
به گزارش ورزش سه، شکست سنگین چهار بر صفر تیم ملی زیر ۲۳ سال ایران مقابل کره شمالی و حذف تلخ از رقابتهای آسیایی، طبق سناریویی تکراری موجی از اتهامات و انتقادات فنی و مدیریتی را روانه فدراسیون و کادر فنی کرد. اما ورای تاکتیکهای اشتباه و برنامهریزیهای شتابزده، حقیقت عمیقتری وجود دارد که کمتر به آن پرداخته میشود: مسئله انگیزه و ساختار اقتصادی فوتبال مدرن.
نگاهی به فهرست بازیکنان تیم امید نشان میدهد که بخش عمدهای از آنها، ستارههای تثبیتشده لیگ برتر با قراردادهای چند ده میلیاردی هستند؛ بازیکنانی که برخی تجربه حضور در تیم ملی بزرگسالان یا بازی در لیگهای خارجی را هم در کارنامه دارند. برای بازیکنی که از نظر مالی، شهرت و جایگاه حرفهای به قله فوتبال داخلی رسیده، بازی در مسابقاتی مانند بازیهای آسیایی نهتنها جذابیت ویژهای ندارد، بلکه یک «ریسک شغلی بزرگ» محسوب میشود.
تحلیل عدم موفقیت تیم امید با حضور ستارگان لیگ برتری را میتوان در سه محور کلیدی خلاصه کرد:
الف) انگیزه و روانشناسی بازیکن
بازیکنی که در لیگ برتر برای قهرمانی، پاداشهای سنگین و تثبیت جایگاهش میجنگد، در مسابقات زیر ۲۳ سال - که ویترین چندان مهمی برای انتقالهای بزرگ داخلی و خارجی نیست - انگیزه چندانی برای مایه گذاشتن از تمام توان خود ندارد. تمام ناخودآگاه چنین بازیکنی معطوف به حفظ سلامتی، انرژی و ساقهایش برای رقابتهای باشگاهی است.
ب) تقویم فیفا و اصطکاک دائمی باشگاه-فدراسیون
مسابقات رده زیر ۲۳ سال (بهویژه بازیهای آسیایی) در روزهای فیفا (FIFA Match Days) برگزار نمیشود. طبق مقررات فیفا ، باشگاهها هیچ الزامی به آزادسازی بازیکنان خود در خارج از فیفادی ندارند. این موضوع همواره باعث لغو اردوها، عدم هماهنگی، و ایجاد اصطکاک و تنش میان سرمربیان باشگاهی و کادر فنی تیم امید شده است.

ج) ریسک مصدومیت و خلأ قانونی «برنامه حمایت از باشگاهها»
باشگاهها سالانه ده ها میلیارد تومان روی ستارگان جوان خود سرمایهگذاری میکنند. بر اساس «برنامه حمایت از باشگاههای فیفا» (Club Protection Programme)، تنها در صورتی خسارت و حقوق بازیکن مصدوم در بازیهای ملی جبران می شود که:
1. مصدومیت در رده بزرگسالان رخ داده باشد.
2. بازی در تقویم رسمی فیفا گنجانده شده باشد.
بنابراین، اگر ستاره میلیاردی لیگ برتر در مسابقات امید دچار مصدومیت شود، باشگاه زیان مالی و فنی قابل توجهی میبیند بدون آنکه ریالی غرامت دریافت کند. این مسئله به خودی خود فشار روانی و دستورات پنهانی باشگاهها به بازیکنان را برای محافظهکاری در بازیهای ملی به همراه دارد.

پیشنهاد راهبردی: تغییر پارادایم به سمت «تیم ملی آماتورها و ردههای پایینتر»
با توجه به اینکه ایران بیش از دو دهه در بازیهای آسیایی و حدود نیم قرن در المپیک به موفقیت نرسیده، بازنگری کامل در استراتژی دعوت از بازیکنان نه یک بی میلی به رقابت، بلکه یک تغییر استراتژیک هوشمندانه است.
پیشنهاد به فدراسیون فوتبال:
فراخوان و تشکیل تیم ملی امید صرفاً از میان بازیکنان لیگ دسته اول (آزادگان)، لیگ دسته دوم و آکادمیها.
مزایای این تغییر استراتژی:
1. انگیزه مضاعف و «انگیزه گرسنگی» : بازیکنان لیگهای پایینتر، مسابقات ملی و المپیک را تنها شانس زندگی خود برای دیده شدن، جلب توجه تیمهای لیگ برتری، ترانسفر خارجی و تغییر مسیر زندگی حرفهای خود میدانند. آنها روی هر توپ با تمام وجود میجنگند.
2. بازگشت به فلسفه اصلی المپیک: روح اولیه بازیهای المپیک و تورنمنتهای وابسته به آن، رقابت ورزشکاران آماتور یا جویندگان نام بوده است. ورود پولهای کلان و حرفهایهای بیانگیزه، این فلسفه را مخدوش کرده است.
3. صفر شدن اصطکاک با لیگ برتر: با عدم دعوت از بازیکنان لیگ برتری، تقویم لیگ بدون وقفه پیش میرود، باشگاهها دچار خسارت نمیشوند و اردوهای تیم امید میتواند بهصورت مداوم و بلندمدت بدون اعتراض باشگاهها برگزار شود.
4. توسعه زیرساخت کشف استعداد: این اقدام باعث روشن شدن موتور استعدادیابی در سراسر کشور و لیگهای پایینتر شده و ارزش اقتصادی بازیکنان گمنام را افزایش میدهد.
فوتبال ایران برای خروج از ناامیدی ۵۰ ساله در رده امید، نیازمند شجاعت در تغییر ریل است. وقتی ستارههای میلیاردی لیگ برتر نهتنها انگیزهای برای جنگیدن در این رده ندارند بلکه حضورشان معضلات حقوقی و باشگاهی ایجاد میکند، وقت آن رسیده که پرچم تیم ملی امید به دست جوانانی سپرده شود که برای پوشیدن این پیراهن «اشک میریزند و جان میدهند».
مجتبی فریدونی