
به گزارش "ورزش سه"، جمعه یک اسفند چهارصد و چهار. یک شکست دیگر برای پرسپولیس و چهره مبهوت خبرنگاران که در حال ترک سکوهای استادیوم دستگردی به سمت میکسدزون هستند، با این سوال: چگونه تیم قهرمان به این طرز باورنکردنی سقوط کرد؟ جایگاه ششم برای پرسپولیس به معنای یک شکست کامل است، خصوصا اینکه تیم فعلی سرخپوشان توان بازگشت به بالای جدول را هم ندارد و یکی پس از دیگری مقابل حریفان میانه و پایین جدولی شکست میخورد.
پرسپولیس در دو فصل گذشته مجموعا 12 باخت را متحمل شده است، حال آنکه این آمار برای قرمزها در دو فصل قبلتر که با قهرمانی این تیم در لیگ برتر همراه بود، عدد شش را نشان میدهد. تازه این فصل به پایان نرسیده اما با فرض اینکه پرسپولیس تا پایان فصل شکست نخورد، افزایش دو برابری تعداد باختها واقعیت «سقوط امپراطوری» این تیم را نمایان میکند و البته نشان میدهد که این فروپاشی نه یک رخداد ناگهانی و یک شبه، بلکه در ادامه روندی مشخص بوده است.
کافی است نتایج پرسپولیس و روند امتیازگیری این تیم از لیگ پانزدهم را با عملکرد این تیم در نقل و انتقالات و تصمیمات مدیریت باشگاه برای عبور از اتفاقات را مقایسه کنید تا دریابید چگونه تیم قهرمان ناگهان به رتبه ششم جدول سقوط کرد. جایی که قرمزها چهار فصل با هدایت برانکو بیشترین امتیاز را در لیگ برتر ثبت کردند، سپس همزمان با استخدام گابریل کالدرون یک فصل نقل و انتقالات موفق را رقم زدند، در ادامه به جای کالدرون -هرچند با هزینه گزاف- اما یحیی گلمحمدی را به عنوان گزینه مطمئن برگزیدند و در ادامه اگرچه موفق به حفظ یحیی نشدند به هر شکلی که بود با اوسمار قهرمانی خود را ادامه دادند.
اما شاید برای سقوط امپراطوری پرسپولیس بتوان شش نقطه عطف را برگزید:
1- جدایی یحیی گلمحمدی
یحیی و درویش در یک اختلاف عمیق و طولانی قرار داشتند که منجر به چندین استعفاء از سوی سرمربی پرسپولیس شد. با این حال یحیی تصور میکرد که میتواند درویش را هم مانند مدیران قبلی کنار بزند و به کار خود در جمع قرمزها ادامه بدهد اما این مدیرعامل پرسابقه که به هر قیمتی دوست داشت صندلی مدیریتی را حفظ کند، از بین جدایی خود و یحیی، دومی را برگزید تا گلمحمدی پس از سه قهرمانی در لیگ برتر پرسپولیس را ترک کند. او تصور میکرد سرمربی آنچنان هم در موفقیت تیم نقشی ندارد و انتخاب جانشین یحیی ساده خواهد بود. البته پرسپولیس با اوسمار توانست قهرمان شود اما حفظ سرمربی برزیلی از گلمحمدی هم سختتر بود. پس کنار گذاشتن یحیی گلمحمدی اولین نقطه عطف در سقوط بود.

2- ناکامی در حفظ اوسمار
شاید کمتر کسی تصور میکرد پرسپولیس با هدایت دستیار یحیی هم بتواند قهرمان شود اما این اتفاق به طرزی دراماتیک رخ داد. اما شاید اشتباه بزرگ درویش این بود که در نیم فصل و پس از تبدیل قرارداد مربیگری به سرمربیگری و افزایش دستمزد، مدت قرارداد اوسمار را بالا نبرد تا او بعد از قهرمانی تبدیل به سرمربی آزاد شود. در گام دوم پرسپولیس از تمدید قرارداد اوسمار هم ناکام ماند تا به این شکل، سرمربی برزیلی از جمع قرمزها کنار برود و برای دومین بار در شش ماه اخیر، نیمکت تیم قهرمان دستخوش تغییر بشود.

3- استخدام کارلوس گاریدو
پرسپولیس یک بار دیگر در معرض انتخاب سرمربی قرار داشت و سرانجام در نیمه شب تابستانی و در حالی که اسامی مختلفی برای نیمکت پرسپولیس مطرح بود، خوان کارلوس گاریدو به عنوان سرمربی جدید انتخاب شد. کسی که سابقه طولانی در فوتبال آسیا داشت و البته با درخشش در لیورپول شناخته میشد اما روند نتیجهگیری او به وضوح نشان میدهد که پرسپولیس انتخاب پرریسک را انجام داده است. خیلی زود مشخص شد گاریدو نقل و انتقالات پرسپولیس را به مدیرعامل سپرده و در انتخاب اسامی دخالتی ندارد. 20 بازی، 9 برد، 5 مساوی و 6 باخت، حاصل کار سرمربی اسپانیایی بود. ناکامی در آسیا و کنار رفتن از جمع مدعیان لیگ برتری، حکم اخراج او را هم امضا کرد. سرمربیای که از همان ابتدا مشخص بود نمیتواند میراث تیم قهرمان را حفظ کند.

6- جدایی ساده مثلث قهرمانی
این رویکرد در بین هواداران و مدیریت پرسپولیس وجود داشت که دی ان ای پرسپولیس «قهرمانی» است، بازیکنان و مربیان فقط وسیله هستند. پس در راستای این ذهنیت، پرسپولیس نگرانی خاصی از بابت جدایی علیرضا بیرانوند، دانیال اسماعیلیفر و مهدی ترابی نداشت و به سادگی هرچه تمامتر این سه بازیکن را به تراکتور واگذار کرد. در حالی که یافتن جانشین آنها تقریبا غیرممکن بود، تراکتور با آغوش باز از آنها استقبال کرد و درسی دردناک به پرسپولیس داد. در پایان فصل مشخص شد که این بازیکنان بودند که در چارچوب یک تیم، توانستند قهرمان لیگ شوند.
5- انتخاب اسماعیل کارتال
بعد از جدایی گاریدو دو اشتباه بزرگ از سوی پرسپولیس رقم خورد: نخست اینکه در انتخاب جانشین او تاخیر بسیار طولانی صورت گرفت تا جایی که زمان زیادی از پنجره زمستانی و فرصت آماده سازی نیم فصل سپری شد. دوم اینکه در شرایطی که پرسپولیس توان مالی هزینهکرد در حد تیمهای سوپرلیگ ترکیه را نداشت یکی از سرمربیان شاغل در این لیگ را برگزید. بنابراین اسماعیل کارتال در روزی که پرسپولیس دومین بازی نیم فصل را برگزار میکرد وارد ایران شد، جایی که نه فرصت شناخت از تیم را داشت و نه فرصت خرید بازیکن جدید و تغییر تاکتیکی تیم به سبک موردنظر خود. کارتال با صداقت اعلام کرد که در فصل جاری امیدی به قهرمانی نخواهد داشت اما این جمله که زلزله بزرگی در میان هواداران پرسپولیس ایجاد کرد، باعث شد تا مدیران پرسپولیس به کارتال هشدار داده و لحن او را تغییر بدهند. لحن تغییر کرد اما ذهنیت نه، کارتال درست فکر میکرد - در این شرایط راهی برای قهرمانی نبود.
6- عجیبترین فصل نقل و انتقالات
کافی بود یک دور گذشته اسماعیل کارتال را بخوانید و بدانید که او دلداده سرمربیگری در فنرباغچه است. بنابراین وقتی کورسوی امید جانشینی مورینیو به وجود آمد و البته کارتال شرایط نقل و انتقالات پرسپولیس را دید، تصمیم گرفت از حق و حقوق خود بگذرد و جانش را آزاد کند. او دیگر هرگز از استانبول به ایران برنگشت تا کلید نقل و انتقالات پرسپولیس در دست رضا درویش قرار بگیرد. پنجره نقل و انتقالات تابستانی پرسپولیس با خرید پیام نیازمند، حسین ابرقویی، سرژ اوریه، مارکو باکیچ، امین کاظمیان، رضا شکاری، تیوی بیفوما، محمدحسین صادقی و مجتبی فخریان به یک شکست و ناکامی بزرگ تبدیل شد. تیمی که در خط دفاع و حمله ضعف داشت، بدون خرید بازیکنی در این خطوط به استقبال شروع فصل رفت.
7- بازگشت به سرمربی ایرانی با وحید هاشمیان
نام وحید هاشمیان در نیم فصل هم به گوش میرسید و گفته میشد هیئت مدیره پرسپولیس موافق استخدام این سرمربی است. سرانجام هاشمیان به عنوان سرمربی پرسپولیس انتخاب شد و در شرایطی که دوباره قرمزها مانند پنجره زمستانی، فرصت آماده سازی و خرید بازیکن جدید را از سرمربی تیم سلب کرده بودند، اردوی تیم آغاز شد. با این حال از همان اردوی تابستانی هم مشخص بود که پرسپولیس فصل سختی را خواهد داشت. دوره بدنسازی و رویکرد تاکتیکی انتقادبرانگیز، این هراس را حتی در باشگاه پرسپولیس هم به وجود آورد که آنها برای سومین بار متوالی، انتخاب اشتباه به عنوان سرمربی داشتهاند و تنها 7 هفته زمان بُرد تا آنها به صورت علنی به این اشتباه اعتراف کنند. اما دیگر دیر شده بود، حتی بازگرداندن سرمربی تیم قهرمان هم نتوانست پرسپولیس را نجات دهد.

**به این ترتیب آنچه حال حاضر برای پرسپولیس پیش آمده بیش از این که یک شکست مقطعی باشد، حاصل یک دوره تصمیمات اشتباه، بی مسئولیتی و سهل انگاری است. آنها تصور میکردند تیمشان همیشه قهرمان خواهد بود و از یک موهبت فرازمینی برخوردار است. اما واقعیت روی زمین خیلی زود سیلی محکمی به این تیم زد. حالا پرسپولیس فرصت کوتاهی خواهد داشت تا از این اشتباهات درس بگیرد و دوباره قطار خود را روی ریل بگذارد. وگرنه همانطور که آنها از رتبه نخست به سوم و از سوم به ششم رسیدند در مرحله بعدی با یک سقوط ویرانگر مواجه خواهند شد.