
به گزارش ورزش سه، فردا عصر ، روزیکشنبه میانه شهریور، درست زمانی که غولهای فوتبال لندن (آرسنال و چلسی) در مهمترین بازی هفته موسوم به Super Sunday در اوج حساسیت مقابل هم صفآرایی میکنند، در فوتبال داخلی هم سوت آغاز دیدار حساس استقلال و آلومینیوم اراک به صدا درآید. برای یک عاشق فوتبال، این یک «پارادوکس لذتبخش اما دردناک» است؛ انتخابی سخت میان کیفیت بالای فوتبال اروپایی و تعصب به تیم محبوب داخلی.
در این میان، صداوسیما هم بدش نمیآمد که این دو مسابقه در دو زمان متفاوت پخش شوند تا آنتن زنده برای ساعتها به یکی از پردرآمدترین بسترهای جذب آگهی بازرگانی تبدیل شود. اما چرا سازمان لیگ و باشگاهها چشم روی این تمایل عمومی و فرصت اقتصادی بستند و برنامه بازی را تغییر ندادند؟
پاسخ این معمای به ظاهر عجیب، در یک واژه اقتصادی خلاصه میشود: حق پخش تلویزیونی.
در تمام لیگهای حرفهای دنیا -بهویژه لیگ برتر انگلیس- جدول زمانبندی بازیها نه در اتاقهای سازمان لیگ، بلکه روی میز مذاکره با غولهای رسانهای تعیین میشود. شبکههای دارنده حق پخش میلیاردها دلار میپردازند و در ازای آن، حرف اول و آخر را در تعیین ساعت و روز بازیها میزنند. برای مثال، اگر Sky Sport یا TNT Sport بگوید یک بازی باید ساعت ۱۲:۳۰ ظهر پخش شود، باشگاهها و لیگ برتر میپذیرند؛ چرا که شریان حیاتی درآمدیشان متصل به همین حق پخش است.
در ایران اما، معادله کاملاً برعکس و وارونه است. سازمان لیگ و باشگاههای ایرانی (از استقلال و پرسپولیس گرفته تا آلومینیوم) ریالی از محل پخش زنده تلویزیونی درآمد مستقیم و استانداردی دریافت نمیکنند. وقتی شریان مالی باشگاهها هیچ وابستگی یا تابعیتی از پخش تلویزیونی ندارد، دلیلی هم برای تبعیت از جدول زمانی صداوسیما یا مراعات حال مخاطبِ پشت گیرنده وجود ندارد.
بیتوجهی سازمان لیگ به همزمانی این دو مسابقه، بیش از آنکه یک «بیتدبیری برنامهریزی» باشد، یک سند روشن از ساختار معیوب اقتصاد فوتبال است. زمانی که درآمد یک باشگاه از بلیطفروشیِ محدود و اسپانسرهای غیرپایدار تأمین میشود و پخش تلویزیونی حکم یک «خدمات رایگان اجباری» را پیدا میکند، زنجیره ارزش فوتبال از کار میافتد:
* رسانه از عدم انعطاف برنامهها و افت بیننده در بازیهای همزمان متضرر میشود.
* باشگاهها از حق طبیعی خود برای نقد کردن ارزش واقعی مسابقاتشان محروم میمانند.
* مخاطب بهعنوان مشتری نهایی این محصول، قربانی اصلی بیبرنامگی و همزمانی مسابقات جذاب میشود.
تا روزی که فوتبال ایران نتواند مدل اقتصادی خود را بر پایه حق پخش واقعی بسازد، سازمان لیگ کار خودش را میکند، صداوسیما از منافع کامل پخش بازمیماند و هوادار فوتبال میماند و حسرت تماشای همزمان دو بازی جذاب. این بازی، برنده مالی ندارد؛ چون اصلاً چرخه مالی سالمی برای آن تعریف نشده است.
مجتبی فریدونی