
به گزارش "ورزش سه"، برخی در هفته اول حضورشان در رئال مادرید از شدت استرس نمیتوانند پاس سالم بدهند، بعضیها هم با دیدن ستارهها شوکه میشوند. اما آردا گولر کاری کرد که احتمالاً هنوز هم هر وقت اسمش در والدبباس میآید، چند نفر خندهشان بگیرد؛ او حاضر نبود قبول کند مردی که روبهرویش ایستاده، واقعاً رائول گونزالس است!
ستاره ترک شروع سختی در رئال مادرید داشت و حتی برای وضعیت روانیاش مجبور شد با تراپیست باشگاه صحبت کند اما خاطرهای که تعریف میکند کاملا با آن حال و هوای سنگین روزهای اولیه متفاوت است.
آردا گولر یکی از بامزهترین خاطراتش در رئال مادرید تعریف میکند:«انچلوتی از همان ابتدا برایم مثل یک پدر شد. اما جالب بود چون در مورد همه چیز با من شوخی میکرد، و من هنوز یک بچه با چشمانی پر از تعجب بودم که سعی داشتم بزرگترین باشگاه دنیا را درک کنم. هیچوقت نمیتوانستم بفهمم که او واقعاً جدی است یا نه، میدانی؟» ظاهراً همین شوخیهای همیشگی کارلو آنچلوتی باعث شده بود آردا دیگر به هیچ چیز اطرافش اعتماد نکند!

آردا در مورد یکی از بامزهترین اتفاقات رئال مادرید در فصلهای اخیر میگوید:«یک روز انچلوتی گفت: رائول مربی کاستیا است. اگر او را دیدی، سلامش کن. رائول را میشناسی، نه؟»
طبیعتاً سؤال عجیبی بود؛ مگر میشود کسی رائول را نشناسد؟ گولر به او گفت:«البته که رائول را میشناسم. او کاپیتان و گلزنترین بازیکن بود. او یک اسطوره زنده است.»
اما مشکل دقیقاً همین بود؛ «اسطوره زنده» بودن! چون از نگاه آردا، اسطورهها باید در یوتیوب باشند، نه جلوی چشم آدم. گولر ادامه داد:«روز بعد، بعد از تمرین، این آقا پیش ما میآید. آنچلوتی میگوید:«آردا، این رائول است.»
و اینجا بود که مغز آردا تصمیم گرفت وارد حالت دفاعی شود. او نمیدانست فردی که روبرویش ایستاده رائول گونزالس است یا نه. یا بهتر بگوییم، او باور نمیکرد رائول مقابلش است.
آردا میگوید:«اما مسئله این است که وقتی برای اولین بار یکی از این اسطورهها را از نزدیک میبینی، اصلاً واقعی به نظر نمیرسد. انگار ساختگی است. من خیلی جوانم که بازی رائول برای رئال مادرید را دیده باشم. من فقط او را در یوتیوب دیدهام.»
کارلتو هم احتمالاً همان لحظه فهمیده بود که قرار است یک شاهکار کمدی خلق شود:«آنچلوتی لبخند میزند و من با خودم فکر میکنم، نه، دوباره دارد شوخی میکند.»
و بعد جمله تاریخی آردا از راه رسید؛ جملهای که احتمالاً اگر هواداران رئال همانجا حضور داشتند، سکته خفیف میکردند:«میگویم:بیخیال، آقا. ببخشید، اما این رائول نیست.»

نکته جالب این بود که آردا کاملاً مطمئن بود دارد با یک شوخی دستهجمعی یا چیزی مانند دوربین مخفی روبهرو میشود. او رائول را از نزدیک ندیده بود و اکنون هم باور نمیکرد اسطوره رئال مقابلش ایستاده است.
او میگوید«انتظار داشتم آنچلوتی بخندد و بگوید «آفرین» یا چیزی شبیه آن، اما او با چهرهای جدی و متعجب به من نگاه میکند و میگوید:«مگه میگی اون رائول نیست؟»
و اینجا خود رائول وارد داستان میشود؛ احتمالاً در حالی که هنوز باورش نشده یک نفر در تمرین رئال مادرید او را انکار کرده است:«سپس رائول به سمت من برمیگردد و میگوید:«من رائول گونزالس هستم. خوشبختم.»
اما نه؛ هنوز برای قانع کردن آردا کافی نبود! آردا گفت:«من هم میگویم «نه، تو رائول نیستی. بس کن.»
در این لحظه احتمالاً آنچلوتی دیگر از خنده در حال انفجار بوده، ولی خودش را کنترل میکرده است. آنها نمیتوانند آنچه را میشنوند باور کنند. این وضعیت چند دقیقه ادامه دارد، و سپس آنچلوتی تونی کروس را صدا میزند. کارلو حالا رسماً وارد مرحله «جمعآوری شاهد» شده بود.
کارلتو به کروس میگوید:«تونی، این رائول است؟»
تونی میگوید:«چی؟ البته.»
ولی هنوز هم پروژه قانع کردن آردا شکست خورده بود! آردا در این مورد میگوید:«هنوز باورش نمیکنم. این یک شوخی بزرگ است. من گولش را نمیخورم.»
بعد نوبت لوکا مودریچ رسید؛ شاید چون اگر مودریچ هم تأیید نمیکرد، دیگر باید پلیس وارد ماجرا میشد. مگر میشود کسی حرفهای مودریچ را هم باور نکند! گولر ادامه میدهد:«بعد او مودریچ را صدا میزند و میگوید «لوکا، این رائول است؟»
لوکیتا میگوید:«البته که رائول است.»
و تازه اینجا بود که آردا کمکم احساس خطر کرد. و با خود گفت:«حالا دارم میترسم.» بدتر از همه این بود که حتی خود رائول هم دیگر وارد فاز «چطور ممکن است این اتفاق بیفتد؟» شده بود:«حتی رائول هم انگار دارد به من نگاه میکند و میگوید:«البته که رائول است.»

در نهایت، بازیکنان مجبور شدند مدرک تصویری به او نشان دهند! آردا میگوید«آنها شروع میکنند به نشان دادن عکسهای رائول با گوشیهایشان. بالاخره تسلیم میشوم و میگویم:«باشه، ببخشید. شما واقعاً رائول هستید. خوشبختم که با شما آشنا شدم، آقا.»
و طبیعی بود که بعد از این صحنه، کل تمرین منفجر شود از خنده. همه داشتند به آن پسر ترکیهای میخندیدند. حتی آقای آنچلوتی. اما ضربه آخر را خانواده آردا زدند؛ بدون هیچ رحمی! آردا میگوید:«وقتی به خانه برگشتم و برای خانوادهام تعریف کردم چه اتفاقی افتاده، به من نگاه کردند و گفتند، آردا، تو خیلی احمقی.»
و اینطور شد که آردا گولر در همان هفته اول حضورش در رئال مادرید، کاری کرد که شاید حتی از گل اولش هم بیشتر در یادها بماند:«این ماجرا در هفته اولم در رئال مادرید بود.»
شروع خوبی بود، آردا.