کد خبر: 1731207/1 زمان: 11:31   1399/10/24 بازدید: 237,077

مارادونا و بیرانوند در مصاحبه خواندنی با ژان ماری فاف

گلر افسانه‌ای بلژیک: به این ایرانی افتخار می‌کنم

مرگ مارادونا بزرگ‌ترین شوک زندگی من نبود. او سبک زندگی‌ای را انتخاب کرده بود که نمی توانست تا ابد ادامه داشته باشد. بدنش به شدت آسیب دیده بود.

به گزارش "ورزش سه"، بدون شک در دنیای فوتبال بازیکنان بزرگ زیادی حضور داشته اند؛ ستاره هایی که نام ها‌شان و بازی های مثال زدنی شان همواره در ذهن ما ماندگار شده است. ستاره هایی چون پله، اوزه بیو، جرج بست، جف هرست، بابی چارلتون، ژان تیگانا، میشل پلاتینی، کارلوس والدراما، کافو، به‌به‌تو ، پائولو مالدینی و ....... هر گاه به بازیکنان مطرح جهان در قرن بیستم می اندیشید،  اسامی فراوان و خاطرات زیادی در ذهن‌تان زنده می شود اما اصولا تعداد معدودی از دروازه بانان جهان نامشان جاودانه می‌شود. اگر هر کدام از طرفداران فوتبال در جهان سوال شود که موفق ترین دروازه‌بانان قرن گذشته چه کسانی هستند تنها چند نام بزرگ در ذهن ها نقش می بنند : لِو یاشین، رینات داسایف، گوردون بنکس، تونی شوماخر، دینو زوف ، کلودیو تافارل و ژان ماری فاف.


ژان ماری فاف دروازه‌بان شهیر بلژیکی و ستاره درخشان باشگاه بایرن مونیخ در دهه ۸۰ میلادی است. او فوتبال خودش را از باشگاه جوانان بورن آغاز کرد و از همانجا راهی تیم ملی بلژیک شد . بازی های درخشان او در جام ملت‌های اروپا  ۸۰ و ۸۴ و جام های جهانی ۱۹۸۲ و ۸۶ همواره در یادها باقی خواهد ماند. امروز به دیدار این دروازه بان افسانه ای رفتیم . تا گپ و گفتی دوستانه با او داشته باشیم و با او آن خاطرات شیرین را مرور کنیم:

 

*سلام بر ژان عزیز . بی‌نهایت سپاس گزارم از اینکه این زمان را در اختیار ما قرار دادید . شما در ایران هواداران زیادی دارید. اکنون کجا هستید و چه می‌کنید؟ و برنامه شما برای آینده چیست؟
مهم ترین و باارزش ترین مساله در زندگی برای من خانواده است . خانواده همواره برای من مهم‌ترین اولویت در زندگی است . من همواره مرد خانواده بوده ام . فوتبال هرگز اولویت اصلی من نبوده است. اما داخل زمین همواره سعی کرده‌ام شماره یک و بهترین باشم. پس از بازنشستگی علاقه داشتم در دنیای بازاریابی و تبلیغات فعالیت کنم. من روی پروژه های متنوعی در زندگی ام کار کرده ام اما اکنون با کارآفرین مشهور بلژیکی گرگوری وردونک در شرکت Expo Sport Media مشغول به کار هستم. ما از تبلیغات تصویری برای حمایت از باشگاه‌ها و اتحادیه‌های فوتبال استفاده و با آنها همکاری می کنیم. آنها می توانند از طریق سیستم ایجاد شده توسط ما، درآمد باشگاه را بالا ببرند. ما همچنین در حال ایجاد یک اپلیکیشن هستیم که باشگاهها، اعضا ، هواداران و اسپانسرها را به هم نزدیک میکند . ما به کمک این اپ خاص به باشگاه های سراسر دنیا کمک میکنیم تا درآمد بیشتری را از طریق اسپانسرینگ جذب کنند . بنابراین باشگاه ها و فدراسیون های فوتبالی که به دنبال اسپانسر هستند ، می توانند به ما در Expo Sport Media  ملحق شوند . البته ما از کارکردن با کمپانی های بزرگ و متوسط همواره استقبال میکنیم . 


 
* پس از بازنشستگی به عنوان بازیکن ، در دوره کوتاهی به مربیگری پرداختید . شما به چه مدت در دنیای فوتبال به عنوان سرمربی فعالیت کردید ؟ چه شد دیگر ادامه ندادید ؟
راستش را بخواهی َ من هرگز دلم نمی خواست مربیگری کنم . اما به خاطر دوستم که اهل Zottegen  بلژیک بود این مسهولیت را پذیرفتم . کار من آموزش دادن بازیکنان جوان ۱۸-۱۹ ساله باشگاه اوستنده بود ، تا بهتر و بهتر شوند . آنها در آ« زمان به خوبی بازیکنان اف.سی .بروژ و اندرلشت نبودند . زمان بیشتری لازم داشتم تا به انها اموزش لازم را بدهم اما هرگز این فرصت را نداشتم. هدف من هرگز این نبود که یک مربی یا سرمربی شوم . اگر خودم انتخاب کنم ترجیح میدهم یک مدیر ورزشی باشم . مدیریت ، برنامه ریزی و کمک به دیگران تا به توانایی های خود ایمان داشته باشند .

 

 

* بدون شک شما یکی از برترین دروازه بانان تاریخ جام های جهانی هستید . اکثر فوتبال دوستان ایرانی  ( متولد پیش از دهه ۷۰ شمسی ) شناخت خوبی از شما دارند . شما در دو جام ملت های اروپا و همچنین دو جام جهانی ۸۲و ۸۶ درخشیدید ، از آن دوران بیشتر برایمان بگویید . از دوران طلایی تان با تیم ملی بلژیک .
بله،  من در ۲۴ می ۱۹۷۶ ، برای اولین بار به عنوان دروازه بان درون دروازه تیم ملی کشورم قرار گرفتم . قبل از آن تیم ملی بلژیک به نتایج بدی گرفته بود ، و در آن زمان من از تیم Beveren به تیم ملی دعوت شدم .آن سال ما در مرحله مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین در مرحله اول توسط هلند حذف شدیم . حقیقتا به عنوان یک تیم نمی خواستیم بیش از آن شرمنده مردم و سرافکنده باشیم .  در ادامه بازی های خوبی را ارائه دادیم و با تلاش تیمی موفق شدیم به جام ملت های ۱۹۸۰ صعود کنیم . 


ما در اولین مسابقه در مقابل انگلستان به میدان رفتیم ، و یک – یک به تساوی دست یافتیم . رسانه ها و مطبوعات پیش از شروع جام اعتقاد داشتند ما هرگز به دور بعدی صعود نخواهیم کرد . در بازی دوم در مسابقه ای به شدت دشوار به مصاف اسپانیا رفتیم و پیروز شدیم . در آخرین مسابقه در مقابل یکی از بهترین تیم های تاریخ ایتالیا قرار گرفتیم ( تیمی که دو سال بعد قهرمان جهان شد ) و به تساوی صفر-صفر دست پیدا کردیم و مقتدرانه به مرحله نیمه نهایی جام ملت ها صعود کردیم . متاسفانه در نیمه نهایی در بازی حساس بازی را به آلمان غربی واگذار کردیم و از صعود به فینال مسابقات باز ماندیم . هیچ کس در اروپا انتظار نتایج خوب از بلژیک را نداشت ، پس ما انگیزه لازم برای آینده را به دست آوردیم . بله ، این انگیزه ای شد برای تیم ملی ما که به رشد قابل ملاحظه و پیوسته اش ادامه دهد . 

 


دو سال بعد ، در جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا ، ما به خودمان برای حضور در جام جهانی می بالیدیم . اما واقعا چندان آسان نبود تا در جام جهانی خودی نشان دهیم . ما در گروه بسیار سختی قرار داشتیم . ما باید در بازی افتتاحیه در مقابل قهرمان جهان، آرژانتین بازی می کردیم . تیمی با ستاره های بزرگ و درخشانش و با حضور ستاره جوانش ( مارادونا ) . بازی افتتاحیه در بارسلون برگزار میشد و مارادونا به تازگی با تیم این شهر ( اف.سی .بارسلونا ) قرارداد امضا کرده بود و تقریبا تمامی تماشاگران طرفدار آرژانتین بودند . کل استادیوم به شکل به شدت پرشوری مارادونا را تشویق میکردند و خواستار شکست ما بودند . علی رقم آن شرایط به شدت دشوار و تشویق بی محابای تماشاگران مشتاق ، آنها را یک بر صفر شکست دادیم. در مسابقه بعدی ال سالوادور را با همین نتیجه  شکست دادیم و در آخرین بازی با تساوی در مقابل مجارستان به عنوان قهرمان گروه به دور دوم صعود کردیم  . در جام جهانی ۱۹۸۲ دور دوم مسابقات نیز به صورت گروهی برگزار می شد .  ما با شوروی و لهستان هم گروه بودیم . من از ناحیه شانه ( کتف ) آسیب دیده بودم و نتوانستم تیم را در آن دو بازی همراهی کنم . متاسفانه در مقابل هر دو تیم شکست خوردیم و راهی خانه شدیم . در هنگام بازگشت به بلژیک در فرودگاه Zaventem  از ما مانند قهرمانان استقبال شد . دلیل اصلی آن بازی های درخشان در مرحله گروهی و شکست آرژانتین قهرمان دور قبلی مسابقات بود. 

 

 

*چه قدر جالب پس مردم از عملکرد شما راضی بودند ؟
بله مردم بلژیک از پیروزی در برابر قهرمان جهان در دور قبلی راضی و خشنود بودند . در ادامه راه جام ملت های اروپای ۱۹۸۴ بدون شک یک فاجعه بود . و تیم ما با مشکلات فراوانی رو به رو بود . در اولین مسابقه قاطعانه یوگوسلاوی را شکست دادیم اما بعد با دو باخت پیاپی از دور مسابقات حذف شدیم . پس از آن همه به دنبال جبران این شکست بودیم .

 

* و در ادامه می رسیم به جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک . جایی که همه ما از بازی های درخشان شما و تیم بلژیک خاطرات فراوانی به یاد داریم . بدون شک این جام ، یکی از خاص ترین و به یادماندنی ترین جام های جهانی تاریخ است . از آن جام برایمان بگویید . 
بله . مکزیک در فوتبال کشور خوشنامی است . ما پیش از این مسابقات کمپ تمرینی منظمی در سوییس داشتیم که به امادگی مان در جام جهانی کمک کرد . در آن جام در اولین مسابقه به مصاف مکزیک میزبان رفتیم ، در ورزشگاهی که حدود ۱۲۰،۰۰۰ تماشاگر پر شور مکزیکی تیم ملی کشورشان را به شکلی بی سابقه تشویق می کردند . بازی دشواری بود و ما بازی را واگذار کردیم . اما در مسابقات بعدی گروهی سربلند بودیم عراق را شکست دادیم و با تساوی برابر پاراگوئه به دور دوم صعود کردیم . 

 


سپس در مقابل شوروی با تمام ستارگانش قرار گرفتیم ، و در یک بازی هیجان انگیز ۴ بر ۳ پیروز شدیم . در یک چهارم نهایی به مصاف اسپانیا رفتیم و در ضربات پنالتی این تیم را شکست دادیم تا برای نخستین بار به نیمه نهایی جام جهانی صعود کنیم . در این مرحله باید به مصاف تیم استثنایی آرژانتین می رفتیم . در آن دیدار گل اول و دوم را هر توسط مارادونا به ثمر رسید . در واقع ما در مقابل مارادونا که خود  یک ارتش یک نفره بود بازی کردیم نه در مقابل آرژانتین . آن روز متاسفانه دو ستاره تیم بلژیک Ludo Coeck و Guy Wandersmission  را در اختیار نداشتیم ، بدون شک بدون آن دو ستاره نمیتوانستیم در آن مسابقه حساس پیروز شویم . و در نهایت شکست خوردیم و از حضور در فینال بازماندیم . در راه برگشت تمام طول پرواز تا کشورمان را افسوس خوردیم و بسیار سرخورده بودیم ، چون تا یک قدمی فینال رسیده بودیم . اما از لحظه ای که پا به فرودگاه گذاشتیم چنان جشن و پایکوبی به افتخار ما برگزار شد و چنان مانند قهرمانان ملی از ما تقدیر و ستایش شد که هنوز هم که هنوز است آن را فراموش نمیکنم . 


راستش را بخواهی من کودکی بسیار سختی داشتم و با مشکلات فراوانی روبرو بودم . پدرم را در سن کم از دست دادم ، هشت خواهر و برادر داشتم . ما در روستای بسیار کوچکی زندگی می کردیم . پس از این جام من به عناوین متعددی دست یافتم . از جمله : بهترین دروازه بان جام جهانی ۱۹۸۶ ، جایزه بهترین دروازه بان جهان در سال ۱۹۸۷ و جایزه El Sympatico  . من از کودکی همواره این رویا را در سر داشتم که روزی یک دروازه بان مشهور شوم ، اما هرگز فکر نمیکردم که این رویاها روزی تحقق پیدا کند . در واقع با آن عناوین پاسخ تمام زحمات و تلاش های شبانه روزی ام را گرفتم . من همیشه به خودم ایمان داشتم و هیچ وقت نا امید نشدم . 

 

 

* ژان عزیز ، بی نهایت ممنونم برای توضیحات کاملت . شما در سال ۱۹۸۶ بهترین دروازه بان جهان شدید . شما در دو دوره جام جهانی مقابل دیگو مارادونا بازی کردید . من شنیده ام شما علاوه بر رقابت ، رفاقت دیرینه ای با هم داشته اید . لطفا بیشتر در مورد رقابت و سپس رفاقت با مارادونا بگویید . این رفاقت از کجا شروع شد و چگونه ادامه پیدا کرد ؟ 
مارادونا را برای اولین بار در مسابقه افتتاحیه جام جهانی ۱۹۸۲ملاقات کردم . او در راهروی ورودی  به سمت زمین ایستاده بود و من دوستانه برای او دست تکان دادم . آن سال آرژانتین و بلژیک در یک کمپ تمرین میکردند در آلیکانته. والدین مارادونا در هتل محل اقامت ما در بارسلونا حضور داشتند . بعد از بازی افتتاحیه مارادونا در هتل پیشم آمد و دستکش هایم را به او هدیه دادم و او در مقابل پیراهنش را به من داد . ما چندین بار همدیگر را ملاقات کردیم . پس از آن جام من به بایرن مونیخ رفتم و او در بارسلونا به بازی ادامه داد . در سال ۱۹۸۶ ، ما دوباره با هم ارتباط برقرار کردیم . سال بعد او را در فرانسه در بازی خداحافظی میشل پلاتینی  ملاقات کردم . ما در فرانسه با هم بودیم ، و اوقات بسیار خوبی بود .ما هر روز در پاریس با هم به گشت و گذار پرداختیم. من خاطرات بسیار خوبی از مارادونا دارم . البته مرگ او بزرگ ترین سورپرایز زندگی من نبود . او سبک زندگی را انتخاب کرده بود که نمی توانست تا ابد ادامه داشته باشد . بدنش به شدت آسیب دیده بود . 


چهار سال پیش او را در خانه شخصی اش در دبی ملاقات کردم . او می خواست در مسابقه دوستانه ای در بلژیک بازی کند . ( یک بازی دوستانه به یاد نیمه نهایی ۱۹۸۶ ) اما متاسفانه این بازی به دلیل عدم امکان حضور او به تعویق افتاد . این خیلی نا امید کننده است ، اما من هرگز او را سرزنش نمی کنم . این مسائل در زندگی برخی افراد پیش می آید .من هنوز هم او را به عنوان یک بازیکن بسیار بزرگ و یک شخص بزرگ بسیار تحسین میکنم . او همواره در قلب من جا دارد  برای همیشه . من همیشه آن لحظات خوب و زیبا و خاطراتی را که در کنارش داشتم را گرامی می دارم .

 

 

* ما همه از خبر درگذشت مارادونا شوک و بهت زده شدیم . او سن بالایی نداشت و ۶۰ ساله بود . چگونه وکجا از این خبر مطلع شدید ؟ آیا خاطره خاص دیگری نیز با او داشتید که بخواهید با ما در میان بگذارید ؟
من آنروز از طریق یک پیام روی موبایلم از خبر درگذشت مارادونا مطلع شدم . با خودم فکر کردم غیر ممکن است . مگر می شود؟!! واقعا شوکه کننده بود . در آن زمان نتوانستم خبر رو باور کنم . اما سپس اخبار رسمی در مورد مرگ او پخش شد . من به یاد خاطرات بسیار خوبی که با او داشتم افتادم . او مرد بسیار خوبی بود . او قلب بزرگی داشت . او دقیقا می دانست از کجا امده است ، اما در طول زمان تصمیمات اشتباهی گرفت . چه قدر حیف شد که او این قدر زود ما را ترک کرد و خانواده اش را تنها گذاشت . من اعتقاد دارم او به گونه ای زندگی کرد که هرگز از یادها نخواهد رفت .  من این فرصت را داشتم که دوبار در جام جهانی در مقابل او بازی کنم که بدون شک لحظات بی نظیری بودند . 


یکی از بهترین خاطراتم در موردش به زمانی برمیگردد  که اوو تیم ملی آرژانتین را شکست دادیم  و البته زمانی که او دو گل به من زد  ( می خندد ) . او مانند پله، شخصیتی استثنایی داشت . او هرگز و هرگز وابسته به تیم اش نبود ، تیم اش به او وابسته بود . تیم ملی آرژانتین و ناپولی تماماً وابسته به مارادونا بودند . روی هم رفته به نظر من او بهترین فوتبالیست تاریخ بود . او با همه بازیکنان فرق داشت ، فرد خارق العاده ای بود . ما باید یادش را همیشه زنده نگه داریم . او میراث بسیاری را برای فوتبالیست های آینده به یادگار گذاشته است . 

 

 

 

* بازهم ممنونم . برای پاسخ های کامل و جامع تان . بیایید نگاهی هم به مسابقات باشگاهی تان بیاندازیم . مخاطبان ما دوست دارند بدانند فوتبال از کجا شروع کردید ؟ شما در لیگ  بلژیک ستاره بودید . سپس به بایرن مونیخ رفتید و چندین بار با این تیم قهرمان مسابقات مختلف شدید . در همان دوره به عنوان دروازه بان سال جهان برگزیده شدید . آن دوران طلایی به چه شکلی گذشت ؟ دلیل اصلی پیشرفت و موفقیت خود را چه می دانید ؟ 
به عنوان یک نوجوان همواره آرزو داشتم درتیمی بزرگ در  بوندسلیگا بازی کنم . پس بدانید که من انگیزه بسیار زیادی داشتم و همیشه می خواستم از بقیه بهتر باشم . من از استعدادهای خوبی برخوردار بودم . اما بدون شک استعداد به تنهایی کافی نبود و دلیل اصلی موفقیت من تداوم و پشتکار بود . شاید این رو ندانید برای رسیدن به خواسته هایم با مشکلات فراوانی روبرو بودم و باشگاه Beveren  من را به سادگی انتخاب نکرد . به عنوان یک پسر نوجوان چندان گزینه مناسبی نبودم ( شروع به خندیدن می کند ) .  من بسیارچاق و قد کوتاه بودم ! بسیار تلاش کردم تا بالاخره در ۸ اگوست ۱۹۷۱ به من اجازه دادند تا در مقابل Zilveren Bottem  به میدان بروم . من برای یکی از تیم های جوانان Bevren  ( تیم زیر ۱۶ ساله ها ) بازی کردم و پس از اون مسابقه به عنوان ( بهترین دروازه بان تورنومنت ) انتخاب شدم . این اولین جام زندگی ام بود .

 

بعدها اجازه بازی برای تیم بزرگسالان Beveren  را پیدا کردم . تیم ما تازه به لیگ دسته دوم سقوط کرده بود سال بعد مجددا به لیگ یک صعود کردیم . اما در آن دوران فوتبال بسیار متفاوت بود و هنوز حرفه ای نشده بود . ما هم زمان بازی و تمام وقت کار میکردیم . ما تمام طول روز را کار می کردیم و عصرها با تیم تمرین می کردیم . در سال ۱۹۷۸ برای اولین باردر تاریخ با Beveren قهرمان جام حذفی بلژیک شدیم و سال بعد قهرمان لیگ شدیم . در همان سال من به عنوان بهترین بازیکن سال بلژیک انتخاب شدم . اما ناگهان به دلیل یک اتفاق عجیب و غیر منتظره به مدت شش ماه از فوتبال محروم شدم . فدراسیون ناگهان به من اعلام کرد که من به یک بازیکن لگد زده ام . اما این حقیقت نداشت .من به شدت عصبانی و حقیقتا از ادامه بازی در لیگ بلژیک ناامید شده بودم ! چطور ممکن بود ؟!! سپس به خودم گفتم : فقط یک سال دیگر در بلژیک می مانم . و بعد برای ادامه فوتبال به خارج می روم.  سپس بایرن مونیخ به من پیشنهاد داد و یک فرصت استثنایی برایم فراهم شد . 


در طول دوران بازی در بایرن سه بار قهرمان بوندسلیگا ، دوبار قهرمان جام حذفی و دوبار هم قهرمان سوپر کاپ شدیم . من چهار بار به عنوان محبوب ترین بازیکن سال انتخاب شدم . بزرگترین افتخارات باشگاهی عمرم را با بایرن مونیخ به دست آورده ام . بدون شک بهترین دوران بازی ام بود . من از یک فوتبالیست خیابانی تبدیل به یک ستاره دنیای فوتبال شدم . طی چند ماه آتی کتاب داستان زندگی ام در آلمان منتشر می شود . خاطراتم را انجا کامل شرح داده ام .

 

* چه قدر با فوتبال در قاره آسیا ، خصوصا ایران آشنایی دارید ؟ در سال های اخیر چند بازیکن از ایران از جمله دروازه بان تیم ملی ایران ( علیرضا بیرانوند ) به لیگ برتر بلژیک پیوسته اند . 
من همیشه دوست دارم بازی فوتبالیست های خوب را ببینم . ایران بازیکنان خوب زیادی در اختیار دارد . آن ها بدون شک خودشان را در لیگ بلژیک ثابت کرده اند . به عنوان مثال بازیکنان ایرانی شارلوا عملکرد بسیار موفقی داشته اند . مدیرعامل این باشگاه نیز آقای مهدی بیات بدون شک یکی از موفق ترین مدیران ورزشی در کشور بلژیک است و به او افتخار می‌کنم . با حضور او باشگاه رشد چشم گیرو عملکرد فوق العاده ای در لیگ بلژیک داشته است . او از تابستان سال  قبل همزمان به عنوان رییس فدراسیون فوتبال بلژیک نیز فعالیت میکند و بدون شک در آن جایگاه نیز عملکرد بسیار خوبی داشته است. همچنین آن طور که به یاد دارم برخی بازیکنان ایرانی در یوپن و خنت  بازی می کردند . اونها طرز تفکر و نگاه مشابه بازیکنان بلژیکی دارند . آن ها در لیگ ایران به خوبی یاد گرفته اند که چگونه بازی و دفاع کنند و چگونه فضاسازی های مناسبی داشته باشند .اون ها می توانند فوتبال بی نظیری را ارائه دهند . در آینده نزدیک هنگامی که بازیکنان ایرانی بهتر و شناخته شده تر شوند قطعا بازیکنان بیشتری شاغل در لیگ های اروپایی خواهید داشت . 

 

 

* بیرانوند چند هفته پیش در لیگ اروپا در مقابل تیم پرآوازه ی تاتنهام به میدان رفت . آیا آن مسابقه را دیدید ؟ اگر آن بازی را دیدید نظرتان در مورد نحوه بازی بیرانوند چیست ؟ و اینکه او چگونه می تواند در لیگ بلژیک رشد کند و به بازیکن بین المللی موفق تری تبدیل شود ؟
من بازی علیرضا مقابل تاتنهام هاتسپر را دیدم . او خوب بازی کرد ، اما در برخی جاها که لازم بود کار را به دیگران واگذارکند این کار را انجام نمی داد . البته او هنوز با زبان کشور ما به طور کامل آشنا نیست و برای پیشرفت در فوتبال بلژیک  و ارتباط بهتر نیاز هست زبان بیاموزد . به عقیده من بهتر بود مربی تیم انتورپ او را ابتدا در مقابل تیم های کوچک تر در ترکیب قرار می داد. سپس مقابل تیم بزرگی چون تاتنهام او را به زمین می فرستاد .  من اطمینان دارم او دروازه بان خوبی است ، اما برای بازی در سطح لیگ اروپا هنوز نکات زیادی است که  او باید بیاموزد . 

 

*درباره مدیریت ورزشی صحبت کردید . آیا می توانید فوتبال ایران را از همین جنبه تحلیل کنید؟
به طور کلی ، به نظرم در ایران شخص قدرتمندی وجود ندارد که تیم ها را سر و سامان و به آنها انگیزه دهد . بازیکنان با کیفیتی به اروپا ترانسفر می شوند اما هنوز باید چیزهای زیادی را بیاموزند . زیرا قبلا کسی به انها آموزش نداده که سبک زندگی و بازی در این کشورها به چه شکلی هست . به نظرم آنها به افرادی نیاز دارند ، که در زمان و مکان مناسب به آنها کمک کنند . اعتقاد دارم اگر در ایران سازمان دهی مناسب تری وجود داشت ، اکنون بازیکنان ایرانی در سطوح بسیار بالاتری بازی می کردند .

 

* شما در ایران همواره محبوب بوده اید . آیا پیام خاصی برای ایرانیان و طرفداران فوتبال در ایران دارید ؟
خیلی عالی است که تا زمانی که زنده هستی مردم تو و نامت را به خاطر دارند . نام نیک همواره طولانی تر از دوره خود فوتبال بر جا می ماند . می خواهم به مردم و طرفداران ایرانی این پیام را بدهم که : هر کاری انجام می دهید ، سعی کنید آن را به بهترین شکل ممکن به انجام برسانید . همچنین وقتی اشخاص دیگر در زندگی با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند هرگز آنها را به حال خودشان رها نکنید . همواره به خودتان و توانایی هایتان ایمان داشته باشید . 


خیلی ممنونم از این مصاحبه . 

با تشکر ویژه از ژان ماری فاف و تشکر از نوا کورنائر که در ادیت این مصاحبه ما را یاری کرد .


مصاحبه و تنظیم : امید یغمایی

از سراسر وب
ديدگاه کاربران
برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.