
به گزارش "ورزش سه"، ویدیوی منتشرشده از رختکن تیم ملی پیش از بازی با بلژیک، یکی از مهمترین تصاویر پشتپرده تساوی بزرگ ایران است، چند دقیقه قبل از ورود به زمینی که قرار بود دیبروینه، لوکاکو، کورتوا و ستارههای بلژیک در آن فشار بیاورند، بازیکنان ایران در حلقهای فشرده ایستاده بودند و دو صدای متفاوت، اما همجهت، تیم را برای نبرد آماده میکردند: مهدی طارمی با فریاد و ضرباهنگ جنگ، علیرضا جهانبخش با صدایی آرامتر و حرفهایی از جنس رفاقت، سرنوشت و غیرت تیمی.
تساوی بدون گل ایران مقابل بلژیک در زمین مسابقه با سیوهای علیرضا بیرانوند، نظم خط دفاعی، گل مردود مهدی طارمی، اخراج ناتان انگوی و فشار دقایق پایانی تیم ملی روایت شد، اما ویدیوی تازه رسانه فدراسیون فوتبال، لایه دیگری از این بازی را نشان میدهد، جایی پشت درهای بسته رختکن، قبل از اینکه بازیکنان وارد تونل شوند و صدای ورزشگاه، جای نفسهای سنگین و دستزدنهای داخل رختکن را بگیرد.
در آن قاب، بازیکنان حلقه زدهاند.
پیراهنهای سفید آماده ورود به میدان هستند، نگاهها جدی است و همه منتظرند آخرین کلمات قبل از بازی گفته شود. طارمی وسط حلقه میایستد، با دستها حرف میزند، دست میزند، صدا را بالا میبرد و پیامش را به سادهترین شکل ممکن به تیم میرساند، برابر بلژیک، اول باید دوید، تنه زد، ترس را از ذهن بیرون کرد و از همان لحظه اول اجازه نداد نامهای بزرگ، وزن روانی خود را روی تیم ایران بیندازند.
طارمی خطاب به بازیکنان گفت: یه کاری رو میتونیم انجام بدیم که! یه کار، بدوئیم فقط! بدوئیم و بزنیم! تنهبهتنه محکم!

او در همین لحظه با دست زدن، بازیکنان را با خودش همراه کرد و ادامه داد: فقط بدوئیم، هیچی دیگه نمیخوایم! فنی هیچی نمیخوایم! اگه فکر میکنید که کیفیتی از اونا ضعیفتریم، فنی نمیخوایم! فقط بدوئیم!
زبان بدن طارمی در این لحظه بخشی از حرفهایش بود. دستهایش را بالا میبرد، انگار همه چیز اضافه را کنار میزند، بعد با انگشت اشاره روی کف دستش میکوبد تا جمله اصلی در ذهن تیم بماند: چه ۱۰ دقیقه، چه ۶۰ دقیقه، چه ۹۰ دقیقه، بدوئیم. هرکی نتونست، بیاد بیرون!

بعد صدا بالاتر رفت. مهاجم ایران که در زمین قرار بود با مدافعان بلژیک بجنگد، قبل از بازی اول با ذهن همتیمیهایش حرف زد: همه فقط بدویم، هیچی نمیخوایم! انرژی خوبها! از ذهنتون بیرون کنید، جلوی بازیکن بزرگ ذهنیت ضعیف بری... یه جوری لهت میکنه که دیگه نتونی سر بلند کنی!

طارمی با مشت به کف دستش کوبید و ادامه داد: بریم بدوئیم، فقط نترسید از اینا! به والله بازیکن بزرگ لهت میکنه اگه از لحاظ ذهنی ازش بترسی! میتونیم بدویم که! میدوئیم فقط، همین. فقط بدوئیم. یالا، یالا، یالا!
در پایان حرفهای طارمی، حلقه رختکن با دستزدنهای بازیکنان گرمتر شد. این همان روحی بود که بعداً در زمین هم دیده شد، ایران برابر بلژیک شاید مالکیت و توپ بیشتری در اختیار نداشت، اما با دوندگی، پر کردن فضاها، نبردهای بدنی و عقب ننشستن ذهنی، کاری کرد که یکی از پرستارهترین تیمهای اروپا تا پایان در گلزنی ناکام بماند.
بعد نوبت علیرضا جهانبخش رسید، با لحنی آرامتر و تصویری انسانیتر از همان نبرد. او دستش را روی شانه سعید الهویی انداخته بود، دست دیگرش را به سمت بازیکنان دراز کرد و از چیزی حرف زد که فراتر از تاکتیک و آرایش تیمی بود. جهانبخش، کاپیتان تیم ملی، تلاش کرد به بازیکنان یادآوری کند این جمع، این لحظه و این مسابقه، اتفاقی تکرارنشدنی است.

جهانبخش گفت: این گروه میتونستن ۱۰۰ سال گذشته باشند یا ۱۰۰ سال آینده که ماها با هم نباشیم. خدا خواسته قسمت زندگی تکتکمون ما رو الان آورده اینجا که تو این ساعت، تو این لحظه، اینجا باشیم. دو ساعت دیگه این بازی تموم میشه میره. شاید دو هفته دیگه این گروه بره خونههاشون، هرکی بره سر جای خودش، معلوم نیست کی کجاست، چیکار میکنه.

او سپس حرفهای طارمی را به زبان دیگری ادامه داد، با تأکید روی دویدن برای هم، پوشش دادن اشتباه هم و حفظ انرژی تیمی گفت: ولی، ولی حالا که اینجایید، با قلبتون برای همدیگه بدویید. مهدی گفت هر جایی که اشتباه میکنید، پاس اشتباه میدید، فشار روتونه، بزنید زیرش، بدویید، انرژی بذارید برای هم. این یک.
