
به گزارش ورزش سه و به نقل از ایرنا، «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا پس از اعلام بازگشایی تنگه هرمز مدعی شد که محاصره دریایی ایران ادامه خواهد داشت. ایران این مهم را به معنای نقض آتشبس تلقی کرد و از صبح امروز تمهیدات لازم برای مقابله با این نقض در تنگه هرمز آغاز شده است. با این همه اما ادعاها رئیسجمهور آمریکا با وجود تمام تناقضات آن، در شبکههای اجتماعی بازتاب یافت و حتی مورد تحلیل و ارزیابیهایی هم قرار گرفت.
ترامپ و دیپلماسی تناقض
«آتشبس به شمول تمام جبههها» مهمترین شرط ایران برای پذیرش توقف جنگ و گشایش تنگه هرمز هم خواسته آمریکا در این زمینه بود. همزمان با اعلام آتشبس و توقف حملات به ایران، رژیم اسرائیل حملات خود به لبنان را پایان نداد و تهران این موضوع را به عنوان نقض آتشبس قلمداد کرد و اجازه عادی شدن عبور و مرور در تنگه هرمز را نداد. تاکید ایران بر پایان یافتن حملات به لبنان، سرانجام نتیجه دارد و تهران رئیسجمهور آمریکا روز گذشته از آتشبس در لبنان هم خبر داد. همزمان با این اعلام «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه هم در توییتی از آزادی تردد در تنگه هرمز در چارچوب توافق آتشبس خبر داد و نوشت: در پی اعلام آتشبس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقیمانده دوره آتشبس بهطور کامل آزاد اعلام میشود.
عراقچی افزود: این تردد باید در مسیر هماهنگشده و از پیش اعلامشده توسط سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران انجام گیرد.
با این همه اما رئیسجمهور آمریکا بلافاصله در پستهای متنوعی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» ادعاهایی مطرح کرد که با توجه به حساسیتهای موجود نیازمند تبیین بود. «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه ابتدا در گفتوگوی تلفنی با صداوسیما بر مهمترین محورهای موجود پیرامون بازگشایی تنگه هرمز و نیز مذاکرات با آمریکا پرداخت و گفت: اولا مبنای بازگشایی تنگه هرمز همان تفاهم آتشبس ۱۹ فروردین بوده و هیچ اتفاق و تصمیم تازهای رخ نداده و گرفته نشده است. دوما عبور و مرور تنها شامل کشتیهای تجاری و البته با نظارت ایران صورت میگیرد و سوما اگر محاصره دریایی آمریکا ادامه داشته باشد، این به معنای نقض آتشبس از سوی ایران تلقی شده و اقدامات مقتضی را در پی خواهد داشت.
سخنگوی وزارت امور خارجه اما با حضور در برنامه خبری صدا وسیما به صورت تفصیلی به بیان تصمیمات و دیدگاههای ایران پرداخت.
۱-توافق با آمریکا زمانی به مرحله انجام نزدیک خواهد بود که منافع ملی ایران را حفظ و تامین کند: این دیدگاه وزارت امور خارجه از آن نظر حائز اهمیت است که نشان میدهد تهران مذاکره برای مذاکره و یا هر هدف دیگری جز موارد اعلامی خود را نمیپذیرد و به این دلیل است که تا لحظه تنظیم این گزارش، حضور در دور دوم مذاکرات اسلامآباد پاکستان را نپذیرفته است.
۲- مذاکره یک بسته بوده و قابل تفکیک نیست: بر اساس آنچه سخنگوی وزارت امور خارجه بر آن تصریح دارد؛ میتوان دریافت که تهران در زمینه خواستههای خود ابتدا شفاف است و سپس این خواستهها را در قالب طرح ۱۰ بندی روی میز مذاکرات گذشته است. در این بسته از رفع تحریمها تا سازوکار تنگه هرمز و از برنامه هستهای تا آزاد سازی داراییها در نظر گرفته شده است و از این روست که بقائی تاکید دارد نمیتوان بخشی از این بسته را به عنوان محور توافق در نظر گرفت و بخش دیگری را نه.
۳- اکنون دیگر ابهامی در رابطه با هیچیک از بخشها یا موضوعات مذاکراتی وجود ندارد: به نظر میرسد در این دور از مذاکرات برگزار شده در اسلامآباد پاکستان، خطوط قابل ترمیم بین دو کشور ترمیم شده اما خطوط پررنگ قرمز همچنان پابرجاست.
۴- موضوع انتقال اورانیوم با غنای ۶۰ درصد به آمریکا بهعنوان یک گزینه از سوی ایران مطرح نبوده است: این تاکید سخنگوی وزارت امور خارجه در حالی است که رئیسجمهور آمریکا مدعی خروج این مواد از ایران به آمریکا شده بود.
۵- باز و بسته شدن تنگه هرمز در فضای مجازی تعیین نمیشود: به نظر میرسد این مهمترین بخش سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه بود و بقائی تاکید کرد، این ادعاهای رئیسجمهور آمریکا ناشی از استیصال اوست..
۶-دیپلماسی ادامه مبارزه در میدان است: وزارت امور خارجه از همان ابتدای آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران، به عنوان بازوی دیپلماتیک نیروهای مسلح عمل کرده و بر اساس تاکید سخنگوی این نهاد، اعضای تیم مذاکراتی با تمام هوشیاری در میدان دیپلماسی حضور دارند.
چرا ایران نمیتواند به وعدههای رئیسجمهور آمریکا اعتماد کند؟
«تنگه هرمز باز است؛ روز بسیار بزرگی برای جهان»، «توافق با ایران نهایی شده و تهران با همه چیز موافقت کرده است»، «بیست دقیقه پیش از ایران خبرهای خوبی شنیدم»، «اورانیوم ایران با کمک خود آنها به آمریکا منتقل خواهد شد»، «قرار است به پاکستان بروم، شاید هم نروم»، «محاصره دریایی ایران ادامه دارد»، «قرار است کسی به کاخ سفید بیاید و سورپرایز خواهید شد» این کلمات و جملات نه چندان مشخص، مجموعهای از اظهاراتی است که رئیسجمهور آمریکا تنها در سه ساعت به جهان مخابره کرده است. مشخصترین شاخصه مشترک میان همه این اظهارات، آشفتگی و بیربطی و تناقضات موجود در آن با عالم واقعیت است. درک دلیل این آشفتگی با توجه به شرایطی که ترامپ در آن قرار دارد چندان دشوار نیست. فشارهای اقتصادی واقعیت غیرقابل انکاری هستند که جنگ با ایران بر مردم آمریکا و جهان تحمیل کرده است. فشارهایی که مردم آمریکا دقیقا به این دلیل به ترامپ رای دادند که آنها را تجربه نکنند. فشارهای سیاسی روزافزون از سوی رقبای دموکرات و حتی رفقای جمهوریخواه هم در حال افزایش است و بسیاری رئیسجمهور آمریکا را به دلیل انتخاب جنگی تمام عیار علیه ایران با دلیل و هدفی نامشخص مورد انتقادات جدی قرار میدهند. واقعیت در میدان نبرد هم با آنچه بنیامین نتانیاهو درباره آن وعده بود؛ بسیار متفاوت است و هرگونه بازگشت به جنگ میتواند متحدان منطقهای آمریکا و شرکای اروپایی ترامپ را دچار چالشهای بیشتری کند.
در حال حاضر ترامپ در جستجوی مسیری برای گذر از این شرایطی است که خود برای خود تدارک دیده و از این رو مجموع اظهارات او را هم باید با متغییر فشارهای مضاعف مورد بررسی قرار داد. واقعیت آن است که در توییتهای پیدر پی رئیسجمهور آمریکا نه تنها نشانی از واقعیت وجود ندارد بلکه هیچ اثری از منطق هم نیست. به همین دلیل است که «محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس ایران و رئیس هیات مذاکره کننده ایران، بامداد شنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: رئیس جمهور آمریکا در یک ساعت هفت ادعا مطرح کرد که همه آنها کذب است. با این دروغگوییها در جنگ پیروز نشدند و حتما در مذاکره هم راه به جایی نخواهند برد. با ادامهٔ محاصره، تنگهٔ هرمز باز نخواهد ماند و عبور و مرور در تنگهٔ هرمز بر اساس مسیر تعیین شده و با مجوز ایران انجام خواهد شد.
قالیباف خاطرنشان کرد: باز یا بسته بودن تنگه و مقررات حاکم بر آن را میدان مشخص میکند نه شبکههای اجتماعی. جنگ رسانهای و مهندسی افکار عمومی بخش مهمی از جنگ است و ملت ایران تحت تاثیر این تردستیها قرار نمیگیرد. اخبار واقعی و دقیق مذاکرات را در مصاحبهٔ اخیر سخنگوی وزارت خارجه بخوانید.
تناقضات کلامی و رفتاری آمریکا در قبال ایران و مذاکرات صورت گرفته گرچه نشانه واضحی از سردرگمی است اما همین موضوع در صورت عدم هوشیاری داخلی میتواند انسجامی را که ۴۰ روز آتشباران نتوانست برهم زند؛ از میان برد. این انسجام در نزاع ترکیبی علیه ایران بیش از هر ابزار دیگری میتواند منافع ملی را تامین کند و پیش نیاز آنهم اعتماد به مذاکرهکنندگان ایرانی و نه رئیسجمهور آمریکاست.