کد خبر: WXNPx زمان: 18:17 1398/02/24   بازدید: 86920

پیچیده‌ترین رابطه فامیلی دنیا در رستم‌کلا با قاسمی‌نژاد

من! جوانترین بازیکن 32 ساله ایران هستم!

بدون تردید یکی از ستاره های لیگ هجدهم برای تیم پدیده توپ می زد. قاسمی نژاد هرچند بسیار دیر کشف شد اما معتقد است هر هدفی داشته به آن رسیده و این روزها نیز به عنوان جوانترین 32 ساله ایران، به دنبال کسب سهمیه آسیایی است.

به گزارش "ورزش سه"، امین قاسمی نژاد یکی از تکه های پازل یحیی و پدیده محسوب می شود که در بازی های لیگ هجدهم توانست موثرترین فصل فوتبال خود را پشت سر بگذارد. با او درباره شرایط این روزهای پدیده و خودش به صحبت نشستیم البته باید اعتراف کنیم بازیکن بابلی مشهدی ها خیلی خوش صحبت تر از آن چیزی بود که تصور می کردیم.

 

ای کاش مشکلات مان کمتر بود

 

از ابتدای لیگ تصور این شرایط را داشتید؟ جنگ برای کسب سهمیه آسیا.


از ابتدای لیگ فعلی که کارمان را شروع کردیم انصافا تصور نمی کردیم بتوانیم در جمع مدعیان قرار بگیریم و الان که نگاهی به قبل می کنیم می بینیم که اگر کمی از مشکلات ایجاد شده را نداشتیم قطعا الان برای قهرمانی به میدان می رفتیم.

 

باور داشتن در رسیدن به قهرمانی خیلی مهم است

 

یعنی اگر مشکلات وجود نداشت شما به قهرمانی فکر می کردید؟


ببینید نکته مهم در این باره این است که ما فکر نمی کردیم بیاییم مدعی شویم. به غیر از مشکلات، من فکر می کنم همه چیز به باور بر می گردد. ما به عنوان یک تیم شهرستانی اگر باور داشتیم که می توانیم، الان می توانستیم به قهرمانی هم امیدوار باشیم. به هر دلیلی بحث قهرمانی برای تیمی شهرستانی دور از ذهن است اما وقتی ما الان برای رسیدن به سهمیه آسیا می جنگیم یعنی باور داشتن حتی برای تیم هایی مانند ما هم می تواند خیلی نجات دهنده باشد.

 

مشکلاتی که داشتیم دیوانه کننده بود

 

واقعا مشکلات ما در ابتدا دیوانه کننده بود. اگر بگویم داشتیم دیوانه می شدیم اغراق نکردم. اصلا تمرکز را از همه بازیکنان گرفته بود. شک نکنید اگر آن مشکلات کمی بیشتر طول می کشید پدیده را به قهقرا  می کشاند. خیلی از بازیکنان تیم  قطعا در نیم فصل جدا می شدند و به همین دلیل نمی شد اوضاع خوبی را برای این تیم متصور بود.

 

حمیداوی ما را نجات داد و سعی کردیم جواب لطف او را بدهیم

 

خداراشکر آقای حمیداوی آمدند و ناجی تیم شدند. ایشان بعد از اینکه اوضاع به هم ریخته بود پیش آمدند و توانستند تیم ما را نجات دهند. بهرحال درصد خوبی از قراردادها را تا الان پرداخت کردند و علاوه بر آن بسیاری از نفراتی که از سال های پیش طلب کار بودند هم پیش آمدند و طلب خود را با این تیم صاف کردند. به لطف خدا این حضور آقای حمیداوی و شارژ کردن تیم هم نتیجه داد و همه دیدند که تیم هم قدر این شرایط خوب را دانست.

 

راه سختی را برای نشان دادم خودم طی کردم

 

پیش از حضور در لیگ برتر، چهار سال در تیم گیتی پسند اصفهان و در لیگ یک بازی می کردم. پس از آن راهی تیم ماشین سازی شدم و خداراشکر با نشان دادن خودم در این تیم موفق شدم به پدیده برسم. راه سختی برای نشان دادن خودم داشتم اما اتفاقات هر چند دیر اما خیلی خوب به پیش رفت.

 

آرزوی بازی در لیگ برتر را داشتم به جوانها می گویم قدر بدانند

 

قبول دارم خیلی دیر کشف شدم اما بازیکنی مانند من که کسی را نداشت و باید از شهرستان خودش را به فوتبال ایران می شناساند راه پر پیچ و خمی داشت که همین باعث می شد دیرتر شناخته شود. الان بازیکنان جوان را که می بینم به آنها می گویم قدر این روزهای خود را بدانید. می گویم من همسن شما بودم در لیگ دو توپ می زدم و حسرت می خوردم اما شما الان در تیم لیگ برتری هستید و باید از آن استفاده کنید.

 

من جوانترین بازیکن 32 ساله فوتبال ایران هستم

 

من این روزها اصلا به سن و سالم فکر نمی کنم. من فقط به این فکر می کنم که می خواستم به اینجا برسم و رسیدم. این برای من از هر چیزی مهمتر است که توانستم شرایط را جوری برای خودم درست کنم که در نهایت به  اینجا برسم. همین موضوع باعث می شود به 32 سال سنی که از من گذشته فکر نکنم. اصلا بهتر است که بگویم من جوانترین بازیکن 32 ساله ایران هستم(با خنده)!

 

کسب سهمیه در انتخاب من تاثیرگذار است

 

قرارداد من با تیم پدیده دو ساله بود و بعد از بازی آخر به اتمام می رسد. خیلی ها برای ادامه بازی از من می پرسند اما همه چیز موکول می شود به پایان بازی آخر، چرا که باید ببینم موفق به کسب سهمیه شدیم یا خیر. البته من نیم فصل هم پیشنهاد داشتم اما آن موقع خداراشکر شرایط تیم خوب بود و بی معرفتی بود من بخواهم جدا شوم. بهرحال ما راهی را شروع کرده بودیم و باید با هم به پایان می رساندیم.

 

 

بازی به بازی پرهوادارتر شدیم


هواداران همیشه به ما لطف دارند. ما هم از ابتدای فصل تصور نمی کردیم شرایط این گونه شود اما بعد از هر بازی وقتی نتیجه می گرفتیم هواداران بیشتری را می دیدیم که از تیم حمایت کردند و به ورزشگاه می آمدند تا جایی که الان می توانیم ادعا کنیم یکی از پرتماشاگرترین بازی های لیگ را در مشهد داشتیم.

 

می خواستم پشت مهاجم باشم اما الان فقط وینگر چپ!

 

ابتدای فصل می خواستم در پست پشت مهاجم بازی کنم اما وقتی آقای گل محمدی شرایط تیم را برای همه تشریح کرد دیدیم من باید در پست وینگر چپ به میدان بروم چرا که یک بازیکن فوق العاده به نام محمدرضا خلعتبری در آن پست به میدان می رفت و اتفاقا تا زمان حضور هم توانست بازی خوبی در این پست به نمایش بگذارد. حالا شاید جالب باشد که برای تان بگویم من هم آنقدر در پست بال چپ جا افتادم که در پست دیگری نمی خواهم به میدان بروم. بهرحال این که یک مربی بتواند استعدادهای تیمش را بشناسد و از هر کسی در پست موثر بازی بگیرد همین است. آقایحیی هم بازیکنانش و شرایط آنها را به خوبی می داند.

 

نیازمند با فیلم بازی ما می تواند در اروپا توپ بزند

 

بدشانس ترین قاسمی نژاد در بازی های امسال در دیدار برابر نساجی و سپاهان بازی کرد. در دیدار برابر نساجی هر چه زدم گل نشد، خودم را کشتم اما نتوانستم به گل برسم. هر کار کردم نشد. دومین دیداری که حسرت پیروزی در آن در دل من ماند بازی برابر تیم سپاهان بود که آنقدر حمله کردیم و موقعیت داشتیم اما در نهایت نتوانستیم به پیروزی برسیم. به شما قول می دهم پیام نیازمند از بس که موقعیت های خطرناک ما را در شرایط مختلف دفع کرد، می تواند با فیلم بازی برابر پدیده در اروپا بازی کند!

 

بازیکن سرحال در تیم آقایحیی به میدان می رود

 

تمرینات ما همیشه جوری پیش می رود که هر بازیکنی  که سرحال باشد می تواند در ترکیب اصلی به میدان برود. به همین دلیل است که گاهی اوقات می بینید که برخی بازیکنان حاضر در ترکیب اصلی تغییر می کنند. یادم می آید برای دیدار برابر نفت آبادان قرار نبود من در ترکیب اصلی به میدان  بروم اما در اخرین تمرینی که کردیم دیدم آقا یحیی نام من را در بین بازیکنان حاضر قرار داد و آن هم تنها به همین دلیل بود. البته بازیکنان ما آنقدر خوب هستند که هر کدام در ترکیب به میدان بروند بتوانند برای تیم موثر واقع شوند.

 

به تیم بزرگ بروم بازی نکنم باختم

 

بهرحال به من هم مانند بازیکنان دیگر پیشنهاداتی از سوی تیم های بزرگ شده است اما انتخاب کردن من باید خیلی عاقلانه باشد. البته من دوست دارم در تیمی بزرگ در فوتبال ایران بازی کنم اما اگر قرار باشد و در تیمی بزرگ باشم و بازی نکنم و روی نیمکت بنشینم با توجه به سن و سالم اصلا نمی تواند خوب باشد. من اگر به تیمی بروم که نتوانم بازی کنم قطعا شکست خورده ام حالا این هر تیمی که می خواهد باشد. البته تا الان چیزی به من اعلام نشده که از طرف باشگاهی خاص پیشنهاد داشته باشم و بیشتر این موضوعات را در رسانه ها شنیده ام.

 

استقلال بیشترین فشار را به ما آورد

 

در مجموع بازی هایی که در لیگ هجدهم به انجام رساندیم باید بگویم تیمی که بیشترین فشار را به ما آورد تیم استقلال بود. این تیم در هر دو بازی رفت و برگشت ما را اذیت کرد و البته جالب اینکه از تیم هایی است که  توانستیم به نسبت از آنها امتیاز زیادی هم بگیریم.

 

پیچیده ترین رابطه خانوادگی دنیا برای ماست؛ هم پسردایی هم پسر عمه!

 

هم من و هم محمد اهل محله رستم کلای بابل هستیم. درباره ارتباط خانوادگی من و محمد هم چیزهای زیادی می شنویم اما واقعیت این است که ما پیچیده ترین ارتباط خانوادگی را با یکدیگر داریم. من و محمد در آن واحد هم با یکدیگر پسر دایی هستیم و هم پسر عمه! باز هم می توانم از پیچیده بودن این ارتباط برایتان بگویم و آن هم اینکه پدر بنده نیز با پدر بزرگ محمد پسر عمو هستند(با خنده)!!! ما در سال های کودکی و جوانی با هم در رستم کلا فوتبال بازی می کردیم و بعد از مدتی از هم جدا شدیم تا اینکه پس از 7، 8 سال در پدیده باز هم به هم رسیدیم.