کد خبر: WXNBb زمان: 15:03 1398/03/02   بازدید: 13729

پای صحبت رقیب همیشگی اسطوره استقلال

رشیدی: رقابت من و حجازی جدی اما محترمانه بود

شش سال از درگذشت ناصر حجازی اسطوره فوتبال ایران می گذرد و این زمان مناسبی برای مرور خاطرات و بازی های این دروازه بان بزرگ فوتبال ایران بوده است.

به گزارش" ورزش سه"  ناصرحجازی در دوم خرداد 1390 بعد از مدتی بیماری به طور ناگهانی درگذشت و فوتبال ایران را در اندوه فرو برد. بی تردید ناصرحجازی یکی از محبوب ترین ستاره های تاریخ فوتبال ایران در همه ادوار بوده است. با آن چهره فوق العاده که می توانست بازیگر بهترین فیلم های نوآر عصر طلایی ملویل باشد. ناصرحجازی اما در دوران اوجش همیشه یک رقیب بزرگ در استقلال و تیم ملی داشت. منصور رشیدی دروازه بانی که گاهی اسطوره را نیمکت نشین کرد و همواره یک پای رقابت جدی با او چه در تاج(استقلال) و تیم ملی ایران بود. زوج ناصر و منصور در درون دروازه استقلال انگار از همان ابتدا بنیانی شد بر اینکه آبی های تهران همیشه دو دروازه بان آماده و سطح بالا داشته باشند. حجازی و رشیدی هر دو ملی پوش بودند و هر دو هم ادعای پوشیدن شماره 1 را داشتند. 


45 سال رفاقت و چند سال رقابت


منصور رشیدی رقیب همیشگی حجازی در دوران اوج این دروازه بان درباره ناصرحجازی گفت:« من و ناصر در استقلال و تیم ملی با هم رفاقت و رقابتی صمیمانه داشتیم. 45 سال با هم دوست و رفیق بودیم و کوچکترین مشکلی بین من و ناصر پیش نیامد.»


او افزود:« من در جوانی اخلاقم کمی تند بود و گاهی به مربی تیم اخم می کردم که چرا بازی نمی کنم اما درتمام این مدت با ناصر حتی یک کلام صحبت و یا نگاهی متفاوت نداشتیم. رابطه ما همیشه عالی بود.» او افزود:« ناصر آدمی نبود یک کلمه حرف بزند یا اعتراض کند، در تمام 45-50 سالی که او رفاقت و دوستی داشتیم قسم می خورم که یک "تو" به هم نگفتیم. ناصر در برابر اکثر بازیکنان همینطور بود، او بزرگ منش و مهربان بود.»

 


جام ملت ها بدون ناصر


منصور رشیدی در ادامه به داستان جالبی اشاره می کند که باعث شد او دروازه بان اول تیم ملی در جام ملت ها شده و تیم ایران بدون گل خورده با حضور او قهرمان شود. خودش در این رابطه گفت:« من دلگیر بودم و قصد نداشتم به تیم ملی بروم. توی خانه نشسته بودم که ساعت ده، ده و نیم مصطفی الهی تدارکات تیم آمد دم در خانه ام، گفت ساکت را جمع کن برویم. من گفتم کجا برویم. گفت حشمت خان گفته و من امتناع کردم. به من گفت اگر شده می گذارمت روی کولم و تو را می برم.» 


رشیدی در ادامه گفت:« ساک را جمع کردم و همراهش رفتم اما دیدم من را به بیمارستانی در خیابان وزرا برد. تعجب کردم، بالا که رفتم در اتاقی باز بود و حشمت خان مهاجرانی داشت روزنامه می خواند. حشمت یک آدم رفیق باز و یک روانشناس بزرگ بود، بلند شد آمد با من روبوسی کرد و گفت نمی خواهی پشت سرت را نگاه کنی؟ برگشتم دیدم ناصر روی تخت خوابیده و برای عمل جراحی آماده می شود. پیش ناصر نشستم اما حشمت خان گفت سریع برو اردو بعدا با هم صحبت می کنیم. زبانم بند آمده بود، بدون آنکه اعتراضی بکنم رفتم داوودیه و به اردو اضافه شدم.» او ادامه داد:« حشمت خان روانشناس بزرگی بود و من متاسفانه جوان خام و کمی کینه ای بودم. به همین خاطر هم بود که همان بلا سر جام جهانی بر سرم آمد. ما بعد از اینکه بدون گل خورده قهرمان آسیا شدیم به مسابقات جام جهانی کوچک در فرانسه رفتیم و من در اردوی تیم ملی به دلیل همان اشتباهات و بچگی دلخور شدم و گفتم نمی آیم. حتی زمانی که اتوبوس به سمت دهکده مسابقات داشت حرکت می کرد به من گفتند اشتباه می کنی، به تو هم بازی می رسد اما گفتم نمی آیم و اگر بخواهم بیایم خودم بلیط می گیرم و می آیم و اینگونه جام جهانی را از دست دادم.»

 


رقیب اصلی ناصرحجازی در دوران اوج اسطوره فوتبال ایران درباره تفاوت های دروازه بانی اش با حجازی گفت:« من روز اولی که از دیهیم به تاج آمدم از سیزده مسابقه در یازده بازی من بازی کردم. ناصر همیشه به من می گفت ای کاش من جرات تو را داشتم. می گفت چطوری صورتت را جلوی توپ می گذاری و از مردن نمی ترسی(می خندد) و من هم همیشه آرزو داشتم آرامش و اعتماد به نفس او را داشته باشم. آنطور که درون دروازه دستش را به کمرش می زد و می ایستاد، آن اعتماد به نفس و آرامشی که داشت فوق العاده بود. او بسیار خونسرد و در عین حال محترم بود و این ها حسن های بزرگی بودند.»


نکته ای که هست اینکه ناصرحجازی علاوه بر دروازه بانی عالی، چهره ای زیبا و فتوژنیک داشت که بشدت مورد توجه رسانه ها قرار می گرفت. رشیدی در این باره گفت:« من ولی این چیزها را نداشتم. رابطه ام با خبرنگارها خوب نبود و هیچوقت عکس تکی من را روی هیچ مجله ای نزدند. خدابیامرز آقای زاهدی همیشه من را می دید نصیحتم می کرد، می گفت تو می توانی ستاره شوی اما خب جوان بودم و خام.»

 

 

جدایی ناصر از استقلال


منصور رشیدی در ادامه گفت:« من همان موقع که با استقلال با 12 هزارتومان قرارداد داشتم با قرارداد 20 هزارتومانی می توانستم به پرسپولیس بروم اما به خاطر دوستی و رفاقتم با بچه ها و تیم نرفتم. یادم هست من آلمان بودم و ناصر با باشگاه استقلال درگیری داشت، من را صدا کردند و گفتند از بین تو و ناصر یک نفر را باید نگه داریم و ما می خواهیم تو بمانی و ناصر برود. ما با هم رقابت داشتیم اما رفیق بودیم ولی خب ناصر به شهباز رفت و من ماندم.»


دروازه بان سابق استقلال درباره مسایلی که در رابطه با بازی معروف شش تایی و اختلافاتی که بین او و ناصر حجازی پیش آمد گفت:« اصلا هیچ کدام از این حرف هایی که می زنند درست نیست و همه اش دروغ است. من دقیقه 76 از زمین بیرون آمدم و ناصر به جای من به زمین رفت. بعضی ها متاسفانه خوشحال بودند از باخت تیم و آن حرف ها را زدند. ما آنروز بد بودیم و باختیم، در بازی هایی هم بود که خوب بودیم و می توانستیم بیشتر از 6 گل هم به پرسپولیس بزنیم.»


منصور رشیدی در پایان درباره ششمین سالگرد درگذشت ناصر حجازی گفت:« خدابیامرز ناصر حجازی همیشه نامش ماندگار است، او و همایون بهزادی از مظلوم ترین ستاره های فوتبال ایران در زمان فوتشان بودند.»