمه دوم بشکار احتمالا مشهورترین گل خود در هند را به ثمر رساند تا نتیجه 1-1 شود. با نزدیک شدن به دقایق پایانی او متوجه شد باسکار گانگولی از دروازه فاصله گرفته و یک والی دیدنی از 30 متری وارد دروازه حریف کرد. گانگولی که احتمالا در آن زمان بهترین دروازهبان آسیا بود، خطر را احساس کرد و تلاش کرد با عقب رفتن، توپ را دفع کند اما تلاش او ثمری نداشت.
درست مانند فینال جام فدراسیون، فینال راورز کاپ نیز با نتیجه تساوی به پایان رسید و هر دو تیم جام را با یکدیگر تقسیم کردند. به لطف رهبری و نبوغ مجید بشکار و قدرت تمامکنندگی و نبوغ جمشید نصیری، تیم متوسط بنگال شرقی موفق به کسب دو جام بزرگ شد.
البته اولین فصل حضور آنها در هند، فصلی بود که زوج مجید- جمشید بیش از همه از آن لذت بردند.

عکسی از مجید بشکار در روزنامههای آن زمان هند
*انتقال به محمدان با یک رکورد
فصل دوم مجید و جمشید در بنگال شرقی آخرین فصل حضور آنها در این باشگاه در کنار هم بود. با ریخت و پاش بنگال شرقی، مجید به اولین بازیکن فوتبال هند تبدیل شد که 100 هزار لیره دستمزد میگیرد اما باشگاه محمدان بار دیگر تصمیم به انجام یک کودتا در بازار نقل و انتقالات گرفت.
جایانتا چودهوری، روزنامهنگار در مقالهای در مورد مجید، توضیح داد که چگونه محمدان این توافق را نهایی کرد. در آن زمان بنگال شرقی برای سکونت بشکار و نصیری، ساختمان ناتاراج، آپارتمانی شیک در کلکته را در نظر گرفته بود. هفت ماه قبل از باز شدن پنجره نقل و انتقالات، بستههای غذاهای مغولی از بهترین رستورانهای کلکته برای این زوج ارسال میشد. در ابتدا، آنها فکر میکردند اینها نشانههای عشق و تعصب هواداران قرمز و طلاییپوشان است. بستههای غذایی در ادامه تبدیل به پیراهن، شلوار و کفش و هدایای گران قیمت شدند. سرانجام، یکی از بستهها حاوی یک یادداشت کوتاه با پیشنهاد بازی برای محمدان بود. چودهوری روزی که آنها رسما با محمدان قرارداد امضا کردند، به یاد میآورد. آنها را به همراه تعداد زیادی از هواداران و تحت حمایت نیروهای امنیتی مسلح به دفتر IFA بردند. پس از عقد قرارداد، جشنهای بزرگی در محل باشگاه محمدان برگزار شد.
اولین فصل حضور این زوج ایران در محمدان خاطرهانگیز نبود، زیرا آنها نتوانستند از عنوان قهرمانی خود در لیگ کلکته دفاع کنند. محمدان هم در فینال جامIFA و هم راورزکاپ مغلوب شد.امادر سال 1983 محمدان تیم بسیار قدرتمندی در اختیار داشت؛ سید نعیمالدین برای دومین فصل متوالی مربی تیم بود و مصمم بود تا ناکامیهای فصل قبل را جبران کند. تلاش آنها در نهایت منجر به قهرمانی در جام فدراسیون آن سال شد.
دربازی رفت این مسابقات فینال بین موهان باگان و محمدان با تساوی 0-0 به پایان رسید و این بدان معنی بود که باید دیداری مجدد برگزار شود. فینال تکراری شاید بهترین دقایق بازی مجید بشکار و جمشید نصیری با پیراهن سیاه و سفید محمدان بود. مجید درخشش گذشته را تکرار کرده و خط میانی حریف را آزار داد. همچنین مدافعان باگان دقایق دشواری را برای مقابله با حملههای مجید و قدرت هوایی جمشید سپری کردند. محمدان مانند یک ماشین روغن کاری شده بازی کرد و با شایستگی با نتیجه 0-2 برنده شد. مجید یک گل زد و یک پاس گل دیگر نیز برای جمشید ارسال کرد. در نهایت حضور بازیکنان جدید برای آنها ثمربخش شد و محمدان اولین عنوان قهرمانی جام فدراسیون را بهدست آورد.
محمدان و نعیم در سال 1984 موفقیت بزرگتری را کسب کرده و توانستند فاتح سه جام شوند. آنها با موفقیت از قهرمانیشان در جام حذفی دفاع کردند و در فینال به لطف گل انفرادی جمشید، بنگال شرقی را شکست دادند. بعدا در همان سال، آنها اوورز کاپ را نیز به کلکسیون افتخارات شان اضافه کرده و با گلزنی پرادپ تالوکدار (Pradeep Talukdar) در فینال با نتیجه 0-1 مقابل JCT به پیروزی رسیدند.

تکنیک بالای بشکار، باعث محبوبیتِ او در بین هواداران هندی شده بود
*بازگشت نصیری به بنگال شرقی
درخشش جمشید در سال 1984 باعث بازگشت او به بنگال شرقی شد. در آن زمان، او از مسئولان باشگاه خواست تا آخرین فرصت را به مجید بدهند، اما آنها پس از جذب جدیدترین زوج هیجانانگیز فوتبال هند، کریشنائو دِی (Krishanu Dey) و بیکاش پانجی (Bikash Panji )، درخواست او را رد کردند. جمشید همچنان به عنوان گلزن تیم به کارش ادامه داد و با به ثمر رساندن 17 گل، عنوان بهترین گلزن را از آن خود کرد و بنگال شرقی نیز در لیگ کلکته قهرمان شد. او همچنین با گلزنی در وقت اضافیِ بازی فینال، به قرمز و طلاییپوشان در کسب یک قهرمانی دیگر در جام حذفی کمک کرد. او رکورد منحصر بهفرد گلزنی در سه فینال پیاپی جام حذفی فدراسیون را از خود بر جای گذاشت؛ رکوردی که هنوز دست نخورده باقی مانده است.
در سال 1986، جمشید آخرین انتقال بزرگش را تجربه کرد و با مبلغ 250 هزار روپیه به محمدان بازگشت و اینگونه به گران قیمت ترین بازیکن فوتبال هند در آن زمان تبدیل شد. در همان فصل، او زوجی مرگبار را با یک دانشجوی نیجریهای تشکیل داد که مانند او و مجید برای تحصیل به ویشاکاپاتنام آمده بودند. چیما اوکری (Chima Okerie) بازیکن جوان نیجریهای، سرانجام به خطرناکترین مهاجم هند تبدیل و باعث شد روند جذب بازیکن بزرگ آفریقایی در فوتبال هند کلید بخورد. جمشید تا اواخر دهه 1980 به فوتبال بازی کردن ادامه داد، اما در آن زمان دیگر خبری از مجید بشکار نبود.

تقدیر از مجید و جمشید توسط باشگاه بنگال شرقی در سالهای اخیر

تقدیر از مجید بشکار در باشگاه محمدان
*بهترین های تاریخ
چه چیزی باعث شده بود تا همکاری آنها بسیار موفق باشد؟ هر دو ایرانی مهارت بازی با توپ فوق العادهای داشته و با توجه به یادگیری فوتبال در یک سیستم، درک تله پاتی مانندی از یکدیگر داشتند.
همنسلان مجید بشکار، او را بهترین بازیکن خارجی که تاکنون در هند بازی کرده میدانند. صحبتهای سه مدافع بزرگ آن دوران - سودیر کراماکار، سوبارتا باتاچاریا و مانورانجان باتاچاریا را مرور کنید. کارماکار در دوران ورزشی خود ستارههای مشهور آسیایی مانند کونشیجی کاماموتو ژاپنی و اصغر شرفی ایرانی را یارگیری کرده و بشکار را بالاتر از هر دوی آنها میداند. او در مقالهای نوشت:" او یک مهاجم بزرگ با استانداردهای بالا بود؛ با مهارتهایی فوقالعاده، تلهگذاری و سرعت فراوان. پاسهای بلند او معمولا دقیق و ضربات او شگفتانگیز بود."
در حال حاضر مجید بشکار دیگر در کانون توجهات نیست، اما طبق گزارشها او در لیگ های پایین ایران در حرفه مربیگری مشغول به کار است.
در مقابل جمشید حرفهای پربارتر داشت. او تا اواخر دهه 80 و قبل از ورود به عرصه مربیگری، در سطح بالایی فوتبال بازی کرد. او در هند سکنی گزید، همسرش هندی و پسرش بازیکنی آیندهدار است. جمشید در دو دهه گذشته ماموریت مربیگری تیمهای بسیاری را بر عهده داشته است، از محمدان تا نفت هند یا کلکته اف سی در دستههای پایین. او با مربیگری ماهاراشترا در جام سانتوش، بدل به اولین سرمربی خارجی شد که در یک رقابت ملی، یک تیم ایالتی را هدایت کرد. جمشید همچنان به شدت درگیر مربیگری در سطح جوانان است و سانجیف استالین، ستاره ترکیب تیم ملی هند در جام جهانی زیر 17 سال توسط او کشف شد (
زوج مجید-جمشید اولین زوج خارجی موفق در فوتبال هند بود و راه را برای زوجهای بعدی که مسلما به موفقیتهای بیشتری رسیدهاند، هموار کرد.

پوستری از مجید بشکار که هواداران بنگال شرقی روی آن نوشتهاند:" شاید ما را به یاد نیاورید اما ما هرگز شما را فراموش نمیکنیم
آنها نه تنها از نظر فتح عناوین تاثیرگذار بودند، بلکه فرهنگ فوتبال باشگاهی را نیز تغییر دادند. این عملکرد درخشان آنها بود که باشگاهها را به جذب بازیکنان خارجی ترغیب کرد. حتی موهان باگان مجبور شد در اوایل دهه 90 قانون قدیمی خود را برای جذب بازیکنان خارجی تغییر دهد.
ممکن است از نظر آماری زوجهای موفقتری وجود داشته باشد، اما تلاش پیشگامانه و تاثیر فرهنگی آنها، اینکه آنها دوستان واقعی بودند و ماجرای درخشان و زودگذر ظهور و سقوط آنها، مجید بشکار و جمشید نصیری را تبدیل به زوجی بینظیر در تاریخ فوتبال هند میکند.
سومنات سنگوپتا-گلدن تایمز