



به گزارش ورزش سه، اظهارنظر دیروز وزیر ورزش، بار دیگر بحثی را زنده کرد که تصور میشد مدتهاست تمام شده است؛ اینکه ایران ممکن است از جام جهانی کنارهگیری کند. صحبتهایی که در حالی مطرح شد که برنامههای آمادهسازی تیم ملی با اردوی انتالیا و دو دیدار دوستانه برابر نیجریه و کاستاریکا آغاز شده، اردوها و مسابقات تدارکاتی در حال برنامهریزی است و در جامعه فوتبال نیز تقریباً اجماعی علیه چنین تصمیمی وجود دارد. با این حال، همین چند جمله کافی بود تا دوباره این بحث به صدر اخبار برگردد.
واقعیت این است که حضور در جام جهانی، فرصتی نیست که کشورها بهراحتی از آن بگذرند. دهها تیم در سراسر جهان سالها تلاش میکنند تا به این مسابقات برسند و بسیاری از قدرتهای فوتبال دنیا هم بارها از رسیدن به آن بازماندهاند. در چنین شرایطی، وقوع جنگ تحمیلی سبب شده تا موضوع انصراف از سوی وزیر ورزش و جوانان مطرح شود؛ آن هم در حالی که تیم ملی این سهمیه را در زمین مسابقه به دست آورده و حالا ممکن است با انصراف از جام جهانی آن را به تیمی بدهد که پر زمین مسابقه شکست خورده است.
کنارهگیری از جام جهانی البته فقط یک تصمیم ساده نیست و تبعات جدی حقوقی و مالی دارد. بر اساس مقررات فیفا، اگر تیمی تا ۳۰ روز قبل از شروع مسابقات انصراف دهد، «حداقل» ۲۵۰ هزار فرانک سوئیس جریمه خواهد شد و اگر این انصراف در فاصله کمتر از ۳۰ روز رخ دهد، جریمه به «حداقل» ۵۰۰ هزار فرانک افزایش پیدا میکند. علاوه بر این، کمیته انضباطی فیفا میتواند مجازاتهای بیشتری از جمله محرومیت از مسابقات بعدی یا سایر تنبیهات انضباطی را هم در نظر بگیرد.

ماجرا فقط به جریمه ختم نمیشود. تیمی که از جام جهانی کنار بکشد، باید مبالغی را که فیفا برای آمادهسازی پرداخت کرده نیز بازگرداند؛ رقمی در حدود ۱.۵ میلیون یورو. مهمتر از همه، چنین تصمیمی میتواند به محرومیتهای سنگین و طولانیمدت از رقابتهای بینالمللی منجر شود و عملاً فوتبال یک کشور را وارد یک بحران جدی کند. بنابراین موضوع فقط «نرفتن به جام جهانی» نیست، بلکه مجموعهای از خسارتهای مالی، حقوقی و ورزشی را به دنبال خواهد داشت.

حال تصور کنید در شرایطی که ایران با پاداش حضور در جام جهانی بخشی از هزینه خود را پوشش میدهد، علاوه بر این خسران، با جریمه مالی هم مواجه شود. اما موضوع فقط مالی نیست، بلکه حتی یک دوره محرومیت از جام جهانی بعدی میتواند یک نسل از فوتبال ایران را نابود کند. بنابراین موضوع فقط به ۲۰۲۶ مربوط نیست و میتواند جایگاه فوتبال ایران در صدر فوتبال آسیا را تحت تاثیر جدی قرار بدهد.
از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که هر بار این بحث مطرح میشود، بلافاصله در برخی کشورها موضوع جایگزینی ایران مطرح میشود؛ کشورهایی که به هر دلیلی از صعود بازماندهاند و حالا چشم به چنین سناریویی دارند. طبیعی است که برای فیفا هم حضور تیمهای بزرگتر و پرتماشاگرتر نظیر ایتالیا، یک فرصت اقتصادی و رسانهای مهم محسوب میشود و همین موضوع باعث میشود هر بار این بحثها مطرح میشود، فضای رسانهای به سمتی برود که انگار ممکن است جای ایران را تیم دیگری بگیرد.
بخش جذاب این بحث برای رسانههای ایتالیایی، موضوع جایگزینی است. اگر ایران در نهایت در جام جهانی حاضر نشود، آیا ایتالیا میتواند بازگردد؟ پاسخ، دستکم در شرایط فعلی، چندان امیدوارکننده نیست. طبق بند ۶.۷ مقررات جام جهانی، فیفا اختیار کامل دارد که تیم جایگزین را انتخاب کند، بدون آنکه الزام مشخصی به رعایت معیار خاصی مانند رنکینگ داشته باشد. این یعنی استدلالهایی که بر اساس جایگاه ایتالیا در ردهبندی جهانی مطرح میشوند، لزوماً تعیینکننده نخواهند بود.

در عمل، احتمال زیادی وجود دارد که معیار جغرافیایی در این تصمیم نقش اصلی را ایفا کند. به بیان سادهتر، فیفا ترجیح میدهد تعادل سهمیه قارهها حفظ شود. در چنین شرایطی، تیمی از قاره آسیا بیش از هر گزینه دیگری شانس جایگزینی خواهد داشت. در این میان، نام امارات متحده عربی بیش از سایر گزینهها مطرح میشود. تیمی که در مسیر پلیآف تا دور نهایی هم پیش رفت و مغلوب عراق شد.
در چنین شرایطی، ادامه دادن به این بحثها عملاً بازی کردن در زمین دیگران است. تیم ملی صعود کرده، برنامه آمادهسازیاش شروع شده، بازیکنان و کادرفنی در حال برنامهریزی هستند و افکار عمومی فوتبال هم مخالف کنارهگیری است. بنابراین شاید وقت آن رسیده که یکبار برای همیشه این پرونده بسته شود؛ چون جام جهانی جایی نیست که تیمها بهراحتی از آن کنار بکشند، بلکه جایی است که همه دنیا برای رسیدن به آن سر و دست میشکنند.

