حساب رسمی ورزش‌سه را در اینستاگرام دنبال کنید
کد خبر: 1668250/39 زمان: 16:12   1398/11/24 بازدید: 23,038

همیشه چوب آقا فیروز را خوردم، نه نانش را

مهدی تارتار؛ از لباس خاص و خودرو تا تفریح جالب در اردو

سرمربی نفت مسجدسلیمان می‌گوید دوست دارد شرایطی فراهم شود تا یک تیم متمول داشته باشد و آن‌وقت با مربیان دیگر رقابت کند.

به گزارش "ورزش سه"، مهدی تارتار امسال در تیم نفت مسجدسلیمان عملکرد بسیار موفقی داشته و توانسته نتایج بسیار خوبی نیز کسب کند. او تیمی را که هر سال در کورس سقوط به دسته پایین‌تر بود، تا رده‌های بالای جدول پیش برده و به جمع چهار تیم برتر جام حذفی رسانده و کارنامه خوبی از خود برجای گذاشته است.


تارتار در گفت‌وگویی با سایت "آنتن" حرف‌های جالبی درباره زندگی فوتبالی و شخصی خود زده که خلاصه‌ای از این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:


** چرا فقط تیم‌های بی‌پول؟


از این منظر به ماجرا نگاه می‌کنم که خدا مرا دوست دارد. چون اگر سختی‌ها را در اول تحمل کنم و سربلند بیرون بیایم، راه برایم هموارتر می‌شود. خیلی‌ها می‌گویند تو بدشانس هستی چون هر تیمی می‌روی مشکلات زیادی دارد. با این حال خودم تصورم می‌کنم این لطف خداست. خوشبختانه تا الآن هم خدا به ما عنایت کرده و با کمک همکارانم سربلند بیرون آمده‌ایم.


** دلیل حضور در نفت مسجدسلیمان


در کلاس‌های مربیگری حرفه‌ای بودیم. اکثر مربیان مشغول به کار بودند و خیلی‌ها نیز بیکار بودند. من هم جزو دسته بیکارها بودم. در آن مقطع پیشنهاد نفت مسجدسلیمان به من رسید و اکثر تیم‌ها هم مربی‌شان را انتخاب کردند. وقتی این پیشنهاد رسید با توجه به سابقه‌ای که این تیم داشت و با مشورت‌هایی که با دوستانم انجام دادم دودل بودم. نگرانی داشتم و دوست نداشتم به آن تیم بروم. می‌دانستم امکانات نفت ضعیف است و به همین خاطر سفت و سخت گرفتم. وقتی مدیران باشگاه به تهران آمدند متوجه شدم انسان‌های خوبی در مدیریت باشگاه حضور دارند. در خواست کردم قبل از امضای قراردادم چند بازیکن مد نظرم را جذب کنند. آن‌ها نیز تلاش زیادی انجام دادند و محمد طیبی را گرفتند که کمی امیدوار شدم. با توجه به هواداران پرشور مسجدسلیمانی که تیم شان را دوست دارند و از آنها تشکر می کنم، رغبت پیدا کردم که به نفت بروم. از طرفی شرایط مالی مشخصی داشتیم و باشگاه قول داد انجام می‌دهد. از طرف دیگر مدرس کلاس مربیگری هم می گفت باید تیم داشته باشید تا نمره‌های خوبی بدهیم و به همین دلیل یک بار دیگر وارد یک چالش سخت شدم. خدا را شکر تا اینجای کار از انتخابم خوشحال هستم.


** دلیل انتخاب لباس‌های سرمه‌ای رنگ


کلا رنگ‌های تیره و به‌خصوص سرمه‌ای را دوست دارم و به همین دلیل بیشتر لباس‌های سرمه‌ای می پوشم. فکر می‌کنم این رنگ به چهره‌ام هم می‌آید.


** تفریح جالب شب های اردو


هر زمانی که اردو هستیم، هر شب شطرنج بازی می‌کنم. رقیب سرسختی هم مثل حسین پاشایی دارم. خیلی هم با یکدیگر کری داریم و خیلی مواقع برد و باخت‌هایمان مساوی می شود. حسین خیلی شطرنجش خوب است و به‌نوعی خیلی از حرکات شطرنج را از او یاد گرفته‌ام . من خیلی شطرنجم قوی نبود، اما الآن پابه‌پای هم بازی می‌کنیم. به‌هرحال وقتی از ذهنتان کار بکشید، حداقل این است که تنبل نمی‌شوید.


** به احترام استقلالی‌ها دیگر از پرسپولیس طرفداری نمی‌کنم


چند روز قبل به طور جدی داشتم به این مسئله فکر می کردم. به این نتیجه رسیدم که من مقداری در این ماجرا اشتباه کردم. خیلی مواقع آدم چیزهایی را که در دلش است، به احترام دیگران نباید بیان کند. من فکر می‌کنم به احترام هواداران استقلال نباید این‌قدر صریح و واضح حرف دلم را درباره پرسپولیس می‌زدم.


** درست نیست این‌قدر صریح اظهار نظر کنم


خیلی مسائل را آدم باید در دلش نگه دارد. خدا را شکر که ما امسال پرسپولیس را بردیم و نگاه‌ها درباره‌مان عوض شد. اما اکنون در شرایطی هستم که در لیگ برتر کار می‌کنم. اگر تیم نداشتم، ایرادی نداشت درباره پرسپولیس حرف بزنم؛ اما چون سرمربی هستم درست نیست این‌قدر صریح اظهار نظر کنم. به همین دلیل فکر می‌کنم اشتباه‌هایی داشتم. از این رو تصمیم گرفتم تا زمانی که در لیگ برتر حضور دارم، این‌قدر واضح و صریح درباره علاقه‌ام به پرسپولیس صحبت نکنم.


** بعد از بازی با استقلال گفتم این چه شغلی است؟


به هر حال اهانت‌هایی شد که خودم خیلی ناراحت هستم. بعد از بازی به خودم گفتم چرا باید شغلی داشته باشیم که مدام بد و بیراه بشنویم و به‌ناحق فحش و ناسزا به ما بدهند؟ تصمیم گرفتم خیلی مسائل را رعایت کنم و الان دیگر علاقه‌مندم که کنترل شده‌تر صحبت کنم.


** داستان گرفتن قهرمانی از پرسپولیس


زمانی که در گسترش فولاد بودم، با بردی که مقابل پرسپولیس به دست آوردیم، به‌نوعی قهرمانی را از پرسپولیس گرفتیم. جالب این‌که یکی از دوستان خوبم یعنی علی دایی سرمربی پرسپولیس بود. در صورت باخت مقابل پرسپولیس هم تغییری در جایگاهمان ایجاد نمی‌شد. با این حال جانانه جنگیدیم و بردیم. مقطعی با داماش هم در آزادی پرسپولیس را بردیم. حتی با گهر دورود در آزادی به پرسپولیس نباختیم و حتی یک گل درست‌مان را هم داور نگرفت. در مقطعی همیشه پرسپولیس را می‌بردیم و به استقلال می‌باختیم. منتها در پارس جنوبی برعکس شد و این ذهنیت‌ها به وجود آمد که ما مقابل پرسپولیس خوب کار نمی‌کنیم.


** متولد مهر بودن این‌ها را هم دارد


این را که می‌گویند علامت متولدین مهر ماه ترازوست، کاملاً قبول دارم. من همیشه با احتیاط عمل می‌کنم و بازیکنانم می‌دانند هیچ‌وقت کاری به اسم‌هایشان ندارم. هر کس خوب است در تیم ما موفق می‌شود و بازی می‌کند. به همین خاطر رقابت در تیم ما وجود دارد و هیچ بازیکنی نمی‌تواند بی‌انگیزه باشد. به‌هرحال متولد مهر ماه بودن این مسائل را نیز دارد.


** همیشه چوب آقا فیروز را خوردم، نه نانش را


روزی که من داماد آقافیروز شدم و همه فهمیدند، یادم است مهدی فنونی‌زاده در یک مراسمی به من گفت : «تو دیگه کی هستی؟ رفتی با دختر آقا فیروز ازدواج کردی؟» گفتم قسمت این شد و من اصلاً خبر نداشتم و مادر خدابیامرزم پیش‌قدم شد. همه می گفتند مهدی تارتار خیلی زرنگ است. شاید از نظرم همسرم خیلی خوش‌شانس بودم اما از آن به بعد به‌جای نان آقا فیروز چوب او را خوردم! همیشه و همه‌جا به چشم دیگری مرا نگاه می‌کردند. من بازیکن ملی‌پوش بودم اما بعد از این‌که داماد آقا فیروز شدم می‌گفتند داماد او همیشه در ترکیب است. وقتی مربی شدم همیشه مشکل پیش می‌آمد. اذیت شدم اما واقعاً چیزهای زیادی از او یاد گرفتم. او مربیِ با سبکی است. خیلی از فوتبالیست‌هایی که الآن مربی هم شده‌اند و با آقا فیروز کار کرده‌اند، چیزهای زیادی از او یاد گرفتند. البته او هیچ‌وقت به حقش در فوتبال نرسید و این به‌خاطر زبان سرخش بود.

 


** گفتم این دیوانه کیست؟


زمانی که داماد آقا فیروز نبودم و بازیکن جوانان پاس بودم، مرا به فدراسیون دعوت کرد و گفت بچه جان این چند برگه را امضا کن و برو. امضا کردم و رفتم. فردایش در یکی از هفته‌نامه‌ها نوشته بودند اولین قرارداد 10 ساله در فوتبال ایران به ثبت رسید! پیش خودم گفتم این دیوانه کیست که چنین کاری کرده؟ مطلب را خواندم و دیدم خودم هستم. از طرفی پاس تیم بزرگی بود و افتخار می‌کردم، اما بعدها فهمیدم هر جا بخواهم بروم باید نصف بیشتر قراردادم را به پاسی‌ها بدهم. خیلی هم اذیت شدم. تا هفت سال هر جا می‌رفتم باید درصدی از قراردادم را به پاس می‌دادم. بعد از آن دلشان سوخت و آزادم کردند. این چوب را خود آقا فیروز هم خورد، چون من و دخترش از کل قرارداد محروم می‌شدیم.


** سه فرزند پسر دارم


من زود ازدواج کردم و ثمره این ازدواج سه فرزند پسر است. یکی‌شان حسین است که 22 سال دارد. سجاد که اسم شناسنامه‌ایش امیرمحمد است 15 سال دارد و در نونهالان پیکان بازی می‌کند. یکی دیگر هم محمدطاهاست که دو سال است خدا به ما داده است. امیدوارم در زندگی‌شان موفق باشند.


** ماجرای عقد قرارداد با حسین تارتار


حسین پسر بزرگم در نیروی زمینی سرباز بود. خدمتش که تمام شد به هر کس او را معرفی می‌کردیم می‌گفت خودت چرا او را برنمی‌داری؟ دیدم راست می گویند؛ من مربی یک تیم لیگ برتری هستم. می‌توانم او را در سهمیه امیدها بگذارم؛ اگر توانایی‌اش را داشت که کار را می‌گیرد و اگر هم نداشت که ما این فرصت را به او داده‌ایم تا بعدها در ذهنشان نماند. وقتی حسین با بزرگسالان تنه به تنه شد و آسیب دیدگی‌ای برایش پیش آمد، خودش آن‌قدر بافهم و شعور است که گفت من نمی‌خواهم فوتبال بازی کنم. به خاطر حرف و حدیث‌ها دوست ندارم حاشیه ای برای شما درست شود. بعد هم فوتبال را کنار گذاشت و الان بدنسازی می‌کند و کارش هم آزاد است. اصلاً قرارداد حسین با پارس جنوبی هم قرارداد مالی نداشت. منتهی امیرمحمد الآن در پیکان خوب فوتبال بازی می‌کند.


** به یحیی زنگ زدم و برایش آرزوی موفقیت کردم


یحیی گل‌محمدی از مربیان موفق ماست و برایش در پرسپولیس آرزوی موفقیت می‌کنم. حتی به او زنگ زدم و با این مربی صحبت کردم.


** در شرایط نابرابر با مربیان دیگر رقابت می‌کنم


ما در شرایطی به هم می‌خوریم که نابرابر است. من وقتی با پسرانم صحبت می‌کنم می‌گویند نمی‌شود شرایط برعکس شود و تو با مربیان دیگر رقابت کنی؟ آن‌ها تعصب دارند. ما خودمان هم تعصب پدرانمان را داشتیم. دوست داشتیم همیشه موفق باشند. من دوست دارم شرایط برعکس شود و ما یک تیم بزرگ و متمول داشته باشیم و با مربیان دیگر رقابت کنیم. ضمن احترام به همه مربیانی که زحمت می‌کشند، دوست دارم روزی برسد که جایگاه‌هایمان عوض شود تا عیار واقعی مربیان بیشتر مشخص شود.


** مطمئنم روزی سرمربی پرسپولیس می‌شوم


من این مسئله را از طریق رسانه‌ها متوجه شدم. با من صحبت رسمی نشد، اما جزو گزینه‌ها بودم و باعث خوشحالی است. یحیی گل‌محمدی هم از مربیان موفق فوتبال ماست و برایش آرزوی موفقیت می‌کنم. حتی با او تماس گرفتم و تبریک گفتم. امیدوارم مثل سال‌های گذشته در پرسپولیس موفق باشد. همان‌طور که گفتم، دوست ندارم خیلی درباره این موضوعات حرف بزنم، اما مطمئنم روزی این اتفاق خواهد افتاد.


** قصه درگیری رسانه‌ای با قلعه‌نویی


همیشه از آقای قلعه‌نویی تعریف و تمجید می‌کردم. الآن هم او را می‌ستایم. در آن مقطع ما یک بازی سنگین را پشت سر گذاشتیم و اگر تیمی با بضاعت بتواند جلوی سپاهان با مربی بزرگش و ساختار باشگاهش و بازیکنان باکیفیتش امتیاز بگیرد کار بزرگی کرده است. من دوست نداشتم کار بزرگ ما در اصفهان بی‌ارزش شود. بعد از بازی من بلافاصله پیش هواداران رفتم و آقای قلعه‌نویی با پاشایی و اینانلو صحبت کرده بود. بعد که در تلویزیون دیدم، خیلی ناراحت شدم. هدفمان هرگز این بود که با ضد فوتبال امتیاز بگیریم. من فقط خواستم از حق تیممان و خودمان دفاع کنیم. من صحبت‌هایی کردم که واقعیت بود. هر مربی‌ای تاکتیک خاصی دارد که قابل احترام است.  اتفاقاً بازی گذشته‌مان هم با سپاهان بود که فشار زیادی به ما آوردند. سپاهان می‌خواست ما را ببرد و اواخر بازی کاملاً یک‌طرفه بود و شانس آوردیم که نباختیم.


** هیچ مشکلی با امیرخان نداریم


در مقطعی متوجه شدم آقای قلعه‌نویی بیماری سختی گرفته و کارش به بیمارستان کشید. به‌هر‌حال بر حسب کوچک‌تر بودم و رفاقتی که داشتیم تماس گرفتم و جویای احوالش شدم. خدا را شکر مشکلش برطرف شد. الآن هم مشکلی نیست. اتفاقاً با یکی از تاکتیک‌های خود امیرخان نزدیک بود به آن‌ها گل بزنیم. اوت دستی انداختیم و گلرشان گرفت. من مخالف اوت دستی نبودم. وقتی بحث این چیزها به وجود می‌آید مچبوریم دفاع کنیم. ما در سال اول پارس جنوبی بیشترین گل را روی اوت دستی زدیم و هر مربی‌ای تاکتیک خودش را دارد و قابل احترام است.


** الگوبرداری از گواردیولا، کونته و کلوپ


ما نمی‌توانیم همیشه به یک سبک بازی کنیم. من بازی مالکانه تیم های گواردیولا، بازی دفاعی و ضدحمله کونته و مورینیو و کار پرسینگِ یورگن کلوپ را دنبال می‌کنم. با توجه به شرایط بازی‌ها سعی می‌کنم از این مربیان الگوبرداری کنم. چند نوع سیستم را با بچه‌ها کار می‌کنیم. در هر بازی یک سبک خاص داریم. اگر می‌بینید یک مربی ناگهان سقوط می‌کند و خانه نشین می‌شود [به این دلیل است که] فقط یک سبک داشته است.


** باید از اروپایی‌ها یاد بگیریم


امروز دنیای ارتباطات است. ما به‌روز فوتبال‌ها را می‌بینیم و می‌توانیم از هر بازی‌ای تاکتیک در بیاوریم. بازی تیم‌های این چند مربی را خوب دنبال می‌کنم. ما خیلی چیزها را باید یاد بگیریم. در کشوری هستیم که خیلی مثل کشورهای اروپایی برای فوتبال هزینه نمی کنیم. باید از آن‌ها یاد بگیریم. این ارتباطاتِ قوی‌شده به ما کمک می‌کند. من همیشه می‌گویم ما مانند یک گروه فنی هستیم و به‌تنهایی کاره‌ای نیستم.


** داستان علاقه به خودرو


به‌هر‌حال اکثر آدم‌ها این‌طورند که دوست دارند خودرویی سوار شوند که کیفیت بالایی داشته باشد و من نیز از این قاعده استثنا نیستم.

از سراسر وب
ديدگاه کاربران
برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.